سکس زیبا سکسیه توپ دوست دختر دیوونه کنندست خر بابا بزرگم فقط

سکس زیبا سکسیه توپ دوست دختر دیوونه کنندست خر بابا بزرگم فقط

سکس زیبا میلاد از رو مبل پاشد و آبتینو به پشت خوابوند. دکمه ی شلوارشو باز کرد و زیپشو کشید پایین . آبتین پاهاشو هوا کرد و میلاد شلوارشو تا زانو کشید پایین .

بعدش اونو به شکم چرخوند و شورت هفتیشو از میون باسناش بیرون کشید و اون روهم کشید پایین. حالا همون کونی که تو راه پله دلشو برده بودو لخت می دید سکس خوشگل.

دستاشو گذاشت رو پوست باسناش. این دفعه شورت و شلوار آبتین واسطه ی دستاشو کون آبتین نبودند. میلاد هم به شکم خوابید رو پاهای آبتین و صورتشو چسبوند به کونش.

زبونشو میون باسناش فرو کرد و اونو بینشون جلو عقب کرد. اونقدر زبونشو عقب آورد تا اینکه نوکشو چسبوند به سوراخ کونش. آبتین حسابی به رعشه افتاد و حسابی هیجان زده شد.

زبون میلاد کونشو قلقلک می داد و میلاد هم شروع کرده بود به لیسیدن سوراخ کون آبتین.

میلاد از خوردن کون آبتین سیر نمی شد. با زبونش حسابی میون باسنای آبتینو لیس زد. بعدش شروع کرد به مکیدن نوک قمبل های آبتین.

این کارش آبتینو حسابی حشری کرد و آبتین مدام ازش می خواست که دیگه بکنتش سکس زیبا. میلاد هم از خداش بود ولی یه مشکلی وجود داشت. آبتین دفعه اولش بود و حسابی تنگ بود.

هرکسی نمی تونه کیرشو تو کون پسری بکنه که بار اولشه. میلاد هم اینو میدونست. از طرفی این روهم می دونست که آبتین هرقدر هم که دلش بخواد بده وقتی دید خیلی درد داره ممکنه امتناع کنه و بزنه زیرش.

میلاد با انگشت کوچیکش شروع کرد. نوکشو گذاشت رو سوراخ آبتین و یه فشار کوچیک داد. آبتین چشماش گرد شد و اولین دردشو حس کرد.

میلاد با ملایمت به کارش ادامه داد و تو نفس نفس زدن های آبتین انگشتشو فرو کرد تو سوراخ کون آبتین.

آبتین حسابی درد می کشید و کونش می سوخت. مدام التماس می کرد که یواش تر یواش تر. آه و اوه آبتین میلادو بیشتر تحریک می کرد و اونم مدام به سرعت انگشت کردن اضافه می کرد.

چنان کیری خورد که هیچ موقع یادش نمیره.دمت گرم

دستت درد نکنه خوب تو کونش گذاشتی کیرم تو دهنت.از موهاش معلومه خارجیه ای ول دادا. خوب ننه شو کردی تو کونش که دیگه چس رنگی نیاد اه چقدر عقده ای داریم در ایران متاسفم واقعا سکس زیبا .

چقدر دروغ وتزویر من موندم تو کار این بچه شهوانی من که به شخصه جرات ندارم تو تایپیکاش حرف راستم بزنم چه برسه به دروغ کونی کس ننه واس چی دروغ میگی عقده ای پدر سگ. باشه.

بنفشه رو محکم زدم کنار و از در آشپزخونه خارج شدم که با آقای زردی روبرو شدم و ترس تموم وجودم رو گرفت؛ نمیدونستم با چه زبونی توجیح کنم که من گناهی ندارم و توی اون.

اتاق در بسته بدون دلیل خاصی با زنش تنها بودم! ایستاده بود روبروم، آشفته و داغون بود و سیگار میکشید، جلوتر رفتم و لرزش وار گفتم.

آبتین دیگه تحمل نداشت گفت بسه دیگه بسه نمیخوام بکنیم وخواست بلند بشه. میلاد دیونه ی شهوت شده بود و نمی فهمید داره چیکار میکنه.

همین که آبتین سرشو بالا آورد و نیم خیز شد تا بلند بشه سکس زیبا سکسیه توپ از زیبا دوست دختر سکسیباهاش دیوونه کنندست خر بابا بزرگم فقط.

میلاد محکم کوبید تو سر آبتین. آبتین با صورتش محکم خورد تو دسته مبل و زار زار زد زیر گریه. التماس می کرد ولش کنه تا بره. شصت میلاد حسابی کونشو صفا داده بود و فهمیده .

بود اگه ادامه بده حسابی حالش گرفته میشه و کونش پاره. اما میلاد اینو نمی خواست و تو این فکر بود که حسابی با کون آبتین حال کنه.

همین باعث شد نوک کیر میلاد توکونش جا بشه و تنها کافی بود میلاد یه فشار درست و حسابی بده. میلاد بیشتر زور زد و آبتین هم که زیر دست و پاش بود اولین درد کونشو با یه ناله خسته به گوش میلاد رسوند.

کم کم میلاد فشارو بیشتر کرد و آبتین هم حسابی دردش گرفت سکس زیبا. نوک کیر میلاد یه تکون حسابی خورد و یکم فرو رفت. آبتین دیگه آروم قرار نداشت و یه نفس جیغ می کشید درد تموم وجودشو گرفته .

بود و نمی تونست کاری بکنه مدام دست پا می زد و یه نفس جیغ می کشید. میلاد هم قرص و محکم آبتینو گرفته بود و مدام فشارمی داد. نوک کیر میلاد فرو می رفت و کون آبتین ذره ذره جا باز می کرد. آبتین دیگه نا نداشت.
میلاد تموم قدرتشو جمع کرد و تا اونجایی که زور تو کمرو دستاش بود فشار داد. یک دفعه چشمای خمار و خسته ی آبتین گرد شد. دست و پای آبتین از حرکت .

ایستاد و پاهاش که تو هوا بود یه دفعه افتاد رو زمین. رنگ از صورت آبتین پرید و نیمه هوش شد. میلاد کیرشو تا ته تو کون آبتین کرده بود و آبتین از شدت درد بی حال شده .

بود و غش کرده بود. میلاد کیرشو کمی بیرون کشید و دوباره فرو کرد. چند بار این کارو کرد و بعدش شروع کرد به سیخ زدن آبتین. بعد از مدت کوتاهی کیر میلاد سرخ شد.

شابين مرسي از ضايع كردنت ريدي بهش رفت (ميراب ) سکس زیبا

دمت گرم خوب گفتی البته واسه کسی که شعور داشته باشه نه واسه هر بی سروپایی که بی ناموسی رو به اوج رسونده همون کیر خر بابابزرگه رضا خوش کیر تو دهن هر چی آدم دروغگو.

با بهزاد موافقم اخه چرا اینقد عقده ای و بدبختین شما ها خاک ت سرتون کنن مرد 35 ساله هستم از کرج خوشتیپ و سکسی و همراه سکسیه زوجهای جوان. به جان مادرم که .

از هرچی هست و نیست برام عزیزتره، من کاری با خانومت نکردم سکس زیبا، اصلا خودش من رو برد توی اتاق… دمت گررم زدی تو خال که دوستش را کردی به ما هم بده بکنیمش تا اینجا پز دوست دخترشو نده.

میلاد هم که فقط می خواست یه بار دیگه ارضا بشه اصلا توجه نمی کرد. میلاد یه بار از پشت آبتینو گائید و حالا می خواست از جلو هم کارشو یکسره کنه.

آبتین از شدت درد داشت دوباره غش می کرد ولی میلاد مدام تلمبه می زد. میلاد داشت خسته می شد. دیگه زانوهاش یاری نمی کرد و کمرشم جونی نداشت.

اما ارضا شدن دوباره میلادو به ادامه کارش سوق می داد. التماس کردن های آبتین به همراه آه و اوهی که می کرد مدام تو گوش میلاد می خوند که ادامه بده و میلاد هم ادامه داد.

نزدیک 10 دقیقه میلاد با تموم قدرت و سرعتش کون آبتینو سیخ سکس زیبا زد و کم کم حس کرد داره ارضا میشه و یه دفعه به اوج رسید و کیرشو از کون آبتین بیرون کشید .

و چندقطره آبشو ریخت رو صورت آبتین و بعدشم کیرشو گذاشت دهنش. میلاد گفت پس با دوربین خداحافظی کن و برو. آبتین تعجب کرد و گفت چی؟ میلاد هم دوربینو نشونش داد و گفت.

بعد از این باید هروقت خواستم به خودم یا به کسی که میگم کون بدی مگرنه سی دی خودتو میدم به بابا مامانت. آبتین حسابی نارو خورده بود، بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد. آبتین.

باز هم گشاد گشاد راه افتاد و از خونه میلاد بیرون اومد با هزار زحمت از پله ها بالا رفت در حالی که انگار آهن سرخ تو کونش کرده بودند. درو باز کرد رفت تو خونه. خوش شانس.

بود و مادرش اون موقع خواب بود. رفت تو اتاقش. شورتشو عوض کرد آخه شورتش حسابی خونی شده بود. شلوار آدیداسشو پوشید و رو تختش دراز کشید.

برگشت رو شکمشو پاهاشو باز کرد. اینطوری کمتر کونش می سوخت. هنوز احساس می کرد یه چیزی تو کونشه. پتوشو کشید رو بدنشو سعی کرد بخوابه.

آبتین هنوز نمی دونست قراره بعد از این چی سرش بیاد.

نمیدونم اسمش رو بزارم خوش شانسی یا بد شانسی سکس زیبا

که با خوشکل ترین دختر فامیلمون هم سن بودم.همیشه توی جشن ها و مهمونی ها و مراسم ها همبازی بودیم.حتی زمان مدرسه رفتن هم بعضی وقتا با هم درس میخوندیم.

و اجازه داشتیم سوالای درسیمون رو از هم بپرسیم یا به همدیگه کمک کنیم اما هیچکس نمیفهمید که حس ما نسبت به همدیگه چقدر روز به روز بیشتر و بیشتر میشد.

اون به خاطر زیباییش معروف بود سکس زیبا و منم به خاطر چشمایِ آبی که داشتم…

همیشه میدونستم وقتی که من به سن ازدواج برسم و شرایطش رو پیدا کنم اون بچه ش رو بغل میگیره دقیقا هم همینطور شد…

اون فارغ التحصیل دبیرستان شد و به محض گرفتن دیپلم تو سن هجده نوزده سالگی ازدواج کرد و حتی با زیبایی که داشت تا همین سن هم مجبور بودن خیلی از خواستگاراش.

رو دست به سر کنن.شوهرش تحصیل کرده خارج از کشور بودو به احتمال زیاد میخواستن برن اونجا زندگی کنن…

اما من چی یا کی بودم که بخوام با آینده این دختر بازی کنم و ازش بخوام بین من و همسرش یکی رو انتخاب کنه؟؟هیچکس.دقیقا من آقای هیچکس بودم.

.حتی یه نفر هم روی من به عنوان کسی که بتونه ازدواج کنه حساب نمیکرد.سخت بود اما منم مجبور بودم تمام خاطره ها و احساساتم رو توی عمیق ترین جای قلبم چال کنم…

اوایل خیلی سخت گذشت و هر چی خاک زمان بیشتر روی خاطراتم ریخته شد و با گذشت سالها یکی بعد دیگری باهاش کنار اومدم.ورزش میکردم

خوشگذرونی میکردم و دنیا رو به تخم چپمم نمیگرفتم… حالا بعد از چند سال نوبت من بود که شریک زندگیم رو انتخاب کنم…

احساس کردم که با بنفشه خانوم راحت تر شدم و دیگه از سنگینی نگاهش خلاصم

با همون نگاه شهوانیش. شاید اگر کس دیگه ای بود خیلی از این اتفاق بدش نمی اومد و همین جا یه داستان سکسی ترتیب میداد، ولی من از اوناش نبودم و نیستم و حقیقتا حس خوبی نداشتم. بنفشه به من نزدیک تر شد، هنوز مطمئن نبودم میخواد دقیقا چیکار کنه. از اونجایی که نمیدونستم عکس العمل مناسب این موقعیت چیه، کنترل خودم رو از دست داده بودم که لبای بنفشه رو روی لبام دیدم. این لب میتونست خیلی پر احساس و خواستنی باشه ولی من، فقط حالت تهوع بهم دست داد؛ حالت تهوعی که، شاید ناشی از حس یه خیانت ناخواسته، به یه رفیق قدیمی، یعنی آقای زردی.

خون آبتین کیر میلادو سرخ کرده بود. بعد از چند دقیقه یک دفعه آبتین با صدای واییییییییییییییی کوووووونم دل میلادو قرص کرد و اونم به کارش شدت داد آخه کم کم داشت از بی حالی آبتین می ترسید و می خواست ببینه حالش خوب میشه یا نه. صدای آبتین میلادو شیر کرد و شروع کرد به تلمبه زدن با حد اکثر سرعت و قدرت. آبتین ناله های کم جون می کشید. حسابی دور سوراخ کونش خونی شده بود. میلاد بیرحمانه به گوشت تن آبتین سیخ می کشید و لذت می برد.

دوست دخترم نمیدونم زنم ابجیم والا افتخار نیست سکس نیازه نه افتخار اونم نه با هر کی به زیبا که فکر کنم چند جا دیدمش سلام برسون راستی بهش بگو محاصن کسش رو خوب فرم داده این خر بابا بزرگمه فقط خواهرت رو میخواد بی ناموس دوست دخترت جندست. ببین عکسشو به منم داده توپ بود مرسی اگه کسی از خانما و دخترا اهل سکس هستن و دوس دارن کوسشون رو بخورم ایمیل بزنن و آدرس و شماره بدن برای سکس MFM و همراه سکسیه خانمهایی که خیلی خیلی دیر ارگاسم میشن سکس زیبا … اهل دوستی و معاشرت با خانمهای متاهل b_f883@yahoo.com. : به هر خدایی که میپرستی قسم، yeshil_olka@yahoo.com ریدن تو سایت با این دروغ هاتون. غافل از اینکه بالاخره مار آماده ی نیش زدن بود؛ به آشپزخونه که رسیدیم، خبری از بهرنگ نبود، کمی جلوتر رفتم؛ سرمو برگردوندم که به بنفشه خانوم بگم آقا بهرنگ کجاست که دیدم بنفشه در رو پشت سرش بست و اومد سمتم.

دختر سکسی
سکس کردن سکس گروهی گی
داستان سکس مصور سکس گی سکس کون
سکس خفن
فیلم های سکسی
سوپر ایرانی سکس امریکایی
داستان سکسی

سکس خشن
Threesome With 2 Sexy Good Looking Chicks

سکس زیبا سکسیه توپ دوست دختر دیوونه کنندست خر بابا بزرگم فقط
سکس زیبا سکسیه توپ دوست دختر دیوونه کنندست خر بابا بزرگم فقط
From:
Date: December 1, 2020