سکس آمریکا مامان بزرگ با ممه های بزرگ آویزون کردیم وبالاخره اومدیم

سکس آمریکا مامان بزرگ با ممه های بزرگ آویزون

سکس آمریکا گفتم یا جواب میده یا نمیده ، فرداش سریع بهش زنگ زدم و قرار گذاشتم بعد از بعد از ظهر گفت بعد از اتمام کارم بیا دنبالم منم رفتم دنبالش دوباره با ماشین یک ساعتی بود دور زدیم خودم رفتم جای خلوت که کسی نباشه بعد بهش گفتم کی قراره ازدواج کنی گفت تا یه چند وقت دیگه ملوم میشه منم سریع اون ترفندی که تو ذهنم اومده بود رو به کار بردم گفتم ببین مریم من میدونم تو چه جور ادمی هستی میدونم ادم مذهبی هستی و دستت به هیچ پسری نخورده ولی بدون من خیلی دوس داشتم برای بک بارم که شده جای شوهرت باشم گفت ینی چی گفتم تو که میخوای تا چند وقت دیگه ازدواج کنی خب بیا تا اون موقع صیغه من شو اونم جا خورد گفت من دخترم نمیتونم صیغه بشم گفتم بابا جووون میشه من خودم از چند تا مرجع پرسیدم گفتن دختر که بالغ باشه و بتونه خوب و از بد تشخیص بده بعد واسه جلوگیری از گناه میتونه صیغه بشه خلاصه رفتم رو مخشو ترفندم سکس آمریکا جواب داد و قبول کرد منم که چند سری صیغه کرده بود م بلد بودم چی باس بگم بهش گفتم و صیغه

فردا صبح حدود ساعت 10 بیدار شدم و دیدم نسیم نیست. حمام خیس بود و لباس هاش نبود. فقط یه یادداشت کوچک پشت جعبه دستمال کاغذی برام گذاشته بود: “ساعت 2 توی رستوران می بینمت. نسیم”. دوش گرفتم و خودمو مرتب کردم و تمام مدت به این فکر می کردم که نکنه این زن خارق العاده رو تو شرایطی که دوست نداشته قرار دادم و الان پشیمون شده باشه. ولی کار از کار گذشته بود و باید نتیجه کارمو می پذیرفتم. ساعت 2 عصبی و بی قرار رفتم رستوران. نسیم خیلی دوستانه ولی رسمی از من استقبال کرد و منو به سرپیشخدمت به عنوان یه مشتری قدیمی معرفی کرد. حس بدم داشت بدتر می شد و این برخورد رسمیش داشت منو مطمئن تر می کرد که نسیم از دیشب ناراحته تا اینکه منو برد سر میزی که برامون آماده شده بود، ته سالن و پشت سن-جایی که موسیقی زنده اجرا می شد. وقتی که نشستم، نسیم از زیر میز دستمو گرفت و لبخند زد. انگار بار دنیا رو از روی دوشم برداشتن سکس آمریکا. فکر می کنم عصبی بودنم و بعد خوشحالیم تو صورتم کاملا واضح بود چون نسیم با نیمچه لبخندی گفت “دیشب عالی بود. من بیشتر از تو می خواستم و از لحظه به لحظش لذت بردم”. و قبل از اینکه هر جور سوال احمقانه ای بپرسم بهم گفت صبح اول وقت قرص morning after خریده و خورده و الان دیگه نمی خواد در مورد سکس دیشب مون صحبت کنه. بهم گفت در مورد سکس آمریکا زندگیم تو کانادا بیشتر بهش بگم. از روزمرگی هام مثل خرید، قهوه خوردن تو تیم هورتون، ماشینم، رنگ دیوار اتاق های آپارتمانم. آروم با هم صحبت کردیم و یه سالاد سبک خوردیم. وقت رفتن من بود. به من گفت برم وسایلمو جمع کنم و وقتی کارم تموم شد رسپشن هتلو خبر کنم. وسایلمو با بی حواسی جمع کردم و چمدونمو بستم و زنگ زدم به رسپشن. چند دقیقه بعد در زدند. حدس می زدم کی باشه. درو که باز کردم نسیم با تمام وقار و گرما و جذبه پشت در بود. دستشو گذاشت روی شونه ام و گفت “هیچی نگو” و آروم اومد توی بغلم. دستهامو دورش حلقه کردم و توی بغلم نگهش داشتم و به صدای نفس کشیدن گوش کردم. شاید ده دقیقه ای تو اون حالت بودیم، گرچه که ممکن بود ده ساعت بوده باشه. سکس آمریکا من توی این دنیا نبودم و از خودم خبر نداشتم. نسیم آروم از بغلم اومد بیرون، زیر گلومو بوسید و از اتاق رفت. وقتی رفتم پایین، پیداش نبود و من دیرم شده بود. نفهمیدم چطور چک آوت کردم و تا فرودگاه رفتم و وسایلمو تحویل دادم و سوار هواپیما شدم. هواپیما که داشت بلند می شد، انگار دل من پاره پاره می شد. با خودم تکرار کردم “این فقط سکس بود مامان بزرگ با ممه های بزرگ آویزون

سکس
زندگیمون هم شکرخدا بدنیست.این داستان برای چندوقت پیشه وقتی که پدربزرگ محسن فوت کرد ونزدیک ده روزخونه پدری محسن بودیم و حسابی سرمون شلوغ بود خونه پدریشون تو بابل هست وکل فامیل هاشون هم اونجان.تواین مدت محسن به من دست هم نزده بود ومن حسابی داغ شده بوده بودم میدونستم محسن هم همین وضع داره ولی موقعیت فراهم نبودکه سکس کنیم.کارهارو روبراه کردیم وبالاخره اومدیم خونمون هردومون دوش گرفتیم من حسابی به خودم رسیدم.شام خوردیم وروی مبل جلوی تلویزیون نشستیم مشغول تماشای فیلم بودیم.کاملا هوس سکس کرده بودم ومنتظربودم محسن پیش قدم بشه.حین تماشای فیلم دستش انداخت پشتم ویک جوری بغلم کرد.بعداز یک مدت یواش یواش بوس کردن صورتم شروع سکس آمریکا کرد همیشه اینطوری به من می فهموند که سکس میخواد بعد شروع به بوس کردن گردنم کرد همیشه اینکار می کرد دست وپام شل می شد اونم اینو میدونست.بعد طرف لب هام اومد منم همراهیش کردم شروع به گرفتن لب ازهم کردیم درحین لب گرفتن من زبونم اوردم بیرون اون شروع به خوردن زبونم کرد به من گفته بودکه ازاین کار خوشش میاد

خوش کیر ترین کونی که دیدم

چوچوله منو تحریک میکرد
من همیشه موقع لب گرفتن اینکار میکردم حسابی داغش میکردم.دیگه طاقتش تموم شد منومثل بچه بغل کرد به اتاق خواب برد اون جا به سرعت لباس هامون سکس آمریکا دراوردیم بازم مشغول عشقبازی شدیم.به من گفت خیلی دوست دارم مینا .بازم لب ها وگردنم بوس میکرد واینبار سینه هاموهم مک میزد.بادست چوچوله منوهم مالش میداد دیگه کامل منو دیوونه کرد اینبار نوبت من بودکه واسش کاری انجام بدم بلندشدم نشستم وتوهمون حالت که اون چوچوله منو تحریک میکرد منم بادستم الت اونو مالش میدادم.داخل کسم دیگه خیس خیس شده بود.کامل هردو تحریک شده بودیم باید اخرین مرحله روهم انجام می دادیم. بازم بوسم کرد . ازم خواست پشتم بهش بکنم بااب دهنش کسم لیزکرد وخیلی اروم کیرش وارد کرد چندباری که عقب جلو کرد انزال شدم یکم بی حال شدم.ولی نباید شل می شدم اون هنوز به من نیازداشت.چنددقیقه همون حالت کارش ادامه داد بعد منوبرگردوند روبه جلو.اینبار درحین انجام سکس چشم سکس آمریکا توچشم بودیم

خودشو داخل کسم خالی کرد
هرازگاهی لب هامو بوس سکس آمریکا می کردو منم حسابی باناز اه وناله میکردم تااینکه به نقطه اوجش رسید اینواز سرعت کارش که بیشترشد فهمیدم.بازم انزال شدم محسن هم تمام منی خودشو داخل کسم خالی کرد اینکارم دوست داشت من همیشه قرص میخوردم بابت حاملگی نگران نبودم.چند دقیقه همونطور پیشم خوابید چندبار بوسم کرد بعدرفت حموم دوش بگیره منم رفتم دستشویی خودم خالی کردم بعداز محسن رفتم حموم.وقتی دراومدم همراه محسن دوتاشربت خوردیم وبازم تلویزیون دیدیم.موقع خواب محسن من بغلش گرفت یکم شوخی کردبعد سکس آمریکا تمام شب بغل هم خوابیدیم
سکس عربی سکس فارسی لانا رودز سکس لانا رودز سکس لانا سکس کردی سکس دکتر سکس امریکای سکس خارجی جدید سکس خارجی سکس امریکا سکس ماساژ

Actors: Jill Kassidy

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *