Download complete video now!

گایش کون سکس با دوست داداش غیرتی سالمه داستانی که میخوام بنویسم داستان خودمه و همش واقعیته

گایش کون سکس با دوست داداش غیرتی

گایش کون من چندین ساله که عاشق یکی از دوستای داداشم هستم به اسم رامین اینو بگم داداشم خیلی غیرتی اصلا اجازه نمیده دوستاش خونه بیان رامین صمیمی ترین دوستشه من همیشه دورادور ازش خبر داشتم و همیشه شماره اش رو داشتم ولی کو جرات که بهش زنگ بزنم این داستان عاشقی من ادامه داشت تا دو سال پیش که جشن عروسی داداشم بود تموم مدت جشن من فقط داشتم رامین رو نگاه میکردم گایش کون

فکر میکردم رامین متوجه نگاهای یواشکی من نمیشه داشتم دیونه میشدم که فقط یک لحظه دستشو بگیرم اون شب من یه لباس قرمز تنم بود خلاصه عروسی تموم شد و من بعد اون شب نتونستم از فکر رامین حتی یک ثانیه خلاص شم اینم بگم من دانشجوی قزوین بودم بعد عروسی هم رفتم قزوین یک شب توی خوابگاه دلو زدم ب دریا با یه خط دیگه ب رامین اس ام اس دادم اونم درجا پیام داد شما؟ گفتم یه نفر ک دوستت داره گفت خودتو معرفی کن وگرنه فکر میکنم رفیقام هستن دارن شوخی میکنن رامین خیلی باهوشه فهمیده بود تو عروسی بودم ترسیده بودم ک گفت رنگ لباست اخرین بار که دیدمت چه رنگی بود گایش کون ؟

نوشتم قرمز! گفت تابلو خانم اونشب چرا اونجوری نگام میکردی نزدیک بود همه بفهمن! خلاصه اینکه دوست شدیم حدود دو هفته نتونستم برگردم و ما تلفنی باهم حسابی صمیمی شدیم قرار شد وقتی از قزوین برگشتم ببینمش گایش کون . وای که چقد شب قبل از اومدنم استرس داشتم من دیوانه وار عاشق رامین بودم تموم مدت دو هفته هم ک تلفنی باهاش در تماس بودم میدونستم فقط به چشم یه دوست دختر بهم نگاه میکنه ولی خب عشق دیونه س به خونه نگفتم اون شب بر میگردم قرار بود برم خونه رامین میدونستم ممکنه سکس داشته باشیم من تا اون موقع حتی کسی رو نبوسیده بودم اما اول ک عاشق رامین بودم.

پریچهر رو از دوم دبیرستان می شناختم و سه سال می شد که همکلاس بودیم

همه می گفتن مثل اسمش زیباس.از همون زمان بی دلیل حس خوبی بهش نداشتم. زیادی عشوه داشت .قد بلند و توپر بود . سوگلی کلاس به حساب می اومد.هر دومون تو قید و بند درس نبودیم.با این که هم محله و هم کلاس بودیم ولی چیزی جز یه سلام ساده بین ما رد و بدل نمی شد .خانواده کم جمعیتی داشت ،مادرش سالها قبل بر اثر سرطان فوت کرده بود و پدرش مکانیک بود.فقط یه خواهر کوچکتر از خودش داشت که اونم هم مدرسه ی ما بود.وضع زندگی مشابهی داشتیم.پدرم نانوایی داشت.مرد خوب و باخدایی بود .مادرم خانه دار بود و گاهی قالیبافی می کرد .سه تا بچه بودیم.صادق و صابر و من.صادق حقوق خونده بود و دفتر وکالت داشت،چند سالی از ما بزرگتر بود،با همه فرق داشت ،کم حرف و تودار بود.بخاطر رفتارش و فاصله سنی زیاد،چیزی جز احترام بینمون نبود.ازدواج کرده بود و زندگی خوبی داشت.هر هفته به ما سر می زد.به مادرم پول می داد ،اونقدر بزرگوار بود که هیچ وقت مستقیم این کار رو نمی کرد و پول رو کنار مادر،زیر پتو می ذاشت.از درسم می پرسید و هر بار نصیحتم می کرد که خوب درس بخونم و خودمو نجات بدم .صادق شبیه پدرم بود،آروم و بی حاشیه، ولی منو صابر زمین تا آسمون با اون فرق داشتیم.همیشه خدا دعوا می کردیم.پدر و مادرم از دست ما عاصی بودن و مادرم می گفت یکیتون بمیرین تا راحت بشم …پدرم بهش تشر می زد که زن این چه حرفیه خدا رو خوش نمی یاد….آمار دوس دختراشو داشتم و زاغ سیاهشو چوب می زدم.سه سال اختلاف سنی داشتیم.درسش رو تا دیپلم به زور ادامه داده بود.قد بلند و چهار شونه بود.چشمای جذاب و گیرای داشت ،پوست تیره ش حالت مردونگی خاصی بهش داده بود.بخاطرش زیاد از دوستام و همکلاسیام متلک می شنیدم.

سال آخر دبیرستان بودیم

همه تو فکر کنکور و دانشگاه بودن ولی منو رفیقم مریم، فارغ از این فکرا بودیم.صمیمی ترین دوستم مریم بود.به قول خودش باید پسر می شده ولی اشتباهی دختر شده بود.اونم مثل من از پریچهر خوشش نمی اومد و می گفت دختره مکانیکو این همه ناز و ادا؟؟و هر دو می خندیدیم…یه روز موقع برگشتن از مدرسه،از جلوی بنگاه ماشین رد می شدیم که مریم گفت:
-خوب به این پسره که دم در بنگاه ایستاده نگاه کن،رفیقه پریچهر هس.
تعجب کردم،پسرِ قد بلند و جذابی بود ولی شیطنت از نگاهش می بارید.
–از کجا می دونی رفیقن؟
-خودم دیدم .تو به آمار من شک داری؟
–نه فقط پرسیدم.
-اون روز برگشتنی،سوار ماشین پسره شد و دوتایی رفتن .یه پژو سفید داره وضعشون خوبه.

دوم اینکه رامین خیلی کارشو بلد بود با یک عالم ترس ولرز رفتم در خونه ش در آپارتمانشو ک باز کرد منو کشید داخل و شروع کرد ب بوسیدنم هنگ کرده بودم زبونم قفل شده بود کسی ک این همه سال عاشقش بودم حالا لباش رو لبام بود و بهم مهلت فکر کردن نمیداد لباسامو ک در اوردم یهو منو برد روی تخت و کامل لختم کرد همه ی بدنم رو بوسید من خجالت میکشیدم آروم دم گوشم گفت بریم حموم باهم؟ گفتم بریم وااااای ک بهترین حموم عمرم بود توی حموم دیگه خجالتم ریخت کیرشو درآورد وااای یه کیر بزرگ گایش کون

خوشتراش منم چسبیدم ب بغلش تا کیرشو دم کسم حس کنم چقد توی خواب باهاش ارضا شده بودم رامینم کم نذاشت دستشو گذاشته بود روی کسم و با چوچولم ور میرفت هم دیگه رو شستیم من همش دستم ب کیرش بود و اون دستش ب کسم و کونم اومدیم بیرون شام خوردیم رفت توی اتاق یه جعبه پر از کاندوم و پماد اورد اونجا بود ک فهمیدم عشقم چندین بار کرده البته خودشم گفته بود قبلا زیاد سکس داشته بگذریم رامین اومد کنارم دستشو حلقه کرد دور کمرم و شروع کرد لبامو بوسیدن گایش کون

سینه هامو مالیدن گفتم سینه هام بزرگ نیست گفت خودم بزرگش میکنم وقتی نوک سینه هامو میگرفت دبونه میشدم منم حشری شده یودم کیرشو میمالیدم و خودمو توبغلش تکون میدادم کیرش مثل سنگ شده بود گایش کون

خیلی بزرگ بود خم شدم بوسیدم کیرشو اخ ک چه بوی خوبی میداد نم سرش زبونمو کشیدم نوک کیرش بازم لیس زدم نوکشو میییییک زدم گفتم رامین اجازه میدی همه بدنتو ببوسم؟همه کیرش توی دهنم جا نمیشد منم تا اونجا ک جا شد رو کردم تو حلقمو شروع کردم ساک زدن همیشه میگه عاشق ساک زدن منه منم هرجا بشه مجبورش میکنم کیرشو بده براش بخورم کیرش توی دهنمو پر کرده بود رامین همزمان داشت با سوراخ کونم ور میرفت فهمیدم کیرش توی دهنمه ولی ب کونم داره فکر میکنه کنارش درازکشیدم از تو جعیه یه پماد در آورد گایش کون

شروع کرد سوراخ کونم انگشت کردن میخاست واسه کون دادن اماده ام کنه منم داشتم لذت میبردم حسابی ک اماده شدم گفت حالت سگی وایسا کونم براش قمبل کردم کیرشو تنظیم کرد آروم سرشو فرو کرد نفسم بند اومد ناله‌ام رفت هوا گفتم رامین خیلی درد داره درش بیار گفت تحمل کن شروع کرد با سینه هام ور رفتن یکم ک کونم عادت کرد بیشتر فشار داد جیغم دراومده بود ولی حالا دیگه کیر عشقم تو کونم بود وقتی بهش فکر میکردم لذت میبردم شروع کرد تلنبه زدن منم دیگه داشتم یواش یواش لذت میبردم دراز کشیدم گفتم وزنتو بنداز روم اونم کیرشو دراورد گایش کون.

چندین ماه از این موضوع گذشت

نزدیک آخرای سال تحصیلی بودیم.یه روز صابر گفت که می خواد از فردا پیش آقا کاظم بره و مکانیکی یاد بگیره.خندم گرفت و با صدای بلند خندیدم.صابر گفت:
-زهر مارررر چرا می خندی؟
— تو می خوای مکانیکی یاد بگیری؟
-اره
–مکانیکی کار تو نیست.
-انتر خانوم می شه توضیح بدی چرا؟
–چون تنبل هستی و دل به کار نمی دی تا حالا کدوم کاری رو بیشتر از یه ماه تونستی ادامه بدی؟
-این دفه فرق داره
–می شه بفرمایین چه فرقی؟
مادرم ساکت بود و سبزی پاک می کرد گفت:عاقا عاشق شدن،عاشق دختر اوستا.
–چی؟کدوم اوستا؟عاشق کی؟
مادرم نگاهی به صابرکرد و گفت :عاشق هم کلاسیت ،پریچهر!
–پریچهر؟؟!!
باورش سخت بود،صابر می خواست پیش آقا کاظم ،پدر پریچهر کار کنه.
قیافه ِ پریچهر تو ذهنم اومد ،اون چشمای عسلیش.تصور این که قرار هس عروسمون بشه، ناراحتم می کرد.چیزی از ماجرای اون پسر بنگاهیه نگفتم چون هنوز از حرفای مریم مطمئن نبودم.

فردا صبح تو حیاط مدرسه نشسته بودم و به پریچهر فکر می کردم.از دور مریم رو دیدم که داره سمت من می یاد .اومد کنارم نشست ،دوتا کیک آورده بود یکی از کیکا رو انداخت روم و گفت:
-کوفت کن.
–برو پی کارت حوصله ندارم.
-چرا اونوقت؟!
–خونوادگیه!
-آهان یعنی الان من غریبه شدم دیگه؟!
مریم کیکشو می خورد و چیزی نمی گفت.به چهرش دقیق شدم.با نمک بود،مثل ما از خانواده متوسطی بود،پدرش دوبار ازدواج کرده بود و قنادی داشت.بین رفیقام از همه بیشتر با مریم ایاغ بودم.دوباره پرسید:
-هنوز لالی و نمی خوای بگی چی شده و کی ریده بهت؟
–صابر می خواد ازدواج کنه
پوز خندی زد و گفت:
-برو بابا …صابر گورش کجا بود که کفنش باشه.
دهنش هنوز می جنبید و باور نمی کرد .
–احمق جدی گفتم!صابر خاطر خواهه پریچهر شده!
یه لحظه مات موند و چیزی نگفت.چشم تو چشم شدیم .به زور کیک رو قورت داد و با صدای ضعیفی گفت:
-کی گفته؟؟
–خودش.
چشماش پر از اشک شد و رنگش پرید،اینبار نوبت تعجب من شد و پرسیدم:
–چت شد؟؟
چیزی نگفت و به گوشه حیاط زل زد.با دست به بازوش زدم.
–با تو ام هااا
-من صابر رو دوست داشتم!
–تو چی؟؟
-دوسش داشتم….خیلی دوسش داشتم.
–چرا تا حالا نگفته بودی؟
-چی می خواستی بگم!

یهو فرو کرد و خوابید روم وااااای لذت بخش ترین حس عالم بود زیر که زیر کیر عشقت بخوابی و بهش بدی اونشب دوبار کردمنو وقتی خوابیدیم دستشو گذاشت رو کسم و منو بغل کرد گفت دیگه این کس صاحب داره چقد باخیال تخت توی بغلش خوابم برد من هنوز به رامین کس ندادم ولی همونطور ک واسه اولین بار به اون کون دادم مطمئنا اولین گایش کون

آخرین کسی ک کیرش تو کس من میره خودشه ما دوتا سکس زیاد داشتیم هر وقت از قزوین اومدم میرفتم خونه اون تا صبح بغلش بودم کیرش بهم انرژی میده اگ دوس داشتین باز مینویسم از سکسای دیگه مون گایش کون.

داستانهاي سكس سکس خفن
فیلم های سکسی
سوپر ایرانی سکس امریکایی

J’ai recontre une putain sur , Anal hardcore sex with Anastasia Blonde from Ass Traffic

سکس افغانی

From:
Date: December 1, 2020