Download complete video now!

داستان سکسی خاله به مامان این داستان تموم شد و 1 ماه گذشت مامان رو گرفتن و خوابوندن روی

داستان سکسی خاله نگاه کن توی دوربین و از مزه کف پاهاشون بگو!مامان گفت

داستان سکسی خاله مامان گفت کف پاهام رو قشنگ میلیسی و میخوری تا بزاریم بری.خاله هم به ناچار کف پاهای مامان رو میخورد و عرق کف پاهاش رو قورت میداد.وقتی خاله بلند شد دیدم صورتش خیسه عرق کف پاهای مامان و زنمه .این داستان حدود 1 ساعتی طول کشید و خاله وقتی میخواست بره گفت:خدا لعنتتون کنه.آیدا خانم مطمعن باش جبران میکنم.آیدا و مامان هم گفتن تو برو فعلا صورتت رو بشور که بوی کف پ میده و دو تایی زدن زیره خنده.خلاصه خاله رفت و من اومدم بیرون و با هم نشستیم عکس ها و فیلم ها رو تماشا کردیمو میخندیدیم.نیم ساعتی گذشت که زنگ خونه به صدا در اومد داستان سکسی خاله. بعد جوراباش رو دوباره کرد توی دهنه آیدا و با کف پاهاش میکوبوند توی صورتش!!!!این طرف نمیدونین داشتن با مامان چه کار میکردن!!!!!خاله داشت با گوشی فیلم میگرفت و دوتا خواهر شوهراش با کف پاهاشون صورت مامان رو خفه میکرد و زبونه مامان رو میمالوندن کف پاهاشون!!!مامان هم عرق پاهاشون رو میخورد داستان سکسی خاله. میلاد دستشو انداخت دور گردن آبتین و محکم اونو فشار داد و یه مدت نگه داشت. آبتین نفسش تنگ شد و میلاد هم گردنشو یه خورده شل کرد تا نفس بکشه. آبتین یه نفس عمیق کشید و شروع کرد به التماس کردن.

از چشمی در نگاه کردم دیدم خاله و دخترش و دو تا زن جوون دیگه همراهشن

من رفتم توی اتاق از بالای در نگاه میکردم.آیدا در رو باز کرد.دیدم دختر خاله کف پاش رو از کفش در اورده بود و با جورابای کثیفش زد توی دهن آیدا و رفت بالای سره آیدا و جورابش رو در آورد و کرد توی دهن آیدا و نشست روی شکم آیدا و کف پاهاش رو گذاشت روی صورت زن من!!!!!بقیه هم که اومدن توی خونه و مامان رو گرفتن زیره مشت و لگد.دو تا زن جوون با خاله خانم بودن!دو تاشون اندام های خوش فرم و خوشکل بودن.مامان رو گرفتن و خوابوندن روی زمین.خاله گفت این ها خواهر شوهرام هستن.حالا درسی به دوتاون میدیم تا دیگه از این گوها نخورین داستان سکسی خاله. میلاد شورت و شلوار آبتینو کامل از پاهاش بیرون کشید و آبتینو لخت مادرزاد کرد و اونو رو شکمش خوابوند و رو تنش دراز کشید. نوک کیرشو چسبوند به سوراخ باز شده ی آبتین داستان گی‌ آبتین حشری داستان سکسی خاله. همین که آبتین کیر بزرگ آبتینو با کونش لمس کرد شروع کرد به گریه زاری و التماس. مدام میگفت خیلی دردم میاد ،

من توی اتاق آبم اومد و ریخت توی شلوارم!!!!خاله از به مامان گفت

دختر خاله که 20 سالی داشت دمه دره خونه آیدا رو گرفته بود و با کف پاهاش داشت خفش میکرد و آیدا داد میزد:بوی عرق میده!!!!اوف….ففف….بلند شو دختره پررو کثافت جنده گوه!!!!این حرف رو که زد دختر خاله که اسمش بیتا بود با جفت پا فشار داد روی صورت زنه بیچاره من و صورتش رو له کرد. میلاد دستشو گذاشت رو دهن آبتین و بهش گفت بچه کونی آروم بگیر و هرکاری میگم بکن، اگه بخوای بری اونقدر میزنمت که از حال بری. آبتین هم که زورش به میلاد نمی رسید تسلیم شد و آروم آروم گریه کرد داستان سکسی خاله.  پاره میشم. میلاد دست راستشو از زیر سینه ی آبتین رد کرد و اون یکی دستشو از روی شونش حرکت داد و اونارو نزدیک گردن آبتین تو هم دیگه قفل کرد تا بتونه با تموم قدرت کمر و بازوهاش زور بزنه و فشار بده. کم کم شروع کرد به فشار دادن. کون آبتین با اینکه تنگ بود ولی به اندازه شصت میلاد گشاد شده بود.

دستش رو دور گردنم حلقه کرد

همینطور پاهاش رو دور کمرم!.وضعیت سختیه واسه تلمبه زدن اما چون درد داشت منم سعی کردم زیاد اذیتش نکنم.بعد از چند دقیقه که احساس کردم نزدیک اومدنم بلند شدمو آبم رو روی شکمش خالی کردم.سر کیرم خونی بود و چند تا قطره خون از کسش سرازیر شد.بیهوش افتادم و دیگه چیزی یادم نمیومد.
چند مدت گذشت…دوباره مجبور بودم به این زندگی لعنتی عادت کنم…
توی دفتر محل کارم بودم که صدام کردن که بیرون باهام کار دارن.خیلی متعجب شدم چون مادر پریا بود…
-بفرمایید سودابه خانوم در خدمتم.
بدون معطلی تف کرد توی صورتمو من فقط خشکم زده بود…
روی هر چی بی غیرت بود سفید کردی.تف به اون روت.تف به نون و نمکی که با هم خوردیم…
حرفای خیلی نا امید کننده ای ازش شنیدم.آرومش کردم تا بتونم باهاش حرف بزنمو بفهمم که چی شده…
تمام بدنم یخ کرد بعد از شنیدن واقعیت…

اینکه مادرم بعد از اون شب که توی پارک پریا رو دیدم

رفته بود در خونه ی بابای پریا و جلوی در و همسایه سکه ی یه پولشون کرده بود که جلوی دخترتون رو بگیرین یا خودم جلوش رو میگیرم.بابای پریا هم عصبانی میشه و دختر بیچاره رو حسابی کتک میزنه و مدتی بعد هم از غصه ی حرفای مردم سکته میکنه و توی بیمارستا بستری میشه…
مثل کوره گُر گرفته بودم.نمیدونم چطوری خودم رو رسوندم خونه پیش مادرم.غزاله هم اونجا بود اما من بدون توجه به هیچی شروع کردم به دادو بیداد و هجوم بردم سمت مادرم غزاله خواست جلوم رو بگیره که هلش دادم و افتاد زمین.تازه بعد از چند لحظه فهمیدم که انگار بیهوش شده.یه وقتایی هست که فکر میکنی دیگه بدتر از این نمیشه اما دقیقا خدا بهت نشون میده که آره میتونه بدتر از اینم بشه…
توی بیمارستان خبری شنیدم که تمام دنیا روی سرم آوار شد.غزاله حامله بوده و بچه ش سقط شد.دیگه دنیا واسم به آخر رسید…
توی وان حموم دراز کشیدمو تیغ رو برداشتم.دستام رو لبه ی وان گذاشتمو چشمام رو بستم.یه صدایی گوشم رو نوازش میکرد

سکس داغ
داستان سکس
سکس ترکی داستان سکس با مامان داستان سکسی تصویری سکس زیبا دختر هیکل سکسی‌ گایش کون سکس خفن فیلم های سکسی سوپر ایرانی سکس امریکایی
کون

From:
Date: December 2, 2020
Actors: Courtney Taylor