Download complete video now!

سکس گی پسران زیبا کون دادن به دوستم گی همجنسباز و کونی پایین و کیر گندشو آروم گذاشتم تو دهنم

سکس گی پسران زیبا کون دادن به دوستم

سکس گی ول از همه بگم این خاطره واقعی از گی منه، کسایی که علاقه ندارن میتونن صفحه رو ترک کنن. از خودم بگم، اسمم مهرانه 25 سالمه دوجنسگرام ولی بیشتر تمایلم به مفعول بودنه، عاااااشق ساک زدنم هستم.

این خاطره مربوط میشه به دو سال پیش که یکی از دوستام فهمید من تمایل به کونی بودن دارم. من به خاطر قضاوت ها و فکرای مردم، متاسفانه و به اجبار هیچوقت نتونستم پیش اطرافیانم از گرایشات جنسیم بگم، حتی ظاهرمو خیلی مردونه نگه داشتم.

یکی از دوستام به اسم میلاد بود که من شنیده بودم قبلا تجربه کون کردن داشته و فقط سوراخ واسش مهمه، منم اون موقع ها فقط ساک میزدم و جرات نداشتم سوراخمو به کسی بسپارم، قبلش تجربه ساک زدن واسه چند نفرو داشتم و کم کم و خوردن منی رو شروع کردم و با لذت تمام این کارو میکنم،
بریم سر اصل خاطره . یه شب خونه یکی از بچه ها مکان شد و من و میلاد و یه نفر دیگه دعوت شدیم واسه عرق خوری،
خلاصه نشستیم حسابی خوردیم و وقت خواب رسید،

منم مسته مست ، اُبم زد بالا و دلم کیر خواست، با هزار ترفند یه کاری کردم که با میلاد بریم تو یه اتاق بخوابیم

همینجور که دراز کشیده بودیم پیش هم کلی گفتیم خندیدیم و شروع کردیم فحش دادن به هم که یهو وسط کس شعرا گفت بیا کیرمو بخور، منم دیدم بهترین موقعس واسه اینکه کیرشو بخورم، دهنم اب افتاد ، بش گفتم کیرتو میخورما، خندید گفت کیه که بدش بیاد، یه دست گذاشتم رو کیرش و همینجور که واسش شروع کردم به مالیدن تو گوشش گفتم بین خودمون میمونه ? تعجب کرده بود ولی با یه لبخند ازم استقبال کرد و گفت خیالت راحت

منم با خیال راحت شلوار و شرتشو کشیدم پایین و کیر گندشو آروم گذاشتم تو دهنم سکس گی ، واااااای که عجب کیری، همون لحظه عاشقش شدم، یه کیر 18 سانتی و کلفت، با ولع هرچه تمام داشتم میخوردم اونم تمام تلاششو داشت میکرد که هم خودش هم من نهایت لذت رو ببریم
با دستش موهامو نوازش میکرد و کیرشو محکم میکرد تو دهنم.

دلم نمی خواست حرفای مریم رو باور کنم ،به نظرم ریشه در حسادت زنانه داشت

ولی باید یه تحقیقی می کردم.چند روز توی مسیر مدرسه تا خونه، بدون این که کسی بفهمه مثل سایه پریچهر رو تعقیب کردم ولی چیزِ خاصی ازش ندیدم و به این نتیجه رسیدم که حرفای مریم نمی تونه واقعی باشه.آخرش خودم رو راضی کردم که خیلی از دختر پسرا قبل از ازدواج رفیق دارن،مهم این که بعد از ازدواج به هم وفادار باشن.
اواسط تابستون بود.درسمون تموم شده بود.دیگه مریم رو کم می دیدم.کنکور قبول نشدم.طبیعی بود،من که درسی نخونده بودم.خیاطی یاد می گرفتم.به اجبار صابر،قرار بود بریم خواستگاری پریجهر.مادرم راضی نبود،می گفت صابر شغل درست و حسابی نداره،هر دو تا شون بچه هستن و ازدواجشون از روی شناخت نیست.ولی صابر اونقدر اصرار کرد تا بلاخره راضی شد.آقا جونم چیزی نمی گفت ولی در واقع راضی بود.به نظرش ازدواج ،جلوی هر خلاف و گناهی رو می گرفت*.منم حرفی نداشتم،دلم می خواست صابر با مریم ازدواج کنه،ولی اون انتخاب خودش رو کرده بود.صابر خوشحال بود .سربازیش رو تازه تموم کرده بود،بر خلاف کارهای قبلیش،

مکانیکی رو ول نکرد

لاغرتر شده بود.شب ها دیر می اومد.دستها و ناخنهاش همیشه سیاه بودن.بخاطر پریچهر همه سختی ها رو تحمل می کرد* وبلاخره ازدواج کردن .با پولی که خودش جمع کرده بودو کمک آقا جون و داداش صادق ، مراسم آبرومندی گرفتیم و یه خونه ۶۰ متری رهن کردن .صاحب خونه رفیق قدیمی بابام بود.خونه صابر نزدیک خونه ما بود.یک سال از ازدواجشون می گذشت.همه چیز خوب پیش می رفت.
یه عصر پاییزی ،صابر و پریچهر با شیرینی اومدن.هر دو شاد و خندون بودن،پریچهر حامله بود و من قرار بود برای دومین بار عمه بشم.همه خوشحال شدیم…
چند ماه بعد ثنا به دنیا اومد.پدرم بیشتر به صابر و خانوادش می رسید ثنا دلخوشیِ جدید ما شده بود.روزها از پی هم می گذشتن…
ثنا یک ساله شده بود.شیرین و خواستنی بود. سرما خوردگی داشت.رفتم به دیدنش وبراش عروسک خریده بودم.مادرم به بهانه پادردش نیومد ولی می دونستم که دل ِ خوشی از پریچهر نداره اما بخاطر صابر کوتاه می اومد.یکم با ثنا بازی کردم.هنوز بعد از این همه سال با پریچهر صمیمی نبودم.احترام هم رو نگه می داشتیم ولی یک دیوار نامرئی بینمون بود.یه ساعت نشستم و بعد آماده رفتن شدم .خونه صابر طبقه سوم بود.از پله پایین اومدم .وقتی به در خروجی رسیدم،خانوم روشنی درِ واحدشون رو باز کرد،سلام و احوالپرسی کردیم.گفت:
-مژده خانوم می شه چند لحظه وقتت رو بگیرم؟
–خواهش می کنم بفرمایین.
-دم در نمی شه دخترم، لطفا بیا تو.
–اتفاقی افتاده خانوم روشنی؟
-بفرمایید داخل ،عرض می کنم.
با تعجب و کمی ترس وارد شدم.خانوم روشنی دو تا دختر داشت*.یکیش ایران زندگی نمی کرد و اون یکی،طبقه دوم همون ساختمون ساکن بود.خونه کوچیک و تمیزی داشت.شوهرش خونه نبود.
–بفرمایین خانوم روشنی.
-ببین مژده خانوم ،خیلی با خودم کلنجار رفتم که این موضوع بگم یا نه.

هر از گاهی هم یکی میزد تو گوشمو قربون صدقم میرفت سکس گی

لامصب دقیقا طوری که دوست داشتم داشت رفتار میکرد، هر لحظه بیشتر داشتم عاشق کیرش میشدم دلم نمیخواست آبش بیاد، تا یهو کیرشو دراورد و گفت دم دستمون دستمال نیس چیکار کنم، اینبار من یه لبخندی بهش زدمو کیرشو بازم گذاشتم تو دهنمو،

چندبار سفت بالا پایین کردم تا آبش با فشار ریخت تو دهنم، کیرشو اوردم بیرون دهنمو باز کردم ابشو نشونش دادم و بعدم قورتش دادم، میلاد که یه بار دیگه از تعجب دهنش باز مونده بود یهو گفت تو کجا بودی تا حالا قربونت برم الاهی
گفتم مهم نیس تا حالا کجا بودم، مهم اینه که از الان به بعد هستم،
خلاصه این شد لدت بخش ترین خاطره من از ساک زدن.

اون شبو گذروندیم، تا چند روز خبری ازش نبود بعدا فهمیدم که عذاب وجدان داشته و فکر میکرده تو عالم مستی رفاقتمونو به گا داده، ولی چند روز بعد خونمون خالی شد و زنگش زدم هیچ حرفی راجع به اون شب نمیزد تا خودم بهش گفتم اون شب مست بودیم هیچی نفهمیدیم
پاشو بیا خونمون تا الان که میفهمیم چه خبره یه دور دیگه بریم سکس گی.

خلاصه تا یه مدتی فقط ساک میزدم واسش ، واقعا دلم برا کیرش تنگ میشد ، حرف نداره
این کیر، کم کم انقد عاشقش شدم که دل و به دریا زدم و صفرمو توسط میلاد باز کردم الان هم دهنم هم کونم از کیرش لذت میبره،
اگه دوست داشتین نظر بدید تا خاطره کون دادنمو به میلاد تعریف کنم، ممنون که سکس گی وقت گذاشتین و خاطرمو خوندین، کیر تک تکتونو میبوسم و میخورم.

دوباره ذهنم مشغول شد.به مریم و صابر فکر می کردم .قبلا مریم چند بار دم در خونه ما اومده بود و صابر رو دیده بود.صابر همیشه می گفت این دختر سیاه سوخته کیه؟از این بهترشو برا رفاقت پیدا نکردی و می خندید.

دوباره بی خواب شده بودم.هزار جور فکر و خیال داشت منو می کشت.بعد از اون ماجرا،
مریم کم حرف شده بود.یه ناراحتی ِعمیقی ته چهره ش بود.دیگه شوخی نمی کرد و سربه سر بچه ها نمی ذاشت.یه روز بهم گفت:
-چیزی از پیمان به خونوادت گفتی؟
–پیمان کیه؟
-همین پسر بنگاهیه،رفیقه عروستون!
–مواظب حرف زدنت باش! اولا هنوز پریچهر عروس ما نشده در ثانی تو اسم پسره رو از کجا می دونی؟!
-کل مدرسه می شناسنش تا حالا به صد نفر شماره داده…
–اصلا از کجا بدونم داری راس می گی؟
-خیلی راحته،تحقیق کنین ،دو روز برین دنبال پریچهر …

 

shahvani گایش کون
داستانهاي سكس سکس خفن
فیلم های سکسی
سوپر ایرانی سکس امریکایی
Two Skinny Teens Fuck in Gay Porn Scene

اموزش سکس

From:
Date: December 1, 2020

2 thoughts on “سکس گی پسران زیبا کون دادن به دوستم گی همجنسباز و کونی پایین و کیر گندشو آروم گذاشتم تو دهنم

Comments are closed.