سکس اسپانیایی جنده واسه خودش اسم رسم پیدا کرده

سکس اسپانیایی جنده واسه خودش اسم رسم پیدا کرده

سکس اسپانیایی Spanish sex سلام خدمت دوستان خاطره امروز کامل واقعیه و هیچ دروغی درش نیست من سکس اسپانیایی حدود سال ٨٨ نامزد کردم از سمت همدان زن گرفتم اما خودم ساکن قم بودم نحوه اشنایی ما با زنم تلفنی بود.خلاصه این که ما برای خواستگاری رفتیم همدان اونجا متوجه شدم که خانواده زنم چهار تا خواهرن و برادراشونم یه کوس ناز هر کودوم دارن از همون روز اول کیر شقه گرفتم .البته من زنم از نظر بدنی و هیکل بیسته باسن بزرگ با سینه های بزرگ خلاصه باب کیر خودم بود .روز نامزدی رسید نامزد کردیم و شب هم همونجا موندیم چون مهمون زیاد بود نزاشتن من بغل زنم بخوابم یعنی جا نبود صبح که شد مامانم گفت زنتو سکس اسپانیایی بیدار کن باید.

عسل خانوم دختر شدیدا شهوتی دقیقا 1.5 سال از اشناییمون گذشته بود و تلگرام شده بود جایی ک جک هاس سکسی بفرستیم اون موقع مد جک سایز 85 بود ,عروسی خواهرم بود و لباسی ک من داشتم اگه سایز سینم 85 بود خیلی بهتر روی تنم می افتاد و همینو بهش گفتم و اینکه سایز من 70 هس و ب شوخی کشید ب سکس چت سکس اسپانیایی و میگفت میاد واسم روزی سه چار ساعت ماساژ میده تا بشه 85 .و ب جاش میخواست بخورشون …اون موقع طبقه بالای خونمون خالی بود و علیم هی میگفت بریم اونجا ماساژ بدم…ک روز جور شد و بهش گفتم.. کسی خونه نبود و میدونستم تا حداقل 4 ساعت دیگه نمیان…علی اومد با کلی ترس و استرس از همسایه فضول به سختی اومد داخل. رفتیم بالا خیلیم سرد بود فقط چون این روزا خونمون شلوغ بود و من نمیتونستم درس بخونم ی پتو و بالش و زیر انداز تو یکی از اتاقا گذشتت بودم ک وقتی میرم بپیچم دور خودم و بشینم بخونم. علی رو هم بردم همونجا کنارم نشست دستمو گرفت م
جنده واسه خودش اسم رسم پیدا کرده
خواهرزن

جنده واسه خودش اسم رسم پیدا کرده

سکس
ود بریم قم یه چند روزی با ما میاد تو کونم عرسی بود منم سریع رفتم تو اتاق دیدم سکس اسپانیایی خوابیده دلم نیومد بیدارش کنم گفتم بزار بوسش کنم پتورو کنار زدم دیدم با یه تاب و شرت خوابیده زیر گلوشو ماچ کردم یه دستم از شهوت گذاشتم رو باسنش تازه اونحا متوجه شدم که یه خال بزرگ زیر گلوشه بخودم اومدم دیدم خواهر زنمه خیلی شبیه همن خب .دیدم زول زد تو چشمام از ترس داد زد مامان منم سریع گفتم ببخشید رفتم بیرون خدارو شکر کسی نفمید .البته اینم بگم خواهر زنم هم اون موقع با پسر خالش نامزد بود.اینطور بگم که از اون روز اون باسن اون ماچ از ذهن من خارج نشد.حتی وقتی با زنم سکس می کردم به کوس
و کون خواهر زنم فکر میکردم .من با زنم به اختلاف خوردیم یه مدت کوتاهی بخاطر سکس اسپانیایی خونواده من تنها کسی که منو این وسط همایت کرد همون خاهر زنم بود .اونقدر وسط مشاجره با زنم به هش فهش داده بودم که وقتی اشتی کردیم گاهی تو سکس اسم خواهرشو می اوردم اوایل خیلی ناراحت و عسبی میشد اما کم کم براش عادی شد .تا این که خواهرش چند مدت حدود بیست روز اومد خونه ما موندش .پیش من راحت بود شلوار ساپورت تنگ لباس یقعه باز میدیدم اما دیونه میشدم .یه بوتیک داشتم همراه زنم میرفتن بوتیک منم فقط میتونستم جق بزنم براش. یادم رفت بگم که زنم از من چهار سال بزرگتره و خواهرش هم پنج سال از زن من ک
وچیک تره اما خیلی پخته تر ه در مواجه با مشکل .چون تازه ازدواج کرده بودم طبقه سکس اسپانیایی بالای خونه بابام اینا ساکن بودم اتاق خواب نداشتیم شب تو سالن با هم البته با فاصله می خوابیدیم . من خیلی حشریم یه ده روزی بود که خونه ما بود و منم با زنم سکس نکرده بودم.

جنده سینه عملی چه کوسی میده

شب به زور زنمو قانع کرد باهاش سکس کنم هی می گفت مریم بیدار میشه زشته آبروم میره سکس اسپانیایی گفتم مریم خوابه اروم سکس میکنم اصلا میزارم لاش قبول کرد .گفته بودم زنم باسنش خیلی سکسه میشه باهاش جق زد چه برسه بکونیش. دمر خوابید منم فقط شلوارشو به اسرار تا زانو در اوردم .اما خودمو کامل لخت کردم افتادم روش اروم داشتم میزاشتم لاش که مریم یه چرخی خورد زنم متوجه نشد چون زیر من بود باورتون نمیشه دیدم مریم از زور گرما شلوارشو در اوره با شورت خوابیده اما خودشو پیچونده به ملافه که دیده نشه پااهاش تا باسنش از ملافه بیرون بود داشتم دیونه میشدم سرعتمو بیشتر کردم زنم صداش سکس اسپانیایی دراومد گفت نکن بیدار میشه اما به زور گفتم نمیشه اونم به احبار فبول کرد.هی میکردم نگاهم به رونش پاش بود دیونه کننده زنم متوجه شد گفت پدرسگ چشو چالتو جم کن گفتم برای این که زود ابم بیاد نگاه کردم و این حرفا تا دو باره خوابید و منم افتادم روش .کمرم سفته دیر ابم میاد وسط سکس احساس کردم زنم شل شد گفتم ارضا شدی گفت اره خوابم میاد گفتم پس من چی گفت من میخوابم تو هم ابت اومد شلوار منو بده بالا خودتو جمع جور کن بگیر بخواب منم تز خدام بود برگشتم دیدم مریم قمبل کرده خوابیده سکس اسپانیایی ملافه کامل از روس افتاده چه باسن سفیدی داشت هیف که نمیشد حتی لمسش کنم به تلمبه زدن خودم ادامه دادم و چشمامو بستم و تجسم کردم که مریم زیرم خوابیده .داشتم ارضا میشدم که چشمامو باز کردم نگاهم افتاد به مریم دیدم خودشو جمع و جور کرده احسا کردم تو اون تاریکی داره زیر چشمی نگاه میکنه منم یه کم شل کردم که دیر ابم بیاد کیرم بزرگه و اقعا کلفت گفتم قراره ببینه بزار کیرمو درست ببینه اما اصلا تابلو نکردم که فهمیدم بیداره خلاصه ابم اومد و با دستمال پاک کردم گرفتم خوابیدم از زور خستگی .نکنه مریم بنده خدا یه دستشویی سکس اسپانیایی داره دیده داریم سکس میکنیم صداش در نیومد .چند دقیقه بعد نگاه کرد به منو خواهرش دید خوابیدم بلند شد شلوارشو پوشد رفت دستشویی. از اون شب من حسم بهش بیشتر شد تا این که یه روز با زنم دعواش شد دیدم چشماش پر شد از اشک رفت اشپزخونه پشت اوپن نشست منم یه چشم غره رفتم به زنم کیفشو برداشت رفت بیرون من دارم میرم مغازه. منم از خدام بود سریع از موقعیت استفاده کردم رفتم پیش مریم دیدم داره چه جور اشک میریزه شدم قهر مان داستان دستشو گرفتم بهش گفتم عیب نداره خواهرته عصاب
سکسی اسپانیایی فیلم سوپر ژاپنی سکسی چینی سکس چینی سكس هندى افلام سكس هندي فیلم سکس هندی فیلم سکسی هندی سکسی هندی فیلم هندی سكس هندي

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *