همستر رفتم جنگل کیر خوری اما هیچوقت سوتی نمیدادم چون این

همستر رفتم جنگل کیر خوری

همستر دوستای xHamster آیدا هم گفتن آیدا دیگه تمومش کن.ما هم باید بریم کار داریم.آیدا هم گفت باشه.تموم.فاطمه دیگه از این کارا نکنی!چون میدونی دوباره همین بلا رو سرت میارم!خلاصه فاطمه و دخترش رفتن و دوستای آیدا بلند شدن برن که آیدا گفت:صبر کنید.نرید.من میدونم این فاطمه الان با خواهراش بر میگرده. همستر دوستای آیدا هم گفتن ما کار داریم.بی کار که نیستیم بشینیم اینجا پا و کون بدیم به زن و دختره مردم!تو میخواستی حالش رو بگیری که گرفتی.مطمعن باش دیگه جرات نمیکنه بیاد.خلاصه دوستای آیدا رفتن و یک هفته ای گذشت و دیگه خبری نبود.تا این که بیتا دره خونه در زد و آیدا در رو باز کرد.بیچاره آش نذری آورده بود و واستاد تا آیدا ظرفشون رو شست و داد به بیتا و تشکر کرد و رفت.ده دقیقه ای نگذشته بود که بیتا دوباره زنگ زد.من توی هال بودم دیدم دارن با آیدا صحبت میکنن.من سریع پریدم توی اتاق و در رو بستم و از بالای در داشتم نگاه میکردم.بیتا به آیدا میگفت:فکر کردی خیلی زرنگی؟ما هم حرفی نمیزنم تو دیگه پر رو نشو
به سکسی که قرار بود داشته باشم
احساس میکردم رابطمون رو واسه علی همستر تعریف کرده. علی یکی از دوستای قدیمی و مشترکمون بود که بیشتر با محسن دوست بود، چون هردو هم سن بودن و من سه،چهار سالی کوچیک تر بودم. علی گاهی اوقات که باهم تنها می شدیم میگفت که میلاد بدجور هوس سکس کردم،کسی رو سراغ نداری؟ناموسا اگه کسی رو پیدا کردی بهم بگو!
منم همیشه میگفتم نه بابا من کیو میشناسم مگه. اما ول کن نبود و هربار که منو می دید این حرف رو تکرار میکرد. حتی گاهی پیامک می داد که چی شد؟کسیو گیر آوردی؟!

نمیخواستم این فرصت رو از دست بدم همستر. علی رو از بچگی میشناختم و توی ذهنم این باور رو داشتم که علی میتونه بهترین باشه واسم. بعد از محسن تنها کسی بود ک بهش اعتماد داشتم. پس گفتم: علی میدونم چی میگی و منم مشکلی با این قضیه ندارم
خیلی سریع جواب داد و انگار نه انگار که تعجب کرده و یه طورایی حتم دادم که محسن واسش تعریف کرده.
وقتی رسیدیم، گفت صبر کن برم تو خونه ببینم اوضاع چطوره و الان برمیگردم. منم قبول کردم. علی که رفت ترس وجودمو گرفت، با خودم میگفتم میلاد خر نشو، از محسن چه خیری دیدی که از علی ببینی، اینم یه مدت دیگه مثل یه حیوون باهات رفتار میکنه. توی همین فکرا بودم که علی از خونه اومد بیرون و اشاره داد که پیاده بشم همستر. ماشین رو قفل کرد و رفتیم توی خونه
سریع سمت کامپیوتر رفت و یه پورن پلی کرد و رو به من کرد و گفت: لباساتو در بیار
تقریبا پشیمون شده بودم و گفتم علی ، شوخی کردم ، من اینکاره نیستم و فقط گفتم که کمی بخندیم
کمی جا خورد و نشست روی صندلی و گفت بابا خب مگه چیکار میخوایم بکنیم!! برعکس خیلی هم حال میده به جفتمون
_اخه داداش من اینکاره نیستم و اصلا تجربه نداشتم!
+میلاد حالا تو خونه ایم دیگه همستر و فقط خودمون دوتاییم
دوباره شهوتم به ترس غلبه کرد و گفتم: باشه اما خب روی شورت حال کن
+شورت که حال نمیده اخه
قیافش درهم شده شده بود و عصبی بود و تموم این مدت حتی یک بار نگاهم نکرد
_باشه

ساک زدن رو به کون دادن ترجیح می دادم
پیراهن و شلوارم رو درآوردم. بالاخره نگاه علی به من خیره شد و بدنمو برانداز کرد و خودشم لباساشو درآورد. کیرش واقعا بزرگ بود اما شل و سریع به پهلو دراز کشید.
منم شورتم رو درآوردم و سمت علی رفتم و کنارش دراز کشیدم و منتظر همستر لباش بودم که منو به جنون برسونه،توی آسمونا بودم و با خودم گفتم آره خودشه، که یهو گفت برگرد! منم که انتظار یه معاقشه زیبا رو داشتم جا خوردم اما بدون بحث برگشتم و کونمو سمتش کردم. تا کونمو دید، یه اوفففففف گفت و دستشو روی کونم گذاشت که جیگرم حال اومد، خوشحال بودم که کونمو پسندیده
منو کاملا حالت دمر خوابوند و دستشو جلوی دهنم آورد و گفت که تف کن که خیسش کنم. منم دوبار توی دستش تف کردم و اونم آب دهنمو به کیرش مالید. چون کیرش کامل سفت نشده بود احتمال دادم که میخواد لاپایی بره که دیدم پامو از هم باز کرد و سر کیرشو روی سوراخم گذاشت و فشار داد. اصلا آماده نبودم و خودم رو جمع کردم. فهمیدم که کیرش همستر تا این حد بیشتر سفت نمیشه
از روم بلند شد و رفت مایع دستشویی رو آورد و سر کیرش مالید و کمی هم روی سوراخم ریخت و دوباره سر کیرشو روی سوراخم گذاشت. من هنوز توی شوک بودم از رفتار علی، از اینکه مستقیم سراغ کونم رفته بود . خودمو سفت گرفته بودم، آروم فشار می داد، کونم خیلی لیز شده بود و نرم بودن کیر علی هم باعث شده بود که درد و فشار زیادی نداشته باشم. با چند فشار دیگه سر کیرش توی کونم رفت و با یکی دو تکان کیرشو کامل توی کونم کرد، دردم گرفته بود و بیشتر از درد سوزش داشتم که احتمال دادم بخاطر زیاد بودن مایع دستشوییه. شروع کرد به تلمبه زدن و آه و ناله آروم من تنهاصدای توی اتاق بود. بوی همستر تند عرقش بدتر گند زده بود به ذوق و شوقم.
تمام تصوراتم نابود شده بود و فهمیده بودم که فقط سوراخ کونم مهمه. عصبی بودم، کوچیکترین لذتی نمی بردم و دوست داشتم زودتر تموم بشه.
یه دستش رو زیر شکمم برد و بدون اینکه کیرشو دربیاره منو سمت بالا آورد اما کیرش دراومد، همستر منو حالت داگی قرار داد و با دست کمرمو سمت پایین فشار داد که کونم بیشتر عقب بره. کیرشو دم سوراخم گذاشت و با یه تکون فرو کرد توی کونم،
بعد از چند لحظه سرمو گرفت و خودش توی دهنم تلمبه زد، گاهی آروم آروم و گاهی تند همستر. لعنتی آبش نمیومد و دهنم خسته شده بود و از یه طرف کونم سوزش بدی داشت و امونمو بریده بود.کیرش رو از دهنم درآوردم و با دست شروع کردم جق زدن و سر کیرشو لیس میزدم و دهنم میذاشتم گاهی. از صورتش لذت بردنش رو حس میکردم و این حداقل پاداش و حس رضایتی بود که داشتم. تند تند جق میزدم واسش.
کمی که گذشت کیرش داشت خشک می شد، و ترسیدم که اذیتش کنه همستر، واسه همین دستمو برداشتم که تف کنم که یهو با صدای بلند گفت احمق چیکار کردی xHamster.com

سکس همستر ایکس ان ایکس ایکس ایکس ایکس ایکس ایکس ویدئو ایکس همستر اویل انجل السا جین لیه گوتی سكس انجيلا وايت أنجيلا وايت

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *