Download complete video now!

کردن کون دخترسوفیا که 20 سالی داشت دمه در سکس خارجی فامیلی

کردن کون گفت کف پاهام رو قشنگ میلیسی و میخوری تا بزاریم بری

کردن کون گفت:تو رو خدا!!!تو پاهات خیلی بو میدن و عرقش تنده!این حرف و که زد سکس خارجی گوشیش رو برد روی حالت فیلم برداری و داد دست آیدا و صورت دو زانو نشست و صورت سوفیا رو برد بین کف پاهاش و کونش و نشست روی سره سوفیا جوری که صورت سوفیا روی کف پاهای بود و پشت سره سوفیا زیره کون کردن کون ناچار کف پاهای رو میخورد و عرق کف پاهاش رو قورت میداد.

وقتی سوفیا بلند شد دیدم صورتش خیسه عرق کف پاهای کردن کون و زنمه

این داستان حدود 1 ساعتی طول کشید و سوفیا وقتی میخواست بره گفت:خدا لعنتتون کنه.آیدا خانم مطمعن باش جبران میکنم.آیدا و کردن کون هم گفتن تو برو فعلا صورتت رو بشور که بوی کف پ میده و دو تایی زدن زیره خنده.خلاصه سوفیا رفت و من اومدم بیرون و با هم نشستیم عکس ها و فیلم ها رو تماشا کردیمو میخندیدیم.نیم ساعتی گذشت که زنگ خونه به صدا در اومد.از چشمی در نگاه کردم دیدم سوفیا و دخترش و دو تا زن جوون دیگه همراهشن.

من رفتم توی اتاق از بالای در نگاه میکردم.آیدا در رو باز کرد کردن کون

دیدم دختر سوفیا کف پاش رو از کفش در اورده بود و با جورابای کثیفش زد توی دهن آیدا و رفت بالای سره آیدا و جورابش رو در آورد و کرد توی دهن آیدا و نشست روی شکم آیدا و کف پاهاش رو گذاشت روی صورت زن من!!!!!بقیه هم که اومدن توی خونه و سکس خارجی رو گرفتن زیره مشت و لگد.دو تا زن جوون با سوفیا خانم بودن!دو تاشون اندام های خوش فرم و خوشکل بودن.کردن کون رو گرفتن و خوابوندن روی زمین.سوفیا گفت این ها خواهر شوهرام هستن.حالا درسی به دوتاون میدیم تا دیگه از این گوها نخورین.

مونا ترجیح میداد آرمان موهای بلند و فرق وسط داشته باشه تا موهای کوتاه فرق یه ور

بر خلاف مونا، من از آرمان خوشم میومد و معمولا تنها کسی که با علاقه به حرفاش گوش میداد و تا حدودی از حرفاش سر در میاورد من بودم. رشته من مهندسی کامپیوتر بود ولی با این وجود به بحثهای علمی علاقه زیادی داشتم. گاهی اوقات ساعتها با آرمان در مورد مسائل علمی حرف میزدیم. گاهی اوقات هم در مورد ادبیات حرف میزدیم که علاقه مشترک هر دو مون بود. مینشستیم و اشعار حافظ و مولوی و سعدی رو میخوندیم و معنی میکردیم.
یواش یواش احساس عشق عجیبی به آرمان پیدا کردم و احساس میکردم که همون شخصیتیه که من همیشه در رویاهام میدیدم. احساس میکردم آرمان هم با من خیلی راحته و حتی در خیالم اونو میدیدم که منو دوست داره. همزمان اختلافات مونا و آرمان بیخ پیدا کرده بود. مونا مدام قهر میکرد و از تهران به خونه ما در کرج میومد و شکایت از آرمان میکرد و میگفت تفاهم نداریم. حتی دعوا کردن آرمان با بقیه فرق داشت و به جای دعوا کردن با مونا در اتاق رو قفل میکرد و هدفون می گذاشت رو سرش. مونا هم یه مدت به در و دیوار فحش میداد و بعد قهر میکرد و میومد خونه پدری. مونا در مورد دلایل اختلافات توضیحی نمی داد اما معمولا در دوران قهر با فریبرز قرار میزاشت و احتمالا مونا به آرمان خیانت هم میکرد، هرچند مونا هیچ وقت اعتراف نکرد. من ته دلم از این اتفاقات راضی بودم و امید داشتم مونا و آرمان جدا بشن و آرمان بیاد منو بگیره.

در جریان یکی از همین قهر و آشتیها مونا آب پاکی

ریخت رو دست پدر و مادرم که دیگه حاضر نیست برگرده با آرمان زندگی کنه. وقتی آرمان اومد دنبال مونا و اصرار اون رو دید خیلی خونسردانه گفت که اگه مونا خواست جدایی داره من حرفی ندارم. من صبح اون روز دانشگاه داشتم. به مادرم گفتم با آرمان میرم تهران که فردا برم دانشگاه، تو راه هم باهاش یه کم صحبت میکنم. مادرم هم ساده لوحانه پذیرفت.
فرصت خوبی برای من بود که تنها با آرمان حرف بزنم. از کرج تا خونه آرمان و خواهرم در تهرانپارس دو ساعت راه بود. باید حرفام رو میزدم. وقتی از آرمان درباره دلیل اختلافاتشون پرسیدم اون گفت مونا حق داره و من مقصرم. اما من که میخواستم میخ آخر رو به تابوت رابطه شون بکوبم قضیه فریبرز رو لو دادم. بر خلاف انتظار اصلا تعجب نکرد و گفت میدونسته یکی هست و فقط اسمش رو نمیدونسته. اینجا بود که بهش گفتم:”من واقعا نمیدونم مونا چشه، تو یه پسر همه چی تموم هستی. هر دختری آرزو داره تو شوهرش بشی. من خودم دوست دارم یکی مث تو پیدا بشه برام.” آرمان لبخندی زد و گفت:”ممنون از لطفت، تو هم دختر خوبی هستی. انشاالله یکی همونجوری که دوست داری پیدا کنی” بهش گفتم:”یکیو میخوام عین تو.

دیگه طاقتم تموم شده بود و بی مقدمه اعتراف کردم:”من عاشقتم آرمان” و پهنای صورتم پر از اشک شد. عکس العمل آرمان اون چیزی نبود که من انتظار داشتم. با خونسردی تمام گفت: “تو دختر خوبی هستی. ولی من همچنان همسر خواهرت هستم. این علاقه درست نیست.” آروم و بیصدا گریه میکردم. افکارم رو کمی متمرکز کردم. این احتمال وجود داشت که آخرین باری باشه که آرمان رو میبینم. حداقل آخرین باری بود که تنها میشدیم. تصمیمم رو گرفته بودم. امشب رو باید با آرمان میگذروندم. اگه لازم باشه میزارم از کس بکنه. مهم نبود که پرده ام رو بزنه یا اگه خواست از کون یا هر چیز دیگه. اگرنه تمام عمرم حسرت میخوردم. ته دلم میگفتم شاید بعد از سکس پابندم بشه.

سکس پسر سکس سینه سکس روسی شهوانی خانه کس تنگ فیلم سکسی نوجوان سکس تو ماشین سکس داغ داستان سکس سکس ترکی داستان سکسی تصویری سکس زیبا سکس خفن فیلم های سکسی سوپر ایرانی سکس امریکایی

TRUE ANAL Blonde Barbie and Sophia ass fucking threeway

سکس افغانی

From:
Date: December 3, 2020
Actors: Barbie Sins

One thought on “کردن کون دخترسوفیا که 20 سالی داشت دمه در سکس خارجی فامیلی

Comments are closed.