کون زیبا سوراخ کونش از بس تنگ بود کیرم خفه شد

کون زیبا سوراخ کونش از بس تنگ بود کیرم خفه شد

کون زیبا سمیرا هم صورت فاطمه رو با کف پاهاش ماساژ میداد و میمالید و عرق کف پاهاش رو روی دهن و بینی فاطمه میمالید.وقتی پاهاش رو از روی صورت فاطمه برداشت صورت فاطمه سرخ و خیس شده بود.من توی اتاق کیرم سیخ شده بود و آبم داشت میومد.آیدا که داشت فیلم میگرفت به سمیرا گفت بسشه دیگه.گناه داره کون زیبا .فاطمه به نگاهی مظلومانه از زیر کف پاهای عرقی سمیرا کرد و گفت:تو رو خدا بسه!!!!سمیرا به فاطمه گفت:باشه تمومش میکنم ولی برای اینکه درسه عبرتی بشه برات اول کف پاهامون رو باید لیس بزنی تا این فیلم و عکس ها رو به همسایه ها نشون ندیم و آبروت رو نبریم.فاطمه گفت مثلا به کی نشون میدین؟آیدا گفت:زن همسایه طبقه پایین یا دخترت!یا همسایه روبرویی که خیلی با جینگین.فاطمه اول شروع کرد به التماس ولی آخرش مجبور به این کار شد.آیدا و سمیرا به سینه خوابید روی زمین و فاطمه رفت جلوی کف پاهاشون و شروع کرد به لیسیدن
بهم بوس داد تا بریم داخل اتاق

سوراخ کونش از بس تنگ بود کیرم خفه شد آروم آروم کیرم کون زیبا رو از حلق الناز کشیدم بیرون الناز داشت مات و مبهوت چپ چپ نگاهم می کرد. منم نگاهش کردم و یه چند ثانیه سکوت تو فضا جاکم شد. یهو یه چک محکم خوابوندم زیر گوشش و گفتم: الناز همکاری کن که این ده ساعت بگذره وگر نه برات گرونتر تموم میشه. الناز که دید انگار واقعا خبریه، سرش و انداخت پایین. بازوشو گرفتم و کشون کشون بردمش سمت دستشویی. در دستشویی که رسیدیم درو باز کردم و گفتم برو تو. برگشت تو چشام نگاه کرد و گفت واسه چی؟ سوالش تموم نشده یه تف و پشت بندش یه سیلی دیگه تو صورتش زدم کون زیبا که انگشتای دست خودم سوخت و رد انگشتام افتاد رو صورتش. با خودم گفتم الانه که بزنه زیره گریه، ولی نخواست غرورش رو توی اون موقعیت بشکونه و بغضشو قورت داد. ولی بخاطر اینکه بغضش نشکنه حرفی ام نزد. گفتم: الناز بهت گفته بودم برگشتی من یه زن نمی خوام. توی این ده ساعت یه برده می خوام. پس دیگه صدات و نمیشنوم مگر برای چشم گفتن. حالا برو تو. خواست دمپایی پاش کنه که هلش دادم داخل دسشویی و نذاشتم دمپایی بپوشه. خودم دمپایی پوشیدم و رفتم داخل. بهش گفتم بشین، الناز خواست رام شدنش رو نشون بده و بدون و هیچ پرسشی اومد شلوارشو بکشه پایین که یه سیلی در کونش زدم و گفتم من بهم شلوارتو در بیار؟ بعد ادامه دادم: من بهت گفتم بشین. الناز که نمی دونست داستان از چه قراره بدون پایین کشیدن شلوارش نشست رو سنگ دسشویی و نگاهم کرد. گفتم خوب کون زیبا شروع کن؟ با صدای گرفته گفت چیکار کنم؟ گفتم دستشویی چیکار می کنن؟ سکوت کرد. ترسید باز چیزی بگه و سیلی بخوره، یه خورده مکث کرد و گفت علی میشه تمومش کنی؟ یه سیلی دیگه خابوندم زیر گوشش که تعادلشو از دست داد و بزور به کمک دستشاش خودشو نگه داشت. گفتم شروع کن الناز. باز مکث کرد و بعد چند ثانیه گفت با لباس؟ گفتم آره. یه چند ثانیه گذشت و دیدم صورشو با دستاش گرفت و خودشو خیس کرد و کلی شاشید تو شلوارش. دستاشو از صورتش کنار کشیدم. چند قطره اشک رو صورتش بود و صورتش سرخ سرخ بود. گفتم ادامه بده. گفت تموم شد دیگه. گفتم اون یکی! گفت اون یکی چیه؟ گفتم برین تو شلوارت! الناز گفت: علی ندارم چیزی. گفتم نیم ساعت پیش خودت گفتی دارم می ترکم، کونت پر عنع، پس زود باش برین. الناز باز گفت: علی هرکاری بگی می کنم ولی این کون زیبا یکی دیگه واقعا نمیشه. آخه چه لذتی داره اینکار واسه تو. گفتم تو فکر لذت من نباش. فکر چشم گفتن و انجام دادن کاری که می گم باش. گفت علی داری همه حرمتای بینمونو از بین می بریا. گفتم این ده ساعت همینجا تموم میشه و دفن میشه. گفت واسه تو شاید ولی واسه من نه.

سکس
کردم که گفت سحر همسایمون سراغت را گرفته چون قبلا همدیگه را دیده بودیم و میشناختیم کون زیبا زنی حدود 40 سال سن شایدم بیشتر گفت شماره اش را بدمت باهاش تماس بگیری گفتم نه شماره من را بهش بده اگه خواست خودش زنگم بزنه که فردای اون روز تک زد و من زنگ زدم دیدم سحر است باهاش صحبت کردم بعدش با خط دیگش توی تلگرام پیام داد شروع کردیم تلگرام چت کنیم و از مشکلاتش با شوهرش برام می گفت که من گفتم جمعه میام خونه ولی شنبه صبح میتونم ببینمت تا در این مورد بیشتر حرف بزنیم و کمکت کنم خداییش قصد سکس نداشتم باهاش جمعه شب پیامش دادم فردا ساعت 10میام سراغت ولی ماشین ندارم با موتورم سوار میشی که در کمال تعجب جواب مثبت داد قرار بود بریم پارک بشینیم ولی دیدم باغ خالی است وقتی رفتم پیشش با هم برای اولین بار دست دادیم و سوار موتور شد رفتم سمت باغ داخل که شدیم و در را بستیم اومد بهم بوس داد تا بریم داخل اتاق کون زیبا باغ منم

میخواستم بکنمش گفتم کیرم را بخور تا شق
حین بوس کردن دستم را بردم زیر چادرش و به کونش دست زدم دیدم عکس العملی نشون نداد مطمئن شدم که میتونم بکنمش وقتی رفتیم داخل اتاق باغ چادرش را در آورد و به چوب لباسی آویزون کرد و نشستیم کنار هم همین که داشت حرف میزد گفتم مقنعه ات را دربیار اونم در آورد بعدش سرش را گذاشتم روی پام و مانتوش را در آوردم و شروع کردم به سینه هاش کون زیبا دست بزنم بعدش خوابوندمش زمین و خودم لختش کردم و شروع کردم به لخت شدن از سینه هاش شورع کردم به خوردن تا رسیدم به کوس خوردن ولی اون گفت بدم میاد کیر بخورم کون هم نمیدم منم کاندوم نداشتم چون فکر نمی کردم کار به اینجا برسه بعدش کیرم را کردم توی کوسش و شروع کردم بکنمش ازش پرسیدم آبم را بریزم توی کوست گفت بریز لوله هام بسته منم با خیال راحت خالی کردم خودم را برای سری دوم که میخواستم بکنمش گفتم کیرم را بخور تا شق بشه گفت بدم میاد گفتم یا میخوری یا کونت میذارم که با اکراه خورد شق که شد برای سری دوم شروع به سکس کردیم حدود یک ساعت سکس ما طول کشید نه این که همش به کردن باشه ولی خیلی حال داد کوسش هم تنگ بود با این که جنده بود و بعدها این را فهمیدم ولی زود به زود کوسش تنگ میشد و کون زیبا کوس تنگ مویی با جوراب توری

آبم را بریزم توی کوست
مشخص نبود که جنده است تا دی ماه که تولدم بود و برای آخرین بار روز تولدم کون زیبا کردمش با هم دوست بودیم و هفته ای یک بار را حدودا سکس داشتیم به جز زمان پریود بودنش حالا دیگه با هم قهر کردیم به خاطر دروغ هایی که بهم گفته بود ولی با خالم و دختر خالم که باشه و ببینمش عادی برخورد میکنه خالم و دختر خالم هم خبر دارند که همسایشون را کردم ولی به روی اون نیاوردند کون زیبا و به خانواده منم نگفتند چون رازدار هستند برام د .
سکسی زیبا سکس زیبا فیلم سوپرایرانی سکس آمریکایی جدید فیلم سکس آمریکایی فیلم گاییدن عکسهای سکسی عکس های سکسی سکس خانوادگی ایرانی دانلود فیلم های سکسی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *