Download complete video now!

سکس ایرانی بیتا هم اون پاش رو از کفش در آورد و میمالوند رو صورت آیدا

سکس ایرانی بوی کون رو استشمام کون

سکس ایرانی آیدا هم که خوشحال بود از کون اون دوتا خلاص شده به همین راضی بود و بو میکشید و گاهی میلیسید و عرق کف پاهای بیتا رو میخورد.حدود 1 ساعت صورت زن من و دوستش رو با عرق کون و کف پاهاشون خیس کردن و دهنشون پر از عرق کون و پاهاشون کردن و بلندشدن رفتن و وقت رفتن آیدا و سمیرا صورتشون سرخ بود.فاطمه گفت:دیگه نبینم از این غلط ها بکنین!!!بعد رفتن.من توی اتاق موندم بیرون نیومدم آخه کیرم سیخه سیخ بود.آیدا به سمیرا گفت:خاک برسرت با این نقشت کثافت جنده!سمیرا هم که اعصابش خورد بود اول اومد در اتاق رو روی من قفل کرد.من پریدم بالای شیشه اتاق دیدم سمیرا داره با کف پاهاش میکوبونه توی صورت آیدا و میگه

کی جنده ست سکس ایرانی

بعد آیدا رو خوابوند و کف پاهاش رو اول کرد توی کفش و با کفش گذاشت روی صورت آیدا و گفت:به خاطره تو آشغال از کون دو تا جنده خوردم!بعد از 5 دقیقه پاهاش رو از کفش درآورد و مالید روی صورت زن بیچاره من!آیدا هم داد میزد و التماس میکرد:خفه شدم سکس ایرانی.اوففففف……چه بوی گندی میده…….عرق کف پاهای اون ها بهتر بود اوففففف خیلی بو میده سمیرا..بسه.گوه خوردم.سمیرا گفت:به قول فاطمه فعلا باید عرق کون و پا بخوری!!!!آیدا گفت:تو رو خدا کون دیگه نه در همین حین سمیرا شلوارش رو در آورد و نشست روی صورت آیدا!آیدا داد میزد:کون بو گندوت رو از روی صورتم بردار سمیرا جندهاوففف……….بوی گوه میده.اوفففففف.عرق کونت بوی گوه میده

بعد از نیم ساعت که سمیرا کون و پا داد به خورد زنه من ساکش رو برداشت سکس ایرانی

گفت دیگه من دوستی به اسم آیدا ندارم.آیدا نگاش کرد و گفت خیلی پررویی جنده!من رو جلو شوهرم گاییدی حالا طلبکاری؟؟؟دوباره سمیرا اومد جلو آیدا و پاهاش گذاشت روی صورت آید !آیدا گفت باشه گوه خوردم از کونتم که خوردم.بسه!!!!سمیرا تمومش کرد و با کف پاش محکم زد توی دهن آیدا و آیدا رو پرت کرد اون طرف و بدون خداحفظی رفت.آیدا اومد در رو روی من باز کرد سکس ایرانی.دیدم صورتش سرخه سرخه و داره گریه میکنه.منم گفتم تا تو باشی از این کارا نکنی!آیدا گفت:نامرد نیومدی نجاتم بدی؟گفتم جلو زن مردم میومدم که فتنه میشد.

به محض رسیدن به خونه گفتم میخوام بدم دوش بگیرم. میدونستم آرمان حتما دوش میگیره، پس قبل از اون خزیدم تو حمام و با حوله پالتویی خواهرم اومدم بیرون. آرمان سریع رفت حمام. عجله ای برای لباس پوشیدن نداشتم. همینطور با حوله نشستم. میدونستم زود میاد بیرون. با دیدن من تو حوله گفت :”چرا لباس نپوشیدی؟” گفتم :”آرمان امشب میخوام منو به آرزوم برسونی و بزاری باهات باشم” حوله رو باز کردم و پستانهای رسیده و برجسته ام رو با اون نوکهای صورتی رنگ زیبا نشونش دادم. بدون کوچکترین عکس العملی گفت:” این کار درست نیست، من تا زمانیکه از مونا طلاق نگرفتم بهش خیانت نمیکنم.” بدجوری تحریک شده بودم، شهوت تمام وجودم رو گرفته بود. رفتم جلو و کسم رو بهش نشون دادم. تلاش کردم ازش لب بگیرم و دست به کیرش بزنم، بدون کوچکترین خشونتی فقط مانعم شد و گفت:”خواهش میکنم منو خودتو بیشتر اذیت نکن.” زدم زیر گریه و گفتم:”میدونم من خوشگلی مونا رو ندارم، ولی اون تا حالا صد بار به فریبرز کس و کون داده، من عاشقتم و همین امشب میخوام بات باشم.” گفت:”مسئله خوشگلی تو نیست. منم تو رو دوس دارم، ولی اینکار درست نیست” ،کاملا ناامید شدم دیگه. با حالت نا امیدانه ای این بیت حافظ رو زمزمه کردم:

فرصت شمار صحبت کزین دوراهه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

برای لحظاتی منقلب شد و اومد جلو و ازم لب گرفت. بعد گفت:”فقط اورال سکس” ظاهرا ادبش حکم میکرد که از واژه ساک زدن استفاده نکنه. رو تخت پاهام رو باز کردم و شروع کرد به خوردن پستانهام و ور رفتن با کسم. من با تحریک کلیتوریس (چوچول) ارضا میشم، البته اون موقع دقیقا نمیدونستم. اون هم شروع کرد برام لیس زدن و مکیدن چوچولم. لذت وصف ناپذیری بود، قبلا چندین بار خودارضایی کردم و سه بار هم با دوستم نیلوفر کسهای همدیگه رو خورده بودیم، اما این اولین تماسم با جنس مخالف بود. لذت عمیقی میبردم. راستش می ترسیدم بهش کس بدم، اما اگه میخواست بهش کون میدادم. سعی کردم تشویقش کنم، برای همین بهش گفتم اگه دوست داری میتونی کونم رو انگشت کنی. با لحن جدی گفت:”فقط اورال”. گفتم:”بزار کیرت برات ساک بزنم.” به حالت شصت و نه شروع به ساک زدن براش شدم. اون زمان تصور دقیقی از سایر کیر نداشتم، اما میدونستم باید سفت باشه که نبود. اون کسم رو میخورد و لذت میبردم تا نهایتا ارضا شدم. تنها در لحظات ارضای من بود که کیر اون هم کاملا شق شده بود. بعد از چند لحظه دوباره شروع به ساک زدن کردم تا بالاخره بعد از کلی ساک زدن آبش اومد. این اولین باری بود که آب منی میدیدم.

فکر میکردم چیزی در حدود یک استکان باید بیاد ولی تنها قطراتی بود و بسیار لیز و لزج

احساس خوبی داشتم هرچند نصفه و نیمه اما تجربه سکس رو داشتم. اونم با آرمان. شب هم در کنارش خوابیدم. راستش دوست داشتم یک بار دیگه تجربه سکس رو تکرار کنیم، ولی آرمان بی تفاوت گرفت خوابید. صبح روز بعد آرمان با لحنی جدی به من حالی کرد که دیشب فقط برای اینکه دل من رو نشکونه راضی به سکس نصفه نیمه با من شده. آرمان به صراحت بهم گفت که اگرچه ازدواج اون و مونا عملا تموم شده است، اما حداقل برای یکی دو ساله آینده برنامه ای برای ازدواج نداره و مایل به داشتن ارتباط با من هم نیست. یادم میاد که اون روزها چقدر گریه کردم و چقدر سخت گذشت. طولی نکشید که مونا و آرمان از هم جدا شدند و ارتباط خانوادگی ما با آرمان هم بطور کامل قطع شد.

کردن کون سکس پسر سکس سینه سکس روسی شهوانی خانه کس تنگ فیلم سکسی نوجوان سکس تو ماشین سکس داغ داستان سکس سکس ترکی داستان سکسی تصویری سکس زیبا سکس خفن فیلم های سکسی سوپر ایرانی سکس امریکایی

MUSLIM BITCH

سکس فارسی

From:
Date: December 3, 2020

One thought on “سکس ایرانی بیتا هم اون پاش رو از کفش در آورد و میمالوند رو صورت آیدا

Comments are closed.