داستان های سکسی شهوانی بدن چرب و داغ با کوس تنگ کردنی دادم بهش و بغل کرد و اروم تو گوشم

داستان های سکسی شهوانی بدن چرب و داغ با کوس تنگ کردنی

داستان های سکسی شهوانی خلاصه با دیدن این لعبت زیبا که مطمئن بودم دکی حسابی کص و کون این نعمت الهی رو یکی میکنه کیر منم شق کرد و گفتم کاش این نعمت بهشتی رو میکردم با اون پر و پاچه های توپش که ادمو یاد این کص های توپ سایز بزاررس مینداخت.
خلاصه اقا که شما باشی بعد از بستن قرارداد ما شروع کردیم مخ زنی که سارا خانم چند سالته و ازدواج کردی یا نه و تعریف کردن ازش که دختر به زیبایی تو چطور ازدواج نکرده و گفتم من ازت خوشم اومده و اگه اوکی باشی یه مدت باهم باشیم تا ببینم اگه خوب کصی بودی مثلا ازدواج میکنیم اگه تو کص دادن اذیتم کردی و ناراحت شدم ازت که نمیگیریمت و اگه راحتم کص دادی که پس جنده ای و باز هم نمیگیرمت ولی اگه کلا بهم ندی باز هم نمیگیرمت و میگم کص ننت.
خلاصه اقا ما چند روز با این کص بهشتی رفتیم گردش و رستوران و سفره داستان های سکسی شهوانی خونه و بوس و بغل و دستمالی و خرج و برج.
شروع کرد به ساک زدن که باورم نمیشد
از خوش شانسیم خیلی لوکس بود و مشتریای باحالی میومد توش
خلاصه منم که هیچ قند تو دلم اب شده بود برا اخر ماه لحظه شماری میکردم که اخر ماه شد و شیش صد تومن حقوق یک ماهمو ازش گرفتم و به علاوه یه روز مرخصی رفتم خونه به بابام گفتم تا فردا خونه دوستمم و نمیام یه حموم رفتم همه موهامو زدم خلاصه سشوار کشیده عطر زده رفتم پیش پسر خالم که بهش گفتم 200پول گیر اوردم داستان های سکسی شهوانی
اول داشت مسخره میکرد برو بچه تو کل هیکلت 20تومن نمی ارزه و عمرا داشته باشی
پولو نشونش دادم باورش شد زنگ زد به طرف که اسمش نازنین بود
سوار موتور شدیم و رفتیم جلو خونش که رسیدیم امین پیادم کرد به داستان های سکسی شهوانی هزار زو فرستادمش بره میگفتم منم میام منم که خجالتم میومد گفتم راحت نیستم که راضی شد و رفت

بدن چرب و داغ با کوس تنگ کردنی

سکس
زنگو که زدم برداشت گفت کیه و دم در گفت خودتی گفتم اره و از این چرت و پرتا که درو زد
اولین قدم:که برداشتم رفتم داخل قلبم شرو کرد به تند تند زدن
جوذی که داشت میومد تو حلقم نمی دونم چرا اونجوری شده بودم یه حسی بین هیجان و استرس بود سوار اسانسور شدم رسیدم بالا تو که رفتم دیدم که نازنین خانوم جلو در وایستاده و با یه ساپرت تنگ و بایه تیشرت
از خودش بگم که بدنش اندامی بود و خیلی خوش استایل با سینه های داستان های سکسی شهوانی رو فرم
که هر وقت یادشون میوفتم راست میکنم
نازنین خانوم رو که دیدم تپش قلبم بیشتر شد منم که پاستوریزه به ته ته په ته افتاده بودم اومد جلو و دست دادم اومد جلو وبوسیدیم همدیگرو
دستمو گرفت برد منو به حالت خیلی حشری پرتم رو کاناپه رفت شربت و شیرینی اورد گذاشت جلوم
منم که تو شک بودم اخه تاحالا با اینجور چیزا روبرو نشده بودم
سر بحثو باز کرد گفت اسم و سنمو پرسید

سینه هاشو مالش دادم
اینو بگم که نازنین 24سالش بود و تو سن 20سالگی ازدواج داستان های سکسی شهوانی کرده که شوهر بعد از 3سال میزنه زیر همه چی که کارش به خودفروشی میوفته
بعد از یه گپ کوتاه که باهم زدیم استرسم کم تر شد و تپش قلبمم اومد پایین همینطور که درحال حرف زدن بودیم صورتشو اورد جلو یه لب کوچولو ازم گرفت و افتاد رو و شرو کرد به لب گرفتن و گه گدایی هم لبمو گاز میگرفت منم که ناشی بودم وسط لب گرفتن نازنین میگفت اونجا نه نه اق چقدر تفکی لب میگیری که منم گفتم دفع اولمه اونم گفت اشکال نداره همین که لب گرفتن تموم شد یگم سینه هاشو مالش دادم شلوار و شرتم:که در اورد شروع کرد به ساک زدن که باورم نمیشد که یکی داره برام ساک میزنه اصن کپ کرده بودم نمیدونید اولین بارم چه کیفی داشت
داشت ابم میومد که سرشو اوردم بالا شرتشو دراوردم دیدم که یه داستان های سکسی شهوانی کوص خوشگل و ناز جلومه خیلی ناز بود
خواستم بکنم توش که گفت نه علی کوچولو اول بلیسش که من گفتم بلیسم ؟
گفت اره

جودی از بالا و پایین داخلش فرو میره

ابم ریخت و همشو ریختم رو شکمش
بعش گفتم که بلد نیستم و بدم میاد که التماسم کرد و گفت دوس دارم برام بلیسی
خلاصه به هر زوری بود جشمامو بستم صورتمو بردم جلو اروم اروم داستان های سکسی شهوانی شرو کردم به زبون زدن و با یه دستم هم ناشیانه انکشت میزدم این قسمتشو هر وقت یادم میاد حالم بهم میخوره کوص لیس نبودیم که شدیم ?خلاصه نازنین خانوم سیر که شدن کیزو اوردم جلو کردم تو کوص نازش یه ده دقیقه ای که جلو عقب شدم ابم ریخت و همشو ریختم رو شکمش
اونم گفت اق علی چرا ریختی رو شکمم بدم میاد که بدوبدو رفت خودشو شست اود و رو کاناپه نشست تو بغلم و جشم تو جشم شدیم که بازم نازنین .شرو کرد به لب گرفتن و تا صب 4بار همدیگرو ارضا کردیم
فردا که داشتم کیرفتم یه چهار تا تراول پنجاه ای دادم بهش و بغل کرد و اروم تو گوشم داستان های سکسی شهوانی گفت میخوام بازم بیای پیشم ، گفت داستان های سکسی تصویری بگو گفتم دوست داری امشب یه حال اساسی بکنیم؟ گفت رضا یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟ گفتم نه عزیزم بگو گفت خیلی هوس کردم امشب با اونها باشم،پیش خودم احتمال میدادم که بخواد با همون پسره احمد باشه، اما فکرنمیکردم دونفر رو بخواد. مستی حسابی روش اثر کرده بود. گفتم مطمعنی؟ گفت اگر تو مخالفتی نداشته باشی، آره
که گفت شمارتو بده شمارمو بهش دادم که الان از این قضیه یه سه ماهی میگذره داستان های سکسی شهوانی و تفریبا هر هفته میرم پیشش
داستان های سکسی تصویری داستان های سکسی کردن کس کس کردن ایرانی کون کردن ایرانی ماساژ جنسی ماساژ کس فیلم سکسی ماساژ سکسی ماساژ ماساژ سكسي فیلم ماساژ سکسی فیلم سکسی عمو جانی

Scarlet Chase in Evil Angel Anal Cream Sundae

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *