سکسی شهوانی کوس کردن زن دوست بی غیرت خاطر همین دیگه باهاش قهر کردم

سکسی شهوانی کوس کردن زن دوست بی غیرت

سکسی شهوانی خلاصه ما طبق عادت قبلیمون به این هم پیشنهاد دادیم که این همش میگفت من میخوام اولین سکسم رو با شوهرم داشته باشم . اگر میخوای منو ببینی باید بیرون با هم قرار بزاریم من خونه نمیام ما هم باهاش بیرون قرار گذاشتیم نشستیم تو تاکسی که تا سمت خونشون با هم بریم من خودمو چسبوندم بهش بلند گفت برو سکسی شهوانی اونور اقا من رنگم تو ماشین عوض شد یارو راننده تاکسی هم رید به ما میخواست ما رو پیاده کنه که برگشت گفت با همیم خلاصه ضایع شدیم اون روز ، بعد از اینکه از هم جدا شدیم پیش خودم گفتم من این سگ پدرو باید بکنم اینجوری فایده نداره یه چند سری به هر ترفندی بود خواستیم بیاریم خونه بازم نشد به خاطر همین دیگه باهاش قهر کردم چون منو دوس داشت به گفته خودش هی اس ام اس میداد اس ام اس های عاشقانه و از این کوفتیا منم جواب نمیدادم اصلا
بدون سوتین می می هاشو ببینم
خانواده من قبل از اینكه ازدواج كنم شامل بابا، مامان، من بعنوان سکسی شهوانی فرزند بزرگ خونه و داداش و خواهرم كه به ترتیب دو و شش سال از من كوچیكترن. بابا شغلش توی كار آزاد بود و هستش البته هنوز. مامان هم اونموقع معلم ابتدایی بود كه الان بازنشسته شده.
مامان شهناز همیشه تو خونه خیلی معمولی میگشت سکسی شهوانی و معمولا پیراهن یا تی شرت با شلوار می پوشید. البته الان هم خیلی فرقی نكرده. الان مامان ٦٠ سالشه. قدش ١٦٠ و چون همیشه ورزش میكرده بدن متوسطی داره. نه خیلی لاغر و نه خیلی چاق. از لحاظ ظاهری هم هیچ قسمت بدنش(سینه، باسن یا …) تو چشم نمیزنه.

کوس کردن زن دوست بی غیرت

سکس

یكی دو روز بعد، باز ظهر كه با مامان تنها بودیم و بچه ها خواب بودن سکسی شهوانی، به مامان گفتم: مامان من تا چند سالگی شیر میخوردم؟ گفت: چطور؟ گفتم: آخه اصلا می می های شما یادم نیست. گفت:خوب معلومه یادت نیست. از دو سالگی به بعد دیگه بهت شیر ندادم. گفتم: دوست دارم ببینم می می هات چه شكلی هستن! گفت: روزبه جان! پسرا وقتی بزرگ میشن دیگه نباید می می های مامانشون رو ببینن. زشته! گفتم خوب مگه چه اشكالی داره؟ گفت: میگم زشته بگو چشم و تمومش كن. گفتم چشم. رفتم دفتر كتابامو اوردم و رو زمین دراز كشیدم طوری كه روم به طرف مامان بود. مشغول درس خوندن بودم كه یهو سرم رو سکسی شهوانی بالا آوردم و نگاهم افتاد به می می های مامان البته از رو لباس. با توجه به سایزشون اصلا جلب توجه نمیكرد ولی خوب من تو ذهنم داشتم تصورشون میكردم. تو رویاهای خودم بودم كه یه مامان بهم گفت: های پسر! چته!؟ كجا رو نگاه می كنی؟ كه یهو به خودم اومدم و بدون جواب دادن مشغول درس خوندن شدم. چند روزی هیچ حرف جدیدی نزدم ولی همه ش به می می های مامان نگاه میكردم و هر از گاهی اونم فاز منو می پروند. خلاصه بعد از یكی دو هفته كه از امتحانای ثلث اول گذشت، یه روز داشتم به می می هاش زل می زدم كه با صداش سکسی شهوانی پریدم. بهم گفت: پاشو بیا كنارم رو مبل ببینم . رفتم. گفت: بچه! بالات بفهمه رفتارت رو میكشدتا! گفتم كدوم رفتار؟ گفت: همین كه همه ش به من خیره میشی. چی میخوای ببینی!؟ گفتم: منظوری ندارم. فقط دوست دارم ببینم چه شكلی هستن. گفت: فقط همین یه بار بهت نشون میدم. فقط به هیچكس نمیگیا! بوسیدمش و گفتم چشم. به شوخی هلم داد عقب و گفت: جشمت زر بیاد كه اینقدر هیز شدی. خندیدم. بلند شد رفت تو اتاق به خواهر برادرم سر زد ببینه خوابن یا بیدار و وقتی مطمئن شد خوابن برگشت كنارم رو مبل نشست. یواش یواش دكمه های پیرهنش رو باز كرد. پیرهنش كه ازهم وا شد، قلبم داشت از شدت تپش از سینه م میزد بیرون. سوتین مشكی تنش بود. پوست بدنش صافه صاف بود بدون كوچكترین لك و مو و چروكی. چند ثانیه كه نگاه كردم، گفت دیگه بسه و خواست پیرهنش رو ببنده سکسی شهوانی كه ازش خواهش كردم بدون سوتین می می هاشو ببینم. با اینكه معلوم بود راضیه ولی یه نه گفت كه با اصرار دوباره من باز به شرط فقط یه بار و به كسی نگفتن، دستش رو برد زیر سوتین و دادش بالا كه یهو دو تا می می های نازش نمایان شدن. دهنم خشك شده بود از هیجان. بدون اراده، كیرم شد مثل سنگ و از رو شلوار گرمكن تابلو بود. دو تا می می خوشگل گندمی با نوك قهوه ای روشن. داشتم دیوونه میشدم از دیدن این همه زیبایی. نمی دونم چقدر دیدم ولی یهو به خودم اومد و دیدم كه مامان داره دكمه های پیرهنش رو می بنده سکسی شهوانی. بعدشم با یادآوری تذكرات گذشته، گفت پاشو برو سر درس و مشقت دیگه.

زن حامله حشری ,آب کوس میده

از حموم اومد بیرون، باز منو صدا زد برم تو اتاقش
حرف من گوش بدی پشیمون نمیشی. دنبالش از اتاق رفتم بیرون. بهم اشاره كرد برگرد. منم برگشتم. عصر كه از حموم اومد بیرون، باز منو صدا زد برم تو اتاقش. مطابق معمول با شلوار و بدون پیرهن ن سوتین داشت دنبال سوتین تو كشو میگشت كه آروم ازش اجازه گرفتم می می ش بگیرم. یواش جواب داد: تا میگردم تو كشو، هر كاری می خوای بكن. منم سریع رفتم سمتش سکسی شهوانی و می می سمت راستش رو گرفتم تو دستم. وای! دنیا تو دستم بود. شلوارم كه خیلی ضایع كیرمو نمایان كرد. یه نگاه به كیرم كرد و یه نگاه به من. گفت: روزبه بازیمون داره خطرناك میشه. بیا تمومش كنیم. گفتم: تو رو خدا نه. هیچكی نمی فهمه. گفت: اینكه هیچكی نمیفهمه اوكی اما هر روز داری جلوتر میری. می ترسم یه روز كاری كه نباید بكنیم بشه. گفتم: چه كاری!!؟؟ همونطور كه صاف شد و سوتینش رو تن كرد، گفت: یعنی تو نمی دونی؟ بعد پشتش رو كرد به من و منم سوتینش رو بستم. همونطور گفتم: رابطه جنسی منظورته؟ گفت: بله. گفتم: اشكالش چیه؟ گفت: دیووونه من مامانتم. كسی با مامان خودش سكس نمیكنه. نذاشت ادامه بدم و منو از اتاق بیرون فرستاد. وقتایی كه با مامان تنها بودم و اجازه میداد، از رو پیرهن یا بدون پیرهن می می هاش رو دست میزدم. دیگه برا هردومون عادی شده بود. سکسی شهوانی سه چهار روز قبل از عید بود كه ظهر كنارش رو مبل نشسته بودم و داشتم با می می هاش ور میرفتم كه كیرم سفت شد. همونطور كه با دست چپ می می ش رو می مالیدم دست راستم رفت سمت كیرمو باهاش شروع كردم ور رفتن. مامان یواش بهم گفت: داری چه غلطی می كنی؟ گفتم: حال میده. گفت: برات ضرر داره خودارضایی. گفتم: اگه برای تو باشه شررش هم شیرینه. آروم دستش رو گذاشت رو دستم و دستم رو از رو كیرم برداشت. یه بوس كوچولو از لبم كرد و دستش رو برد تو شلوارم و شروع كرد كیرم رو مالیدن. سکسی شهوانی با این كارش من گستاخ شدم و بدون اجازه دست بردم زیر پیرهن و سوتینش و شروع كردم می می هاش رو مالیدن. نگاهمون به هم گره خورد و لبمون رفت رو هم. چه قدر طول كشد نمیدونم ولی خیلی طول نكشید كه آبم اومد تو دست مامان سکسی شهوانی . دستش رو از تو شورتم در آورد و رفت دستشویی. وقتی برگشت نشست كنارم و باز لبم رو بوسید و گفت: آقا روزبه! كار خودتو كردی. منم پیروزمندانه با لبخند تاییدش كردم و دوباره لبش رو بوسیدم shahvani.
فیلم شهوانی داستان های شهوانی داستانهای سکسی شهوانی سکس شهوانی شهوانی داستان داستان سکس شهوانی سایت شهوانی داستان سکسی شهوانی شهواني شهوانی عکس سکس ایرانی عکس سکس

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *