کون سفید گاییده میشه و با آب کیر پر میشه

کون سفید گاییده میشه و با آب کیر پر میشه

کون سفید اعتیاد به خاطر کون اسمم خان هست البته با یه پیشوند که بگذریم بچه شهرستانی!هستیم و اما یه قد حدود190 و اندامی که بعدا میگم چی و یه کیر باحال18تا19
قضیه از اونجا شروع شد که پایان دوران دبیرستان بود اون زمون تازه ما داشتیم سر از تخم درمی آوردیم و اسم کون و کس و اینارا به زبون میاوردیم. اکثر دوستان یه خری را پیدا کرده بودند و یه کارایی میکردند اما من چون هیکل کاملا تخمی داشتم کسی نگاهمم نمیکرد وزن نزدیک 105 خورده ای.سیبیل فابریک و… .خیلی دل گرفته بودم به کون سفید هرکی آمار میدادم و تو کف بودم به چشم قاتل و بچه دهاتی بهم نگاه میکرد و اون موقع ها که نمیفهمیدم که تفکرات تخمی خودما داشتم که مرد و سیبیلاش و… . یه دختر همسایه ما بود به نام مژگان خانم این دختر هرچی بگی از زیباییش و تنازیش کمه .ما از بچگی باهم بزرگ شدیم و مادر هامون خیلی رفیق بودند اما اونم بعد از دوران راهنمایی سرگوشش میجنبید و منم همیشه تو دلم میگفتم اونم کونی شد رفت. اما راستش ته دلم واسش میرفت بعضی شبا با فکرش میخوابیدم .لامصب بجور هواییم کرده بود. خلاصه یه همکلاسی داشتم به اسم احمد یه روز قضیه را براش تعریف کردم و اون گفت چقد تو خری خوب یا برو درست بهش بگو یا یه موقعی زوری زوری کارشا بچسب .منم که اینکاره نبودم شبانه روز نشسته بودم و نقشه میکشیدم و فکر کونش داغونم میکرد. یه روز ظهر که داشتم از خونه میزدم کون سفید بیرون دیدم مامانش اومد خونمون و چون میدونستم کسی جز مجی نباید تو خونه باشه دل و زدم به دریا و رفتم سمت خونشون.ایفون و جواب داد و گفتم واکن مامانت گفته بیام یه چیزی از پشت بوم ور دارم اونم باز کرد. الکی رفتم رو پشت و بوم . قلبم داشت کنده میشد و تمام نقشه هایی که چیده بودم یادم رفته بود. تو فکر این بودم که بیخیال شم برم که یهو دیدم یه هوری جلوم ایستاده.مجی با یه چادر سفید نازک که فقط چون حال نداشته بود یه لباس درست بپوشه انداخته بود رو سرش. تو نور افتاب همه اندام و جونش پیدا بود دوباره قلبم سرعتش رفت رو1000.اب دهنم و قورت کون سفید دادم و گفتم نیست. فکر کنم انداختند رفته انگار. گفت چی بود حالا. گفتم یه ذره لوازم موتور قبلا اینجا بود حالا نیست گفت اهان خوب من رفتم تاچرخید وای داشت فشار خون از چشام میزد بیرون منم بدون معطلی پشت سرش راه افتادم تا به پله هارسیدیم وکسی مارا نمیدید از پشت یهو بغلش کردم.اونم که هول شده بود ولی من واقعا گنده مونده بودم نمیتونست تکون بخوره گفت چته چرا همچین میکنی وحشی. گفتم وایسا میخوام حرف بزنم کلی تلاش کرد خودشا نجات بده اما نتونست گفت جیغ میزنم گفتم خفه شو وایسا کاریت ندارم گفت باشه .اروم گفتم مجی من دوست دارم ولی بلد نبودم بهت بگم .زد زیر خنده تو …تو خیکی. تو باید عاشق 220لیتری بشی نه من. گفتم باشه هرچی تو بگی من خیکی من بشکه ولی من تورو میخوام حتی اگه شده سرتا ببرم میبرمت واسه خودم. اونم یهو ترسید کون سفید گفت تو میدونی من چنتا دوست پسر غول دارم که تورا یه دستی میکشن. گفتم خفه شو جلو من نگو دوست پسر داری. خلاصه بحث از حالت تهدید رسیده بود به حالت التماس من. گفتم بگو تو منا چطوری میخوای همون میشم. گفت من دوست پسرام همه ورزشکار و اندامی هستند نه تو خیکی. گفت تیپ وقیافه خیلی مهمه و…خلاصه اوناشم شاید پا بدم. منم که انگار خودم را خیلی خار و خفیف دیدم ولش کردم رفت. اما اونجا شروع زندگی من به نحوه دیگه بود .اولاش هر روز صبح میرفتم کوه و دویدن که لاغر شم اما انگار نه انگار. یه روز یه پسر دیدم تو خیابون به قول خودم از اون سوسولا اما دیدم ظاهرش همونه که مجی میخواست. رفتم جلو وباهاش سلام واینا گفتم داداش تو چی

کون سفید گاییده میشه و با آب کیر پر میشه

سکس

میخوری بدنت اینجوری شده منم اینجوری بشم. گفت مربی بدنسازی و یه شماره داد گفت عصر بیا باشگاه. رفتم اونجا و تازه فهمیدم خوب بدبخت مجی حق داشته به من اون حرفارازده بود خوب اگه اینا هیکله من یه تاپه بیش نیستم. چسبیدم به ورزش یک ماه15کیلو کم کردم. مربی میگفت بدنت میسوزه نکن ولی من گوش نمیکردم فقط فکر هیکل بودم.دیگه خودم کون سفید خودما تو اینه میدیدم لذت میبردم. با یچه های باشگاه بیشتر رفیق شده بودم و بیرون میرفتیم.ولی هنوز کار داشتم مو و ابرو و…خلاصه توجه دخترها را به خودم بیشتر میدیدم گفتم برم سراغ مجی بفهمه دارم کار میکنم یهو با کسی دیگه نباشه . به بهانه نون قرض گرفتن رفتم در خونشون گفتم خودت بیا لطفا پایین. وقتی اومد منا دید گفت چقد لاغر شدی پسر چیکار کردی.گفتم به خاطر تو کردم.حالا خوبم گفت خوب که نه ولی همینجوری پیش بری و اون سیبیلارا بزنی بهتر میشی. منم که انگار مزد این یکماه کارم را گرفته بودم سریع عین اسب رفتم .
گفت واقعا نمیدونی. باشه فردا میارم ببین. فردا بازم رفتم اونجا.رفت یه سیم اورد کون سفید و خلاصه بساط را به پا کرد و یه چندتا پکم من کشیدم. نمیدونید چه فازی بود. انقد شارج شده بودم که میتونستم 20نفرا پشت هم بکنم. این بسازط هروز ادامه پیدا کرد و پیدا کرد و امروز بعد از سه سال من شدم معتاد شیره. کسی که نمیدونست سیگار چطوری روشن میشه الان روزی 2پاکت ونستون قرمز میکشه. البته روزی 2بارهم کس و کونا میبندم به هم. و حال میکنم
سکس زوری خارجی فیلم سکسی مادر پسر کلیپ سکس زوری سکس شهوتی سکس دراتوبوس کون سفید ایرانی داستان سکس سکس مامان پسر سکس الکسیس تگزاز سکس لانارودز

Actors: Madi Collins

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *