Download complete video now!

سکس تو ماشین ورزش با مرد دیک بزرگ در ماشین است سرشو بیشتر به سینه م فشار داد

سکس تو ماشین رشو رو سینم گذاشت و چشاشو بست

سکس تو ماشین اون موقع جایی رو نداشتم.خانواده م چند روز رفتن شهرستان.منم این فرصت رو بهترین فرصت دیدم.بهش گفتم دوست دارم تنها باشیم و واسه یه ساعت حتی اگه آخر زندگیمه تو بغلت بخوابم.قبول کرد.تا اون موقع حتی آدرس مارو نمیدونست.اومد پیشم.اومد تو و منم باهاش دست دادم.خدایا اون روز چه قدر خشگل بود.نگام کرد گفتم چته.گفت یاسر نزار کار بدی بکنم.من خودمو به تو میسپارم.با هم نشستیم.نهار ماکارونی درست کردیم و خوردیم.بعدس اومد پیشم نشست. آبتین مدام می گفت یواش یواش. میلاد باز هم بیشتر فشار داد تا اینکه نصف انگشتش رفت تو کون آبتین. آبتین دوباره دردش گرفته بود و مدام از میلاد می خواست یواش تر بکنه تو سوراخش ولی میلاد توجه نمی کرد و به کارش ادامه داد. کم کم تو یواش یواش آبتین بغض شنیده شد. میلاد توجه خاصی نکرد با زور شصتشو تا ته فرو کرد تو کون آبتین. آبتین گریه و التماس می کرد تا میلاد یه ذره یواش تر انگشتش کنه اما میلاد بی توجه بود و شصتشو سریع تو کونش تو و بیرون می کرد. معلوم بود که کون آبتین تا اندازه شصت میلاد میتونه تحمل کنه. میلاد حسابی آتشی شده بود و آبتینو خیلی سریع انگشت می کرد.

من پشیمون بودم که کاش اصلا پیشنهادشم نمیدادم چشامو بسته بودمو موهاشو نوازش میکردم

سرشو بیشتر به سینه م فشار داد.نگاش کردم و گفتم فریبا یادته تو یه قول بهم دادی؟خواستم بگم من به خاطر این اون دروغ رو گفتم که با تو سکس کنم و منو ببخش.گفت آره الانم به خودت میگم که حس دارم سکس تو ماشین .مخم هنگ بود و نمیدونستم چیکار کنم.گفتم فریبا تحملش کن گفت یاسر میخوام ولی نمیتونم.گفت مگه تو شوهرم نمیشی.تو فکر سادگی دختر بودم که لباشو رو لبام گذاشت.کشیدم عقب و گفتم تو ارضا بشی برای من کافیه.

من پشیمون بودم که کاش اصلا پیشنهادشم نمیدادم چشامو بسته بودمو موهاشو نوازش میکردم

سرشو بیشتر به سینه م فشار داد.نگاش کردم و گفتم فریبا یادته تو یه قول بهم دادی؟خواستم بگم من به خاطر این اون دروغ رو گفتم که با تو سکس کنم و منو ببخش.گفت آره الانم به خودت میگم که حس دارم.مخم هنگ بود و نمیدونستم چیکار کنم.گفتم فریبا تحملش کن گفت یاسر میخوام ولی نمیتونم.گفت مگه تو شوهرم نمیشی.تو فکر سادگی دختر بودم که لباشو رو لبام گذاشت.کشیدم عقب و گفتم تو ارضا بشی برای من کافیه. . درد تموم وجود آبتینو گرفته بود و نفس های آروم می کشید. با هر حرکت کوچیک دست میلاد یه شک بهش وارد می شد و یه تکون می خورد سکس تو ماشین. میلاد آروم آروم انگشتشو بیرون می کشید و آبتین هم با آه آه اوه می کرد. آبتین به میلاد گفت یکم یواش تر میلاد هم گفت باشه و یه دفعه انگشتشو فرو کرد تو سوراخ آبتین. آبتین یک دفعه دست و پاش سیخ شد و نفسشو با یه جیغ بلند بیرون داد و شروع کرد به لرزیدن و ناله کردن سکس تو ماشین. آروم زیر لب می گفت یواش تر یواش تر آی آی کونم. میلاد شروع کرد به انگشت کردن آبتین. کون آبتین خیلی تنگ بود و واقعا داشت درد می کشید. بعد از چند دقیقه یکمی اوضاش بهتر شد و کونش جا باز کرد و طرز ناله کردنش عوض شد. آبتین نفس نفس می زد و میلاد هم از انگشت کردنش حال می کرد. میلاد شصتشو گذاشت رو سوراخ آبتین. یه کوچولو فشار داد و نوکشو فروکرد. آبتین می گفت یواش یواش تر. میلاد فشارو بیشتر کرد و یه خرده بیشتر فروکرد.

نمیدونم اسمش رو بزارم خوش شانسی یا بد شانسی که با خوشکل ترین

دختر فامیلمون هم سن بودم.همیشه توی جشن ها و مهمونی ها و مراسم ها همبازی بودیم.حتی زمان مدرسه رفتن هم بعضی وقتا با هم درس میخوندیم و اجازه داشتیم سوالای درسیمون رو از هم بپرسیم یا به همدیگه کمک کنیم اما هیچکس نمیفهمید که حس ما نسبت به همدیگه چقدر روز به روز بیشتر و بیشتر میشد.
اون به خاطر زیباییش معروف بود و منم به خاطر چشمایِ آبی که داشتم…
همیشه میدونستم وقتی که من به سن ازدواج برسم و شرایطش رو پیدا کنم اون بچه ش رو بغل میگیره دقیقا هم همینطور شد…
اون فارغ التحصیل دبیرستان شد و به محض گرفتن دیپلم تو سن هجده نوزده سالگی ازدواج کرد و حتی با زیبایی که داشت تا همین سن هم مجبور بودن خیلی از خواستگاراش رو دست به سر کنن.شوهرش تحصیل کرده خارج از کشور بودو به احتمال زیاد میخواستن برن اونجا زندگی کنن…
اما من چی یا کی بودم که بخوام با آینده این دختر بازی کنم و ازش بخوام بین من و همسرش یکی رو انتخاب کنه؟؟هیچکس.دقیقا من آقای هیچکس بودم!!.حتی یه نفر هم روی من به عنوان کسی که بتونه ازدواج کنه حساب نمیکرد.سخت بود اما منم مجبور بودم تمام خاطره ها و احساساتم رو توی عمیق ترین جای قلبم چال کنم…

اوایل خیلی سخت گذشت و هر چی خاک زمان بیشتر

روی خاطراتم ریخته شد و با گذشت سالها یکی بعد دیگری باهاش کنار اومدم.ورزش میکردم خوشگذرونی میکردم و دنیا رو به تخم چپمم نمیگرفتم…
حالا بعد از چند سال نوبت من بود که شریک زندگیم رو انتخاب کنم…
یادمه اونشب شب بله برون من بود و بعد از اون هم یه هفته بعد قرار عقدمون رو گذاشتم…
-سلام اقای چشم آبی…
صداش به گوشم آشنا اومد.سرم رو برگردوندم تا ببینم کیه!!.راستش باورم نمیشد که پریا باشه اما واقعا خودش بود…
-س س س س سلام!!!
هنوز کمی متعجب بودم که دستش رو سمتم دراز کرد…
-چطوری اقا محمد خیلی وقت بود ندیده بودمت…
-خوبم.تو چطوری؟؟اینجا چیکار میکنی؟!معذرت میخوام ازت البته منظورم از اینکه اینجا چیکار میکنی یعنی کی ایران اومدی هست وگرنه خیلی هم خوش اومدی…
-خیلی وقته ایرانم عزیزم فکر میکردم بدونی…

داستان سکسی

سکس داغ
داستان سکس
سکس ترکی داستان سکس با مامان داستان سکسی تصویری سکس زیبا دختر هیکل سکسی‌ گایش کون سکس خفن فیلم های سکسی سوپر ایرانی سکس امریکایی
کون

Extremely dumb busty blonde get cum on tits and kick of the van

سکس تو ماشین
From:
Date: December 2, 2020
Actors: Angel Wicky

2 thoughts on “سکس تو ماشین ورزش با مرد دیک بزرگ در ماشین است سرشو بیشتر به سینه م فشار داد

Comments are closed.