سکس کون گنده فرو رفتن در کوس خواهرم بدجور خراب شد و گفت حالم خراب شده

0 views

سکس کون گنده فرو رفتن در کوس خواهرم

سکس کون گنده پس جنده ای و باز هم نمیگیرمت ولی اگه کلا بهم ندی باز هم نمیگیرمت و میگم کص ننت خلاصه اقا ما چند روز با این کص بهشتی رفتیم گردش و رستوران و سفره خونه و بوس و بغل و دستمالی و خرج و برج.
تا اینکه یه روز بعد کسچرخ و گردش تو کوچه پس کوچه های خیابون مطهری که اکثرا ادارین و جمعه ها سگ پر نمیزنه سکس کون گنده حسابی از این کص بهشتی لب گرفتم و لببازی کردیم و کمی هم با دستم کصشو از رو ساپورتش مالیدم که این حالش بدجور خراب شد و گفت حالم خراب شده ( اشاره به این داشت که کصش آب انداخته و کیر میخواد).
اقا که شما باشی هرجا زنگ زدیم مکان جور کنیم نشد که نشد. من هم کیر خورده از همه جا حیلون و ویلون مونده بودم سکس کون گنده چیکار کنم با این شاه کص بهشتی که کسش اب انداخته.
اقا رفتم تو مخش که بیا بریم دفتر دکی.
دوشو باز کردم رفتم زیرش یهو حالم خراب شد ،کاش شوهرم اینجا بود . شامپو رو برداشتم ریختم رو بدنم شروع کردم به مالیدن بدنم ولی انگشتای کشیده و زنونه من نمیتونست اون آتش سرکش شهوت منو خالی کنه یه کم با خودم ور رفتم اومدم بیرون خودم با حوله خشک کردم و سشوار کشیدم شوهرم همیشه ست رنگ ماشی دوست داره ولی خودم عاشق لباس زیر لیمویی ام . امروز سکس کون گنده میخواستم ست خودمو بزنم یه جورایی بدون دلیل احساس میکردم دوست دارم برخلاف میل شوهرم باشم اون بیچاره بهترین سکس رو با من داشت هر کاری بلد بود انجام میداد تا من توسکس راضی باشم و از لحاظ مالی و اخلاقی هم آدم مورد تاییدی بود منم همیشه بهش پایبند بودم و دوستش داشتم و هیچ مشکل حادی با هم نداشتیم یه کم اختلاف نظر داشتیم که خوب اونم تو هر خونواده ای طبیعیه ،یه بلوز آبی آسمانی با رگه های سفید ابری تنم کردم یقه ش خیلی باز بود … یه لگ مشکی طرح دار پام کردم و شال ابروبادمو سکس کون گنده انداختم روسرم شروع کردم به میک آپ یه کاور پوست و کرم و در آخر یه رژ کالباسی طبق سلیقه خودم ، چشام اونقدر نافذ و خمار شده بودن که احتیاجی به ریمل و سایه نداشت ، زیر کتری رو خاموش کردم دوست داشتم برم بیرون یه چیزی بخورم و خرید کنم زنگ زدم به کیوان و بهش خبر دادم . سوار ماشینمون سکس کون گنده شدم شوهرم با سرویس اداره میره و معمولا ماشین دست منه صبح تا عصر

فرو رفتن در کوس خواهرم

سکس
رفتم سمت کافی شاپی که دوست داشتم وقتی رسیدم انگار با کسی قرار دارم خیلی هیجان داشتم تا حالا این تجربه رو نداشتم …. نشستم سر میز معمولا با کیوان تو روزای تعطیل و یا وقتایی که مرخصی بود واسه صبحانه میومدیم اونجا و این اولین باری بود که تنها واسه صبونه اومده بودم یه صبونه گرم با یه چای سفارش دادم و منتظر سفارشم بودم ، دورو برمو نگاه میکردم یه چندتا دانشجو دخترو پسر اونجا بودن که سکس کون گنده بخاطر تعدادشون سروصداشون از بقیه بیشتر به گوش میخورد
صبونه رو آوردن تا اولین لقمه رو که خوردم متوجه ورود یه آقایی شدم که دلم کنده شد صحنه ورودش تصویر آهسته شد تو مغزم چقدر خوشتیپ بود بوی عطرتلخش داشت دیونم میکرد حدودا ۴۰ ساله کت شلوار قهوه ای از این خارجی خوش دوختا با یه پیرهن سفید ست کرده بود با کفشای مردونه سناتوری و یه ساعت طلایی رنگ با یه کیف چرم قهوه ای بسیار زیبا دستم زیر چونم بودو تو عالم خودم بودم یهو به خودم سکس کون گنده اومدم دیدم داره با لبخند بهم نگاه میکنه خیلی خجالت کشیدم از خودم بدم اومد کلا آدمی نبودم جلو مردا به این سادگی وا بدم نمیدونم چه مرگم بود سریع خودمو جمع کردم و با یه اخم احمقانه و خنده دار صبونه سکس کون گنده امو خوردم ولی همه حواسم به این آقای خوش تیپ و جنتلمن بود با اینکه بهش نگاه نمیکردم شنیدم که دستور یه قهوه موکا داد و منتظر سفارشش شد من داشتم چاییمو میخوردم و تقریبا از صبونه هیچی نفهمیدم

عاشق کوس خیس میلف

آروم و زیر چشمی نگاش کردم دیدم داره منو نگاه میکنه و تا متوجه نگاه زیر چشمی من شد لبخندی زد و سرشو برگردوند اونور دوست داشتم مثل فیلما بیاد سر میزم اجازه بگیره و بشینه پیشم و خودشو پرزنت کنه ولی اینا حداقل از کلاس و سن و ساله اون با اون تیپ و قیافه اونم تو کشور ما که حداقل عکس العمل خانوما با توجه به رفتار لوندشون یا بلد نبودن چطوری با یه پارتنر کانکت سکس کون گنده شن و با یه عکس العمل بد طرفو میپروندن وقتی طرف میپرید خودشون از همه بیشتر مثل سگ پشیمون میشدن اینا واقعیتای اجتماع ماست

یه ده دقیقه دیگه نشستم و بعدش از کافی شاپ زدم بیرون سوار ماشینم شدم تا از تو پارک بخوام بیام بیرون طرف از تو کافی شاپ اومد بیرون داشت دوروبرو نگاه میکرد مطمئنم دنبال من میگشت وای خدایا چرا نمیتونم برم جلوی پاش ترمز بزنم و بگم دنبال چیزی میگردی نمیدونم از روی غرور نمیتونستم یا اعتماد به نفس پایین درک درستی از کارام نداشتم یه صدایی بهم میگفت برو دیگه لعنتی سکس کون گنده چرا معطلی ولی افسوس …..

راه افتادم رفتم مرکز خرید داخل هایپر استار یهو احساس کردم یکی منو زیر نظر داره ولی توهمات حاله خرابم بود نه چیزه دیگه . رفتم سمت خوراکیا تا سکس کون گنده واسه خونه خرید کنم چشام سنگین شده بود از خودم متنفر بودم چرا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم چرا بهش راه ندادم چرا و چراهای دیگه …..
کارم که تموم شد خریدارو با سبد چرخدار بردم پای ماشین داشتم اونارو میچیدم که دیدم یه ماشین شاسی بلند نگه داشت و راننده شیشه شو داد پایین و گفت کمک سکس کون گنده نمیخواید خیلی بدم میومد از این رفتار که خانومارو خراب یا ماشین پرست فرض میکنن حتی محلشم ندادم ، تو دلم گفتم اگه خودت بدونه اینکه بخوای پوز ماشینتو بدی از ماشینت پیاده میشدی و مودبانه درخواست میدادی الان در اختیارت بودم.

کون گنده کیر کلفت ایرانی سکس ایتالیا اموزش سکس فیلم سکس روسی سکس تایلندی فیلم سکسی روسی سکسی روسی سكس روسي فیلم سوپر آمریکایی کلیپ سکسی