دانلود فیلم xxx دوس دخترم حشری بود لخت پرید روم دوستم به اون دختر ایجنت گفت

دانلود فیلم xxx دوس دخترم حشری بود لخت پرید روم

دانلود فیلم xxx دیوانه شدم و رفتم تیمارستان بس که خوشگل بود بدبخت فکر کرده بود عکس پروفایلش واقعا عکس خودش بوده پسر صاحب هتلم می گفت شما مردای ایرانی خیلی لاشی هستین زنای به این خوشگلی دارین و باز می رید دیسکو بگذریم…
خلاصه ما با این دوستم که قبلا گفتم آخر شب قرار گذاشتیم بریم دیسکو که چند کیلومتر با شهر فاصله داشت راستش من یه ذره استرس داشتم خلاصه رسیدیم دیسکو که ایرانیای دیگه ای هم بودن اونجا سالنی که ما رفتیم خیلی شلوغ نبود یه آهنگ ترکی گذاشته بودن و دخترا اون وسط می رقصیدند که البته خیلی رقصشون زیبا بود محو تماشای این جک دانلود فیلم xxx و جنده ها بودیم که یه دختر خوشتیپ بلوندی اومد تو که من به دوستم گفتم اینو می خوام اونم می گفت صبر کن اخر سر یکی را بلند کنیم ببریم خونه یه چند تا جوون اون طرف تر نشسته بودند که این دختر

آخ که چه حالی داشتم وقتی سینه های لختشو بدون سوتین دیدم. هنوز باورم نمیشد این کار رو کرده.. تا شب همچنان تو هنگ دیدن سینه های مهرانا بودم. حرص میخوردم چرا بیشتر وقتمو باهاش چشم تو چشم شدم و به بدنش دست نزدم. تنها راه خلاصی از فشار شهوتی که مهرانا تو حموم به من تحمیل کرده بود جلق زدن بود. به عشق سینه و کونش و یادآوری کون دادنش به مرتضی تو ذهنم یه جلق حسابی زدم. سه چهار روز بعد نیما خبر از صعود به دماوند بدون آرمان داد موضوع صعود به دماوند رو که با مهرانا مطرح کردم خیلی سرد برخورد کرد. ولی جواب منفی نداد. آرمان هنوز فرانسه بود . نیما چند روزی دانلود فیلم xxx منتظر بود با یک گروه کوهنورد فرانسوی برگرده که آخرش هم برنگشت ولی اون گروه فرانسوی که به قول نیما لیدر و یکی دوتاشون از دوستای نزدیک آرمان بودن 13 تیرماه برای فتح دماوند به ایران اومدن.. به سفارش آرمان قرار بود نیما هم با اونها همراه بشیه که نیما، من و مهرانا هم واسه فتح دماوند خبر کرد. مهرانا وقتی فهمید قراره با یک گروه فرانسوی دماوند رو فتح کنیم انگاری تازه موتورش روشن شد. بدجوری هیجانی شده بود شاید قبلا فکر میکرد فقط من و آرمان و نیما هستیم. تازه آرمان هم که نیومده بود بیشتر خوش حال شده بود. خبر رفتن ما به دماوند به گوش پژمان هم رسیده بود به من زنگ زد ولی زیاد تحویلش نگرفتم. نمی تونستم باهاش حرف نزنم چون می تونست تبانی من و مرتضی رو فقط با یک تلفن به مهرانا بگه… روزنامه های روی پنجره خونه مرتضی می تونست سند دانلود فیلم xxx خوبی باشه تا مهرانا حرف پژمان رو باور کنه. آخرین تیر رو تو سر این پژمان عوضی کوبیدم و گفتم تو رفتی به نیما همه چیز رو گفتی نیما هم واسه تحت فشار گذاشتن مهرانا همه چیز رو بهش گفت الان مهرانا خبر داره تو جریان خونه مرتضی رو به نیما گفتی و مطمئن هستم الان دیگه حسابی از دستت شاکیه… دوس دخترم حشری بود لخت پرید روم.

سکس

خواستندرفت یه چند دقیقه ای با اونا صحبت کرد و سیگار کشید ولی بعدش برگشت مثل اینکه باهم به توافق نرسیده بودند بعدن که ازش پرسیدم گفت بو می دادند اینم بگم یه دختری هم بود که به عنوان کس کش اون وسط ایفای نقش می کرد و هی می اومد می گفت کسی رو نمی خوای؟ دوستم به اون دختر ایجنت گفت اونم به دختری که در بالا اشاره کردم و حالا دیگه دانلود فیلم xxx برگشته بود سر جاش گفت دختره هم پاشد اومد میز ما و بلافاصله ابجو و سیگارو گارسون برامون اورد دختره اهل باکو بود و لیسانس فیزیولوژی اون طور که من فهمیدم داشت و به دلیل درامد پایین به جندگی روی آورده بود که انصافا شغل پردرامدیه برای یه دختر

خانوم ممه بزرگیان کوس قشنگیان نشت رو کیرمان

خواب بودم داشتم وش خودم خواب میدیدم که که دوس دخترم هشرش دانلود فیلم xxx زده بود بالا پرید رو کیرم حس کردم یه چیز نرم و داغ و خیس نشست روم کوسه بود
کوس کیس دوست دخرم هنوز داشتم سینه هاشو با نگاهم میخوردم که برگشت گفت خسته نشدی هنوز؟ گفتم نه … چند بار هم چشم تو چشم شدیم. تا خواستم به سینه هاش دست بزنم درب رو چنان محکم بست که برق از سه فاز کونم پرید. وای چه لحظاتی بود. تو عمرم چنین لحظات نابی رو تجربه نکرده بودم. با بستن درب یک جورایی نا امید شدم . حدس زدم شاید پیش خودش گفته اگه قراره نیما باهاش جلوی من کاری کنه پس دیگه اهمیتی نداره بدن خودش رو مثل سابق جلوی من بپوشونه.. این کارش برای من نشانه خوبی بود یاد حرف های نیما افتادم که میگفت اگه هم راضی شده باشه به زبون نمیاره و باید دستمالیش کرد دانلود فیلم xxx .. با این حال باز بازنده خود مهرانا بود چون اگر هدفش این باشه خودش داره منو به سرعت به سمت کردنش جلو می بره…

وای لامصب داشتم دیونه میشدم یکی از سینه های لختش تو دید من قرار گرفته بود. صفحه گوشی رو که نگاه کرد فهمید شماره منه.. سرشو بالا گرفت چند لحظه تو چشمهای من نگاه کرد. بعد با صدای خفه ای گفت دید زدنت تموم شد؟ بدنش خیس آب بود و فقط یک شورت پاش بود. به سینه اش اشاره کردمو گفتم اون یکی رو هنوز ندیدم. در حالیکه هنوز یک دستش به درب بود بیشتر بازش کردم.اصلا مقاومت نکرد.. نفسم داشت بند می اومد هر دو تا سینه نازش که مثل هلو خوردنی بودن از بدنش آویزون بودن. داشتم مثل این خل و چلا نگاهش میکردم. اصلا باورم نمیشد. نگاهم رفت پائین سمت شورت سفیدش که به بدنش چسبیده بود. دانلود فیلم xxx وقتی سرموبالا گرفتم مهرانا هم سرشو بالا گرفت انگاری مثل من پائین رو نگاه کرده بود. بدون حرف تو چشماش خیره شده بودم. کیرم شق شق بود بدبختی سینا مزاحم بود هر لحظه امکان داشت سر برسه..
دانلود سوپر ایرانی دانلود xxx دانلود رایگان فیلم سکسی دانلود بازی سکسی سکس دانلود دانلود گیف سکسی دانلود پورن دانلود فیلم سینمایی سکسی دانلود فیلمسکسی دانلود فیلم سوپر ایرانی دانلود سکسی

Actors: Little Dragon

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *