Download complete video now!

سکس گروهی گی داستان سرباز گی‌ و راننده خفن برد سمته سکس دوست دختر داری میکنیش

سکس گروهی گی داستان سرباز گی‌ و راننده خفن “dastan sex

سکس گروهی گی اسمم محمد هست سرباز هستم قدم ۱۶۸.وزنم ۷۰ کلیو. خدابخواد ۱۲ ماه از خدمتم گذشته چون میگذرد غمی نیست .بریم سره داستان ما تهران ساکن هستیم محله خدمتم کرمانشاه هست ازخودم بگم پاش بی افته توهزرگی وکون دادن تکم باچندتا هم خدمتیمم سکس داشتم وغیره.دوساله حرفه ای کون میدم وادامه داستانم یه چند روزی بود تهران بودم واسه مرخصی موقع برگشتن به محل خدمتم که کرمانشاه بود بلیط اتوبوس گرفتم واسه ساعت ۱۰ شب سکس گروهی گی.

توکف کیر بودم حسابی چون تو تهران کسیو پیدا نکردم نه توتلگرام نه جایی به امید

دادن به هم خدمتیام که گفتم راه افتادم سوار اتوبوس تا اینکه نزدیکه صبح رسیدم کرمانشاه نزدیک ۶صبح بود تاکسیم نبود ماشین شخصیا واستاده بودن تا رفتم سمته ماشینا یه راننده با قیافه معمولی ودرشت اندام اومد سمتم سلام داد منم سلام دادم گفت سربازی کدوم پادگان میری بیا برسونمت منم سوار شدم اصلا فکر سکس نبودم گیج خواب بودم کوله پشتیمو انداخت صندق عقب رفتم صندلی جلو نشستم تا اومد راننده نشست ماشین روشن کرد گفت مسافرم نیست فکرکنم روزیم تویی فقط اوله صبحی خلاصه راه افتاد طبق معمول سکس گروهی گی.

ازخدمتم پرسید و غیره یهو دیدیم مشکوک میزنه از یه مسیر دیگ رفت آخه بلد بودم سکس گروهی گی

مسیر دیدم سوالارو برد سمته سکس دوست دختر داری میکنیش یا غیره منم جواب میدادم معمولی .دوزاریم افتاد که بله راننده اینکارس کمی شل کردم شیطون رفت توجلدم .بهم گفت خیلی خوشگلی اهله حالی منم گفتم تا چی باشه میدونستم منظورشو اونم سریع گفت خودم باشم مشکلیه منم شیطونیم گل کرد گفتم نه چه مشکلی مگه چیه سریع زیپه شلوار باز کرد کیر کلفتشو در اورد گفت خوبه دوس داری دستمو گرفت گذاشت رو کیرش کمی مالوندمش کیرشو سرمو بردم جلو کمی کیرشو خوردم گفت بسه خونه خالی دارم میایی بریم گفتم چرا که گفت ازپادگان مشکل پیش نیاد برات گفتم یه چی میگم حالا رسیدیم خونش دیدم جاش هنوز پهنه گفت مجردیه دیگه زنمو طلاق دادم سکس گروهی گی.

راستش توی این زندگی اخلاقیات خیلی رومانتیک و احساساتی

داشتم و از حدود ۱۷ سالگی با پسرهای مختلفی سکس های لذت بخشی داشتم مثلا با حسین حدود ۲۰ سالگی آشنا شدم و ۸ سال رابطه داشتم ! خیلی مهربون بود و توی کردن ملاحظه منو خیلی داشت .پسری بود کشتی گیر
لرتبار و درشت هیکل !کیر خیلی کلفتی داشت و اول یک تف گنده در سوراخم می انداخت و آروم آروم فرو میکرد ،بعد پاهاشو به پاهام گره میزد و در حال تلمبه زدن گوشامو میخورد و وقتی ارضا میشد چنان ناله هایی سر میداد انگار داره شیره وجودش خارج میشه و این اوج لذتش منو هم ارضا میکرد.همیشه یهو نمیکشید بیرون ،اجازه میداد کیرش که می خوابید خودش سر میخورد بیرون و تو همون حالت منو سفت به خودش فشار میداد و بوسم میکردو قربون صدقه م میرفت.هیچ وقت دعوام نکرد یا قضاوتم! هفته ای یکبار ، بعضی وقتها دو بار در هفته بستگی به اینکه خونه ما یا اونها خالی میشد بهش کون میدادم تا اینکه ازدواج کرد و رابطه مون تموم شد.!
خب از مرحله پرت نشیم رضا رو که دیدم به هر کوس کلک بازی بود باهاش رفیق شدم و شاید یک شش ماهی طول کشید تا صمیمی شدیم. پسری بود سبزه و قد بلند با بدن عضلانی و چشمان قهوه ای مهربون.در یک زمان ۳ تا دوست دختر داشت و بعدها که با هم ندار شدیم همه چیزش با اون دخترها برام تعریف میکرد و من بیشتر ناامید میشدم چون هیچ نشانه ای که پسر دوست داشته باشه نبود! گذشت تا اینکه یک سفر ده روزه کیش با هم رفتیم و شب اول دل به دریا زدم و بهش گفتم نمیتونم رو تختم بخوابم و اجازه خواستم برم روی تختش!
اون هم جا باز کرد و گفت بیا…

خدای من گرمای بدنش عطر تنش

نفسهاش دیوانه م کرده بود! شاید دو ساعتی بی حرکت بودم و جرات نمی کردم حرکتی بزنم اما رضا راحت خوابیده بود .زدم به سیم آخر و از تخت بیرون رفتم و پاهای مردونه ش شروع به نوازش و بوسیدن کردم! کف پاش گرم بود و دلنشین و هیچ بوی بدی نداشت ناخودآگاه انگشتان پاشو میبوسیدم و به چشمام میمالیدم که یهو گفت چیکار میکنی؟
خیلی خجالت کشیدم گفتم هیچی خوابم نمیبرد داشتم پاهات ماساژ میدادم!!
هیچی نگفت دوباره رفتم کنارش دراز کشیدم ،کمی بعد گفتم رضا میذاری بغلت کنم ! جواب داد چرا؟
گفتم هیچی استرس دارم همین
گفت باشه ایرادی نداره! انگار بال در آوردم به آرومی از پشت بغلش کردم و دستاشو گرفتم و همون طور خوابم برد.
خلاصه کنم شب دوم و سوم و چهارم طوری میش رفت که شب پنجم که همون طور از پشت بغلش کرده بود دستمو برداشت و گذاشت روی کیر شق شده ش!
منم که از خدام بود دستمو کردم تو شورتش و بالا پایین کردم . دراز بود و گوشتی!
بدون هیچ حرفی برگشت و سرمو داد زیر پتو تا براش ساک بزنم ،تا قبل از اون نزده بودم و همش دندونام میخورد و خودشو میکشید عقب ! منو برگردوند و شورتم کشید پایین و گذاشت دم سوراخم!تمام وجودم تمنای دادن بود .بهش گفتم یه لحظه صبر کن و رفتم دستشویی داخلم با آب ولرم کاملا تمیز کردم و برگشتم توی تخت، کیرش هنوز سیخ سیخ بود .به شکم خوابیدم و اونم کیرش آروم آروم فرستاد تو ،

هنوز نصفش بیشتر نرفته بودکه یهو ارضا شد و خودشو و منو تمیز کرد و خوابید ،منم برگشتم تو تخت خودم و جق زدم ابم اومد بیحال شدم خوابم برد.فرداش بهم گفت هر چی دیشب اتفاق افتاد فراموش کن دیگه تکرار نمیشه! ما با هم دوستیم و اینکارها زشته!
منم قبول کردم ولی نشون به این نشون که همش باد هوا بود و تا شب آخر اقامتمون توی کیش ۷ بار دیگه هم منو گایید!
برگشتیم شهرمون ولی من عاشق رضا شده بودم! هر کاری میکردم تا رضایت ش جلب کنم، همه جا با هم می رفتیم، روزی چند بار صحبت میکردیم و همه ما رو به عنوان دو تا دوست جون جونی می شناختند!

بعد گفت لخت شو تا من بیام سریع لخت شدم اومد دیدم اونم لخته یه کیر خوش فرم داره

نیمه راست سریع رفتم تو کار کیرش ساک زدم براش خیلی حال میداد کیرشم خوشمزه بود برام با یه بویه عجیب .گفت برگرد که میخوام حال کنیم دوتایی به پشت خوابیدم تا کونمو دید یه جونی گفت و شروع به لیس زدنه کونم و سوراخم کرد منم بدنم بی مو هست کلا گفت چه جیگری هستی شمارمو میدم بهت تا همیشه باهم باشیم گفتم همیشه که نه تا وقتی سرباز کرمانشاه هستم زنتم اونم حال کرد باجملم گفت جوننن کیرشو تنظیم کرد رو سوراخم تف زد به کیرش نم نم کیرش سکس گروهی گی.

فتح کرد کونمو تا اینکه کیرش تو کونم جا خوش کرد نگه داشت تا جا باز کنه کیرش تو کونم تلمبه

میزد هی قربون صدقم رفت گفت تو چه جوری دوس داری حال کنی گفتم پا بالا هفتی اونم سریع برگشتم کونمو بالشت گذاشت زیرش کیرشو تنظیم کرد تلمبه زد منم هی میگفتم زنتم جرم بده تلمبه شدید میزد تا ارضا شد منم در حین کردش کیرمو مالوندم آبم پاشید رو بدنه خودتم گفت زنم چطور بود حال کردی گفتم عالی بود دفعه بعد بیشتر حال میکنیم باهم رفتیم حمام بعدش منو رسوند پادگان شمارشم گرفتم هروقت مرخصی شهری میگیرم میریم پیشش حال میکنیم فداتون با کیرتون تهرانیا کرمانشاهیا فدایه کیرایه کلفتتون سکس گروهی گی.

همه چی خوب پیش میرفت تا اینکه آخرین بار گوشیش پیش من جا موند

خیلی سعی کردم جلو خودم بگیرم فضولی نکنم اما نشد!! پیام هاشو چک کردم و ناباورانه چت های سکسی و شهوانیشو با دو پسر دیگه خوندم!
اون دو تا غریبه بودن و من هیچ وقت ندیده بودمشون! خلاصه کنم دعوایی بپا کردم تماشایی و اونهم طلبکار شد به چه حقی گوشیم چک کردی و پیامهامو خوندی؟
کل عمر رفاقت ما به دو سال نکشید و الان هیج خبری ازش ندارم!
گاهی اوقات گریه میکنم به خاطر این حس همجنس گرایی که دارم .ادمهایی شبیه من هیچ وقت توسط خانواده و جامعه پذیرفته نمی شیم بعنوان یک فرد مستقل! باید بسوزیم و بسازیم
یا ازدواج کنیم به خاطر فشار خانواده و دختری رو بدبخت! یا تنها بمونیم و هرازگاهی سکسی تصادفی با آدمهایی که از فشار روانی سکس میکنیم نه از روی عشق و علاقه!!…
باور بکنید یا نه عشق ما به همجنس دقیقا مثل عشق شماها به دختره!
من کنار یک مردی که دوست داشته باشم احساس سرزندگی و شوق و لذت میکنم و در آغوش گرفتن اون مرد منو اقناع میکنه
این انحراف نیست! گرایشه و یکدفعه به وجود نیومده ، از بدو تولد بوده با من…
بهرحال الان تنهام خیلی تنها
خیانت رضا داغونم کرد!!

داستانهای سکسی تصویری سکس گی گایش کون
سکس خفن
فیلم های سکسی
سوپر ایرانی سکس امریکایی
داستان سکسی
paint-it-bareback
سکس

From:
Date: December 1, 2020