Download complete video now!

کون بازی علی‌ و کریم به من فیلم سکسی نشون میداد منم بعدش جق میزدم فیلم سوپر شهوانی

کون بازی علی‌ و کریم

سلام به همه.من علی هستم ۲۰ سالمه . داستانی که میگم مال دو سال پیشه.یه دوست دارم هم سنمه و اسمش هم کریمه.من ادمیم که دوست دارم اول کون بدم بعد بکنم تا بشه لذت بعد از درد.داستان از اونجایی شروع شد که ما دوتا تازه با هم آشنا شدیم.از همون روزای اول کریم به من فیلم سکسی نشون میداد. منم بعدش جق میزدم.برادرم با زنش رفتن شیراز و خونشونو دادن به من تا درس بخونم.تو اون خونه تنها بودم و کریم هر از گاهی میومد پیشم و طبق معمول سوپر نگاه میکردیم.یه روز که داشتیم سوپر نگاه میکردیم کیرمو که شق شق بود گرفت دستش و گفت والای چه بزرگه.البته اونقدر هم بزرگ نبود.دستشو کنار زدم و به شوخی گفتم دست اژدها نزن و با هم خندیدیم. بعد کریم گفت میای لا پایی به هم بدیم؟گفتم نه گفت چرا گفتم ما رفیقیم زشته. گفت کسشعر نگو دیدم جدی حرف میزنه پاشدم رفتم بیرون یه هفته از این ما چرا گذشت و من خوب به همه چی فکر کردم کون بازی علی‌ و کریم.

با خودم گفتم من که تا حالا کسی و نکردم اگه دوباره پیشنهاد داد قبول میکنم

.فرداش کریم اومد تو خونه داداشم پیشم اما اینبار سوپر نذاشت .گفتم سوپر نداری نگاه کنیم؟ گفت بعد از اون اتفاق نه.گفتم گه نخور یه هفته هست که سوپر ندیدم (آخه من گوشی نداشتم).
فیلم سوپر شهوانی
به زور گوشیشو گرفتم و زدم فیلم.یه چند دقیقه که نگاه کردیم دیدم خبری از پیشنهاد نیست گفتم یه چیزی بگم گفت بگو گفتم میای ..میای لاپایی به هم بدیم؟گفت نه گفتم چرا گفت دلم نمیخواد کیرشو گرفتم تو دستم گفتم چرا میخوای.بعد از کمی چونه زدن رازی شد.گفتم کی اول گفت من گفتم دست میاریم . دست آوردیم نوبت من شد .شلوارامونو در آوردیم ولی پیرهنامونو نه.من لا پایی کردم و نوبت اون شد یکم که عقب و جلو کرد گفت میای توشی بکنیم اولش گفتم نه درد داره ولی با اصرار اون قبول کردم.کیرشو گذاشت در کونم قلبم خیلی تند تر میزد.گفتم یواش بکنی ها گفت باشه.یه لحظه کیرشو تا نصفه کرد تو کونم. گفتم آاای. درش بیار کیرشو در آورد گفتم کسکش خوب که گفتم یواش بکن کون بازی علی‌ و کریم.دو سه دقیقه گذشت دوباره کیرشو گذاشت در کونم ایندفعه یواش کرد تو .دو سه دقیقه یواش یواش تلنبه میزد بعد تندتر کرد چند دقیقه بعد طوری تلنبه میزد که خایه اش هم میخواست بره تو.بعد از چند دقیقه جر دادن گفت ابمو کجا بریزم گفتم همون داخل بریز.یه دفعه حس کردم آب جوش ریختن تو کونم ابش که اومد بی حال شد گفتم حالا نوبت منه گفت حال ندارم .گفتم گه نخور به پشت خوابوندمش یه تف زدم سر کیرم کردم تو کونش برق از چشماش پرید حالش گرفته شد یکم آه و ناله کرد خواست بره نذاشتم دوباره خوابوندمش شروع کردم یواش یواش تلنبه زدن و بعد پنج دقیقه آبم اومد بعد از اون هم چند بار دیگه سکس داشتیم و یه بار هم براش ساک زدم.

پاهاش رو باز کرد و مهرداد رو به کسش دعوت کرد

خیالش راحت بود که چند روز دیگه پریود میشه و احتمال بارداری وجود نداره. مرضیه کس دادن رو خوب بلد بود و در سالهای اول ازدواج هر شب کس داده بود. سالهای آخر با ممعلی کس دادنش به هفته ای سه بار کاهش پیدا کرده بود. مرضیه نمی دونست که مردها چه احساسی از کس او ممکن است داشته باشند، اما خودش هیچ وقت با کس دادن ارضا نشده بود. کس کردن ممعلی معمولا در چند تلمبه کوتاه تمام میشد. گاهی اوقات تمام چیزی که از سکس وجود داشت دستمالیهای ممعلی بود و کس دادن تا ممعلی ولش کنه. در اکثر مواقع حتی فرصتی برای چرب شدن کس مرضیه وجود نداشت و ممعلی با تف کیرش رو وارد کس مرضیه میکرد. در نظر ممعلی ارضا شدن مرضیه اهمیتی نداشت. کیر مهرداد قلمی تر ولی اندکی بلندتر از ممعلی بود و بر خلاف ممعلی در حین تلمبه زدن به لب گرفتن و خوردن پستانهای مرضیه میپرداخت که باعث ترشحات بیشتر در درون کس مرضیه میشد. بر خلاف کس دادن به ممعلی مرضیه از کس دادن به مهرداد خوشش میومد. حتی وقتی مهرداد به صورت داگی استایل او رو میگایید از دخول عمیق کیر مهرداد احساس لذت به مرضیه دست میداد و بی اختیار به حرف اومد:“محکمتر بزن. تا ته. محکمتر.

مهرداد همینطور که داگی استایل تلمبه میزد سرش رو جلو آورد

از مرضیه لب گرفت و گفت:“میشه از کون بکنمت؟” مرضیه با ناباوری مهرداد رو نگاه کرد. از نظر مرضیه این چیزی نبود که مهرداد بابتش اجازه بگیره. ممعلی هر دو سه باری که کس میکرد یه بار هم کون مرضیه میزاشت. معمولا کون دادن مرضیه بعد از کس دادنش بود، اما مواردی هم شده بود که ممعلی فقط اونو از کون کرده بود. مرضیه با درد کون دادن کاملا آشنا بود و بارها شبها سرش رو تو بالش کرده بود و بیصدا ازدرد گریسته بود. با این همه گذر زمان و تجربه باعث شده بود که مرضیه درد کمتری تجربه کنه. اون دیگه اجازه نمی داد که ممعلی بدون مقدمه کیرش رو فرو کنه و مجبورش میکرد تا کون مرضیه رو خوب انگشت کنه. یک انگشت و دو انگشت و سه انگشت. مرضیه موقع خواب قوطی کرم رو زیر بالشش میزاشت و اگه ممعلی میخواست از کون بکنه اونو وادار میکرد که به انگشتهاش و کیرش کرم بزنه. نکته ای که باعث خجالت مرضیه میشد احساس لذتی بود که با انگشت کردن و حتی گاییدن کونش بهش دست میداد. اون هیچ وقت از کون دادن ارضا نشده بود اما احتمالا اگه ممعلی بیشتر میکرد ارضا هم میشد و این از نظر مرضیه مایه شرمساری بود که اون از کس دادن لذت نمیبرد اما از کون دادن لذت میبرد.

من چندسالی مددکار کانون امور خانواده زندانیان

بودم البته بخاطر طرح دانشگاهیم یک جورایی مجبوری بود.توی کانون زنای زیادی میومدن که هرکدومشون ب طوری سرپرست خانواده بودن یعنی پدرشون یا همسرشون توی زندان بود حالا ب هر دلیلی. توی یکی از پرونده ها اسم زنی درج شده بود با مشخصاتی که کنجکاو شدم دربارش بدونم زهره ۲۸ساله بود. وقتی بهش زنگ زدم بیاد کانون تا بتونم برای مخارجش نامه بنویسم ب اجرای احکام بهانه اورد که راهش دوره و خودم از طرفش انگشت بزنم کاغذهارو. از اونجایی که ادرسش توی پرونده بود کاغذها رو برداشتم و رفتم سراغش. یک زن سفید پوست با لبای گوشتی و ابروهای قهوه ای با چشای سیاه.یک چهره نمکی و خنده رو. بهش گفتم کلک راه که خیلی دور نبود چرا منو تو زحمت انداختی گفت من کمردرد شدیدم سختمه با اتوبوس جابجا شم هزینه تاکسی هم که…گفتم اگر دوس داری بگو چرا شوهرت زندانه گفت بخاطر پرونده ناموسی .من تو پرونده دیده بودم ولی دوس داشتم برام بیشتر بگه برای همین کنجکاوانه نگاش کردم متوجه فضولیم شد و گفت سه سال پیش اومدیم این محله .محمود یک سه چرخه گرفته بود تو میدون بار میوه باهاش کار میکرد هرچی درمیاوردیم میدادیم ب اجاره خونه و خرج دوا دکتر واسه بچه دارشدن .

یک روز زن همسایه اومدو گفت زنی رو می شناسم

که با داروهای خانگی باعث میشه بجه دار بشین .ب محمود گفتم گفت ماکه این همه هزینه کردیم اینم روش برو ببین چه دارویی میده فرداش با زن همسایه رفتیم یکی دو محله از ما فاصله داشت خونه زنه.رفتیم داخل دیدم چندخانم عین خودم که همه برای بارداری اومده بودن نشسته بودن بعد که نوبتم شد زنه که اسمش طاهره بود دست رو شکمم کشیدو گفت اووووه چه عفونتی داری تو درمانت سخته ولی بچه دار میشی باید ۶ ماه هر هفته بیای من برات دارو ب شکمت بمالم و شکمتو بادگیری کنم منکه از حرفاش جیزی متوجه نمیشدم ولی از اینکه امیدوارم کرده بود که بچه دار میشم هر هفته میرفتم پیشش.بعد یک ماه گفت زهره خانوم شما باید روی کمرت دعا نوشته بشه ولی من چون سواد ندارم باید بگم شوهرم بیاد داخل اتاق من دعارو بخونم شوهرم بنویسه.ب خودم لرزیدم .نامحرم؟؟؟نه اصلا محمود منو میکشه.قبول نکردم گفت هرجور مایلی ولی بدون این دعا بچه دار نمیشی.

Middle Eastern Step Sis Fucked By American Brother

سکس زوری

کون بازی علی‌ و کریم

From:
Date: November 27, 2020