Download complete video now!

داستان گی‌ آبتین حشری وقتی رو شکمش میخوابید یه حس عجیبی رو میون پاهاش حسس می کرد

داستان گی‌ آبتین حشری

ماجرا از اونجایی شروع میشه که آبتین و خانوادش محل زندگیشونو عوض می کنند و آبتین تو محله جدید با میلاد آشنا می شه. میلاد چهار سال از آبتین بزرگتر بود. آبتین اون موقع 14 سالش بود و هنوز میل جنسی نداشت و نمی تونست درک کنه که چرا بعضیا بهش نگاهای خیره و عجیبی دارند. دوست داشت همیشه جذاب باشه و تو کانون توجه دیگران باشه برای همین معمولا شلوارایی که می پوشید کمی تنگ و چسبون بودند و این باعث می شد قسمت پشت شلوارش به باسناش بچسبه و گاهی هم میون باسناش گیر کنه و باعث نمایون شدن زیبایی و فرم سکسی تر پایین تنش بشه مخصوصا تو تابستون که فقط یه تی شرت می پوشید و تی شرت به زور تا نوک قمبلاشو می پوشوند . مشکل اصلی آبتین میل به خودنمایی بود برای همین با شلوارای تنگ، بدن سکسی شو سکسی تر می کرد .

خونه جدید آبتین یه ساختمون چند طبقه بود و اونا تو طبقه سوم ساکن شده بودند

. خونه میلاد طبقه اول بود. آبتین یه دوچرخه داشت و اغلب با اون سر خودشو گرم می کرد. همیشه هم اونو به سختی به طبقه سوم می برد . یه روز وقتی آبتین وارد ساختون شد خیلی اتفاقی میلاد از در واحدشون اومد بیرون . میلاد یه نگاه خیره به آبتین کرد و یه نگاهی به سرتا پای بدنش انداخت و بهش سلام کرد. با همون نگاه اول مجذوب کمر باریک و رونای تپل مپل آبتین و شلوار سرمه ای تنگش شد. آبتین هم بعد از یه مکس کوتاه جواب سلامشو داد . آبتین به طرف راه پله رفت و شروع کرد به بالا بردن دو چرخش. میلاد هم همونطور نگاهش می کرد تا اینکه چشمش افتاد به پشت آبتین. آبتین چند تا پله بالا رفت و همون کافی بود تا میلاد عاشق آبتین بشه داستان گی‌ آبتین حشری . میلاد مجذوب تن آبتین شد و دنبالش راه افتاد و بهش گفت شما جدید اومدین؟ آبتین هم گفت آره. میلاد که قوی تر از آبتین بود گفت بزار من بیارمش و آبتین هم قبول کرد و چند پله جلوتر شروع کرد به بالا رفتن از پله ها و میلاد هم کمی عقب تر پشت سر آبتین دوچرخه را بالا می آورد. راه رفتن آبتین داشت دیوونش می کرد.

آخه هر پله که بالا می رفت باسنای نازنینش که تو اون شلوار

حسابی جذاب شده بودند مدام چپ و راست می شدند و بال و پایین می رفتند. میلاد هم که از پایین داشت نگاه می کرد حسابی می تونست زیر باسناشو تا میون پاهاشو نگاه کنه و حالشو ببره. آبتین رسید به واحدشون و اول رو کمر خم شد تا بند کفشاشو باز کنه .
سایت شهوانی
صحنه کشنده ای برای میلاد ظاهر شد . میلاد موبایلشو در آورد و یه عکس از پشت آبتین موقعی که خم بود و قمبلاش گرد شده بودند گرفت . بعدش آبتین رو زانوهاش نشست آخه یکی از بندا باز نمی شد . بعد از مدتی وقتی پا شد تی شرتش که نیمی از باسناشو پوشونده بود بالای باسناش گیر کرد و پشت شلوارشم میون باسناش گیرافتاد و اون باسنای خوش فرم و برجسته تو اون شلوار تنگ یکی یکی ظاهر شدند و چاک کون آبتین میلادو برا همیشه دیونه ی آبتین کرد. میلاد از اون حالت هم یه عکس گرفت و سریع موبایلشو گذاشت تو جیبش . آبتینم با کلید درو باز کرد و برگشت طرف میلاد. میلاد حسابی شق کرده بود. آبتین اومد جلوی میلادو دوچرخشو ازش گرفت و تشکر کرد به طرف در خونه راه افتاد. میلاد دستشو یه لحظه دراز کرد تا تن آبتینو لمس کنه ولی جرات نکرد برا همین رفت جلوی آبتینو باهاش دست داد و آبتینم یه لبخند زد داستان گی‌ آبتین حشری. میلاد تن آبتینو واسه اواین بار لمس کرد گرمی دستشو با نرمی اون به خاطر سپرد . آبتین کفشاشو گذاشت تو جاکفشی و دوچرخشو برد داخل واحد و همین که رفت تو دستشو برد طرف کمرشو تی شزتشو کشید پایین روی باسناشو بادستش شلوارشو از میون باسناش بیرون کشید و برگشت که درو ببنده که یه هو نگاش به آلت شق کرده میلاد افتاد و دید داره پشتشو دید میزنه. یه کوچولو تعجب کرد و بازم یه لبخند زد و درو بست. آبتین فهمیده بود که حسابی دل میلادو برده و چون از خودنمایی خوشش می اومد همون موقع تصمیم گرفت بیشتر جلوی میلاد جلوتوجه کنه و اصلا نمی دونست چه بلایی ممکنه سرش بیاد.

میلاد هوس کرده بود هر طور شده آبتینو بکنه. مدام نقشه می کشید که چطور میتونه اونو مجبور کنه بهش کون بده. اول تو این فکر بود که اونو با چند تا از دوستاش بدزدند ببرندش تو یه جای متروکه و حسابی کونش بزارند ولی هرچی فکر می کرد می فهمید که حسابی خطرناکه و ممکنه کار دست خودشو دوستاش بده. از طرفی می خواست یه رابطه ی سافت و همیشگی بین او دوتا ایجاد بشه تا بتونه برای مدت زیادی از آبتین کامجویی کنه. برا همین تصمیم گرفت آبتینو آروم آروم دستی کنه و وقتی خود آبتین مایل شد کارو تموم کنه. برا همین تصمیم گرفت طرح یه دوستی صمیمانه را شروع کنه تا بعد از مدتی بتونه کم کم با آبتین بازی کنه و اونو رام خودش بکنه. همین کار راهم کرد و بعد از چند روز به آبتین پیشنهاد داد که میتونه دو چرخشو تو انبار که درطبقه اول بود و فقط به واحد اول اختصاص داشت بزاره تا اونواین همه از پله ها بالا پایین نبره داستان گی‌ آبتین حشری. آبتینم که از این کار خسته شده بود قبول کرد. میلاد شماره ی آبتینو گرفت تا هروقت خواست دو چرخشو برداره میلاد بیاد و در انبارو باز کنه. هرچی زمان می گذشت رابطه ی آبتین و میلاد گرم و گرمترمی شد. پدر و مادر آبتین هردوشون شاغل بودند . مادر آبتین بعدازظهر ها تو یه مطب دندان پزشکی کار می کرد و پدرشم راننده بود و اکثر وقتا تو خونه نبود. بعد از یک هفته حسابی با هم صمیمی شدند و وقتی مادر آبتین می رفت سرکار

آبتین میلادو می آورد خونشون و با کامپیوتر بازی می کردند

پوشش آبتین تو خونه خیلی بد تر از بیرون خونه بود. آبتین یه شلوار ورزشی آدیداس تنگ می پوشید و اونم می چسبید به باسنا و رونای تپل مپلش. اغلب پشت شلوارش میون باسناش گیر می کرد و حتی خط شورتشم پیدا می شد. آبتین متوجه نگاه های شهوتی میلاد شده بود ولی چون میل به خودنمایی داشت از بدن سکسیش استفاده می کرد و میلادو به طرف خودش می کشید. میلاد هم اونقدر عاشق آبتین شده بود که هرکاری براش می کرد. پوشش سکسی آبتین و بدن خوش فرمش میلادو دیونه می کرد و گاهی می خواست که همونجا کارشو بسازه ولی صبر می کرد تا وقتش برسه. یه روز که با هم پشت کامپیوتر نشسته بودند و فیلم می دیدند، آبتین رفت تا از یخچال یه بطری آب سرد بیاره. میلاد هم سریع رفت زیر میزو و یواس بی اسپیکر را از جاش بیرون کشید. وقتی آبتین برگشت و فیلمو پلی کرد دید که صدا نداره. آبتین تعجب کرد و گفت یعنی چه؟ اینکه طوریش نبود؟ میلاد گفت حتما کابلش در اومده. آبتین دو زانو نشست و خم شد به طرف کیس و شروع کرد به ور رفتن با کابلا. میلاد صدای کاپیوترو بست. شلوار آبتین بین باسناش گیر کرده بود و خیلی جذاب شده بودند. آبتین هرچی یو اس بی رو تو و بیرون می کرد می دید صدا وصل نمی شه داستان گی‌ آبتین حشری.

با اینکه هنوز حس انگشت میلادو بین باسناش به خاطر داشت پرسید

این دیگه چکاری بود؟ میلادم چیزی نمی گفت. از هینجا بود که روشون توروی همدیگه باز شد و رفتار آبتینم به میلاد چراغ سبز نشون داد آخه انگار از کار میلاد راضی هم بود. آبتین به میلاد گفت اگه میشه دیگه از این کارا با من نکن آخه خوشم نمیاد ولی با خنده و لحنی گفت که یعنی خیلی هم بد نیست که انگولکم کنی. اون روز تموم شد و شبش هر دوشون به ماجرای پیش اومده فکر می کردند. ولی چیزی که معلوم بود این بود که دو طرف دیگه نسبت به هم حیا نداشتند.

بعد از اون روز اداهای آبتین هم بیشتر شد. هر وقت میلاد می آمد خونشون، قبل از اینکه درو باز کنه خم می شد و بلند می شد تا شلوارش بره میون قمبلاش چون میدونست میلاد اینطوری بیشتر دوست داره. هروقت جلو میلاد راه می رفت بیش از حد کمرشو پیچ و تاب می داد. تموم کاراش باعث می شد میلاد جسورتر بشه. یک بار وقتی داشت جلو میلاد راه می رفت میلاد دستشو برد طرف کون آبتین و انگشت اشارشو میون باسناش فرو برد و شلوارشو از میون باسناش کشید بیرون. تنها عکس العمل آبتین یه جا خوردن کوچولو بود و اینکه یه قدم پرید جلو تر تا دست میلاد به کونش نرسه. پشت کامپیوترآبتین رو یه صندلی معمولی می نشست و میلاد هم رو یه چارپایه کوچولو. هر کدوم بعد از مدتی جاشون عوض می کردند. وقتی آبتین رو چارپایه می نشست کونش از هر چهار طرف می زد بیرون و باسناش میلادو دیونه می کرد. یه روز وقتی آبتین رو چارپایه نشسته بود به میلاد گفت پاشو جامونو عوض کنیم کمرم خسته شده. میلاد که از انگولک کردن ابتین ترسی نداشت دستشو به کمر آبتین گذاشت گفت می خوای برات بمالمش آبتینم گفت بمال ببینم. میلاد صندلی رو چرخوند به طرف آبتینو دست راستشو گذاشت به کمرش و دست چپشم گذاشت رو شکمش . شروع کرد به مالیدن کمرآبتین. کم کم دست چپشو آورد پایین و کشال رون آبتینو تا زانوش نوازش کرد. بعد همونو دور کمرش حلقه کرد و با دست راستش شروع کرد به مالیدن باسنای آبتین. آبتین خواست بلند بشه که میلاد بادست چپش مانع شد. آبتین دوباره خواست بلند بشه که میلاد بازم نگذاشت. میلاد انگشتشو میون باسنای آبتین جلو عقب می کشید و حشرش حسابی زده بود بالا که یه دفعه جیغ آبتین اونو سرعقل آورد و دستاشو از تن آبتین برداشت. آبتین گفت چیکار میکنی؟ دوتا انگولک میندازی بهت چیزی نمیگم پررو شدی؟ اگه بهت رو بدم همینجا کونمو لخت می کنی؟ میلاد واسه اولین بار بود که عبارتی مثل کون لخت کردنو ازآبتین می شنید.

معلوم بود که دیگه هیچ حریمی برای هم قائل نیستند

آبتین گفت اگه میخوای ازم بیش از حد سوء استفاده کنی دوستیمونو بهم می زنم. میلاد هم پاشد به بهانه ی دلجویی از آبتین دوبار بوسش کرد. یه بار گونه ی آبتینو بوسید و یه بارم لباشو ، بعد هم از آبتین عضر خواهی کرد. آبتین که یکم ترسیده بود ( چون هرچی خواست بلند بشه میلاد مانع می شد ) آروم شد. اون روز تموم شد و میلاد با کنترل شهوتش باز آبتینو برا خودش نگه داشت. میلاد به همون چند تا انگولک وقت سلام و خداحافظی قناعت کرد و زمان گذشت.
آبتین کم کم داشت به بلوغ می رسید. احساس می کرد دلش میخواد به برجستگی های بدن زنا تو فیلما و شوها نگاه کنه. وقتی رو شکمش میخوابید یه حس عجیبی رو میون پاهاش حسس می کرد و حتی یه شب هم تو خواب جنب شد. کم کم حس می کرد چرا میلاد اینقدر بهش نگاه می کنه و انگولکش می رسونه. کم کم دید انگار منتظره میلاد به پشتش دست بزنه آخه این کار تحریکش می کرد. حتی روبه روی آینه که می ایستاد بر می گشت و باسناشو نگاه می کرد. آبتین احساساتشو به میلاد بروز داد و میلاد هم با نشون دادن فیلم پورن به آبتین، شهوت آبتینو شعله ورتر کرد. کار به اونجا رسید که آبتین از میلاد می خواست فیلم سوپر براش تهیه کنه و میلاد هم اینکارو می کرد ولی نه مجانی. اولش می خواست به ازای هر سی دی سوپر بزاره که حسابی کونشو انگلک کنه و بماله. آبتین که حسابی دلش سوپر می خواست راضی می شد. کم کم نرخ رفت بالا و لب هم ازش می گرفت. آبتین شهوتشو نمی تونست کنترل کنه و میلاد هم از شهوت آبتین نهایت استفاده رو می کرد.

در آخر میلاد نامردی رو به حد اعلی رسوند و به آبتین خودارضایی یاد داد. آبتین از اول قبل از اینکه به بلوغ جنسی برسه به خود نمایی علاقه داشت، بعد هم انگولک های میلاد و مالیدنش، تماشای فیلم سوپر و … باعث شد کم کم تو خیال پردازی های جنسیشم حین خود ارضایی خودشو جای مفعول قرار بده چون زود تر اونو به ارگاسم می رسوند. همه و همه آبتینو اونقدر دیونه و سکسی و آتشین کرد ( مخصوصا خیالات کون دادن حین خودارضایی ) که میل جنسیش کاملا منحرف شد و علی رغم اینکه یه پسر بود و طبیعتا فاعل ، کم کم به کون دادن داستان گی‌ آبتین حشری، تمایل پیدا کرد و تصمیم گرفت که به خیال پردازی های جنسیش حین خودارضایی، جامه ی عمل بپوشونه.

آبتین اسیر شهوت شده بود. دلش می خواست کون بده تا به آخرین حد سکس برسه. دیگه فیلم و خودارضایی آرومش نمی کرد. کم کم به این فکر می کرد که به یکی بده و کی بهتر از میلاد. قبلا میلاد نگاه های خیره و جنسی به آبتین داشت، حالا خودشم یه جور دیگه به میلاد نگاه می کرد. برای همین کاری کرد که میلاد حسابی تعجب کرد .یه بار که میلاد به خونه آبتین رفته بود قبل از اینکه میلاد شروع کنه به ور رفتن با کونش آبتین، خود آبتین اومد نشست رو پای میلاد وشروع کرد به لب گرفتن از میلاد. میلاد می دونست آبتین از خودنمایی و جلب توجه و یه ذره انگولک کردن خوشش میاد ولی باورنمی کرد میل کون دادن هم پیدا کرده. آبتین در همون حال که داشت از میلاد لب می گرفت کونشو روی رون مبلاد می مالید و وگاهی هم باسنای نرمشو روی زانوی میلاد می گذاشت و فشار می داد. میلاد هم کمی گرم شد و از شوک بیرون اومد شروع کرد به لب گرفتن. بعد از چند دقیقه میلاد در گوش آبتین گفت یه کاری برام میکنی؟ آبتینم که از خداش بود گفت کون میخوای؟ میلادم گفت آره جووونم و باز شروع کردند به معاشقه.

بعد از اینکه حسابی با هم دیگه حال کردند، آب میلاد اومد و شروع کرد به لرزیدن و محکم آبتینو تو آغوش گرفت و گردنشو لیس زد. کمی بعد میلاد به آبتین گفت فردا جمعه کسی خونمون نیست . میتونی از صبحش بیای خونمون؟ آخه میخوام حسابی حال کنیم با هم. آبتین هم که نمی دونست قراره حسابی گائیده بشه قبول کرد.
آبتین شب جمعه به مامانش گفت که جمعه می خواد با دوستاش بره کوه. مادرشم قبول کرد. صبح جمعه آبتین با همون لباسای تنگ و خوشکلش که حسابی کونشو قشنگ می کرد از خنه زد بیرون و به جای کوه رفت خونه میلاد داستان گی‌ آبتین حشری. میلاد از قبل یک دوربین به صورت مخفی میون سبد گل روی میزجلوی مبل سه نفره کار گذاشته بود و آبتین هم از این ماجرا چیزی نمی دونست. میلاد می خواست یه برگ برنده دستش باشه چون میدونست که احتمالا آبتین واسه دفعه های بعد شاید دیگه راضی به این کار نشه. آبتین وارد خونه میلاد شد و میلاد هم اونو برد طرف مبل. هردشون بین میز و مبل ایستادند. میلاد از قبل میزو کمی عقب کشیده بود تا کادر بزرگی تو فیلم بیفته و کل ماجرا ضبط بشه. میلاد آبتینو درآغوش گرفت و شروع کرد به بوسیدن گونه هاش. بعد از مدتی با دستاش کون و کمر آبتینو نوازش می کرد. آبتین همون لباسایی را پوشیده بود که میلادو دیونه کرده بود. شلوار تنگ سرمه و تی شرت کوتاهی که به زور قمبلاشو می پوشوند. میلاد دستشو روی کون آبتین می کشید و گردی باسناشو با گف دستش لمس می کرد. اما برخلاف همیشه شلوار آبتین میون باسناش گیر نکرده بود و هنوز نقش و نمای کونش یه اوج نرسیده بود واسه همین میلاد همونطوری که بغلش کرده بود، باهم نشستند و باهم بلند شدند و بلند شدن همانا و نمایان شدن چاک کون آبتین همان . میلاد انگشتاشو یکی یکی بین باسنای آبتین می کرد و با انگشتاش چاک کونشو از هم باز می کرد. بعدش با هر کدوم از دستاش یکی از باسنای آبتینو گرفت و اونارو از هم باز کرد. چند تا ضربه کوچولو به نوک قمبلاش زد.

هردوشون نشستند رو مبل و حسابی عشق بازی کردند. میلاد آبتینو به پشت روی مبل خوابوند و خودشم خوابید روش. بازم ازش لب گرفت و گونه هاشو بوسید و زیر لاله ی گوششو لیس زد. حسابی باهم حال می کردند.
آبتین هیچوقت میلادو اینقدر شهوتی و داغ ندیده بود . طوری لباشو می خورد که انگار تا حالا لب نگرفته. حسابی بدنشو رو بدن آبتین می مالید طوریکه با تموم بدنش بتونه نرمی تن آبتینو حس کنه. آبتین هم حسابی حال می کرد چون تا قبل از این مورد هیچوقت همچین رابطه ای در این حد نداشته بود. اما آبتین کمی نگران بود آخه حس می کرد میلاد از کنترلش خارج شده و می ترسید در ادامه با توجه به شدت شهوت میلاد با مشکل روبرو بشه.
میلاددستاشو گذاشت پشت سر آبتین و بلندش کرد. تی شرت و زیرپوش آبتینو از تنش بیرون کشید و شروع کرد به لیسیدن سینه های آبتین. میلاد نوک سینه هاشو گاز گرفت و اولین ناله آروم آبتین شنیده شد. میلاد حسابی سینه های آبتینو مکید و لیس زد و اومد سراغ نافش.

هق هق آبتین دراومد و وقتی میلاد دید داره خفه میشه کیرشو بیرون کشید. ابتین سریع یه نفس عمیق کشید. خالت تهوع بهش دست داده بود ولی میلاد خیلی توجه نکرد و دوباره کیرشو چسبوند ته حلقش. حسابی به حلق آبتین فشار می داد و آبتین هم که حالش اصلا خوب نبود با دستش به رون های میلاد می زد. میلاد دوباره کیرشو بیرون کشید و آبتین با التماس گفت داری اذیتم می کنی که میلاد دوباره تو دهنش گذاشت و همون کارو تکرار کرد. وقتی از دهنش بیرون کشید به آبتین گفت ساک می زنی یا نه؛ آبتین با تکون دادن سرش گفت قبوله. میلاد نشست رو مبل و آبتین هم بلند شد و جلوی میلاد رو زانو نشست و کیر میلادو تو دستش گرفت و همونطوری که تو فیلما دیده بود شروع کرد به ساک زدن. آبتین با اینکه بار اولش بود ولی حسابی با حس حال ساک می زد و میلاد هم حال می کرد. میلاد با دستاش سر آبتینو محکم گرفته بود. بعد از چند دقیقه میلاد ارضا شد و دهن آبتینو با آبش پر کرد. میلاد سر آبتینو محکم گرفته بود. آبتین می خواست دهنشو خالی کنه ولی نمی تونست. آب میلاد از دور لباش بیرون می ریخت. بعدش میلاد سرشو رها کرد و آبتینم سرشو بالا آورد و بقیه ی آب میلادو تف کرد بیرون.

میلاد از رو مبل پاشد و آبتینو به پشت خوابوند. دکمه ی شلوارشو باز کرد و زیپشو کشید پایین . آبتین پاهاشو هوا کرد و میلاد شلوارشو تا زانو کشید پایین. بعدش اونو به شکم چرخوند و شورت هفتیشو از میون باسناش بیرون کشید و اون روهم کشید پایین. حالا همون کونی که تو راه پله دلشو برده بودو لخت می دید. دستاشو گذاشت رو پوست باسناش. این دفعه شورت و شلوار آبتین واسطه ی دستاشو کون آبتین نبودند. میلاد هم به شکم خوابید رو پاهای آبتین و صورتشو چسبوند به کونش. زبونشو میون باسناش فرو کرد و اونو بینشون جلو عقب کرد. اونقدر زبونشو عقب آورد تا اینکه نوکشو چسبوند به سوراخ کونش. آبتین حسابی به رعشه افتاد و حسابی هیجان زده شد. زبون میلاد کونشو قلقلک می داد و میلاد هم شروع کرده بود به لیسیدن سوراخ کون آبتین.
میلاد از خوردن کون آبتین سیر نمی شد. با زبونش حسابی میون باسنای آبتینو لیس زد. بعدش شروع کرد به مکیدن نوک قمبل های آبتین. این کارش آبتینو حسابی حشری کرد و آبتین مدام ازش می خواست که دیگه بکنتش. میلاد هم از خداش بود ولی یه مشکلی وجود داشت. آبتین دفعه اولش بود و حسابی تنگ بود. هرکسی نمی تونه کیرشو تو کون پسری بکنه که بار اولشه. میلاد هم اینو میدونست. از طرفی این روهم می دونست که آبتین هرقدر هم که دلش بخواد بده وقتی دید خیلی درد داره ممکنه امتناع کنه و بزنه زیرش.

میلاد با انگشت کوچیکش شروع کرد. نوکشو گذاشت رو سوراخ آبتین و یه فشار کوچیک داد. آبتین چشماش گرد شد و اولین دردشو حس کرد. میلاد با ملایمت به کارش ادامه داد و تو نفس نفس زدن های آبتین انگشتشو فرو کرد تو سوراخ کون آبتین

آبتین حسابی درد می کشید و کونش می سوخت. مدام التماس می کرد که یواش تر یواش تر. آه و اوه آبتین میلادو بیشتر تحریک می کرد و اونم مدام به سرعت انگشت کردن اضافه می کرد. آبتین دیگه تحمل نداشت گفت بسه دیگه بسه نمیخوام بکنیم وخواست بلند بشه. میلاد دیونه ی شهوت شده بود و نمی فهمید داره چیکار میکنه. همین که آبتین سرشو بالا آورد و نیم خیز شد تا بلند بشه، میلاد محکم کوبید تو سر آبتین. آبتین با صورتش محکم خورد تو دسته مبل و زار زار زد زیر گریه. التماس می کرد ولش کنه تا بره. شصت میلاد حسابی کونشو صفا داده بود و فهمیده بود اگه ادامه بده حسابی حالش گرفته میشه و کونش پاره. اما میلاد اینو نمی خواست و تو این فکر بود که حسابی با کون آبتین حال کنه.

همین باعث شد نوک کیر میلاد توکونش جا بشه و تنها کافی بود میلاد یه فشار درست و حسابی بده. میلاد بیشتر زور زد و آبتین هم که زیر دست و پاش بود اولین درد کونشو با یه ناله خسته به گوش میلاد رسوند. کم کم میلاد فشارو بیشتر کرد و آبتین هم حسابی دردش گرفت. نوک کیر میلاد یه تکون حسابی خورد و یکم فرو رفت. آبتین دیگه آروم قرار نداشت و یه نفس جیغ می کشید درد تموم وجودشو گرفته بود و نمی تونست کاری بکنه مدام دست پا می زد و یه نفس جیغ می کشید. میلاد هم قرص و محکم آبتینو گرفته بود و مدام فشارمی داد. نوک کیر میلاد فرو می رفت و کون آبتین ذره ذره جا باز می کرد. آبتین دیگه نا نداشت.
میلاد تموم قدرتشو جمع کرد و تا اونجایی که زور تو کمرو دستاش بود فشار داد. یک دفعه چشمای خمار و خسته ی آبتین گرد شد. دست و پای آبتین از حرکت ایستاد و پاهاش که تو هوا بود یه دفعه افتاد رو زمین. رنگ از صورت آبتین پرید و نیمه هوش شد. میلاد کیرشو تا ته تو کون آبتین کرده بود و آبتین از شدت درد بی حال شده بود و غش کرده بود. میلاد کیرشو کمی بیرون کشید و دوباره فرو کرد. چند بار این کارو کرد و بعدش شروع کرد به سیخ زدن آبتین. بعد از مدت کوتاهی کیر میلاد سرخ شد. خون آبتین کیر میلادو سرخ کرده بود. بعد از چند دقیقه یک دفعه آبتین با صدای واییییییییییییییی کوووووونم دل میلادو قرص کرد و اونم به کارش شدت داد آخه کم کم داشت از بی حالی آبتین می ترسید و می خواست ببینه حالش خوب میشه یا نه. صدای آبتین میلادو شیر کرد و شروع کرد به تلمبه زدن با حد اکثر سرعت و قدرت. آبتین ناله های کم جون می کشید. حسابی دور سوراخ کونش خونی شده بود. میلاد بیرحمانه به گوشت تن آبتین سیخ می کشید و لذت می برد.

مهرداد بدون هیچ عجله ای به سراغ شورت مرضیه رفت و اون رو از پاش درآورد

کس مرضیه رو احتمالا از سن پنج شش سالگی به بعد کسی ندیده بود جز ممعلی. اما مرضیه در اون لحظه فقط دوست داشت ارضا بشه. براش اصلا هیچ چیز دیگه مهم نبود. لحظه ای فکر کرد اگه الان خانم بیدار شه و ببینه دوس پسرش رو مرضیه تور کرده چی میگه. پیش خودش گفت:“زنیکه کثافت جنده، هر چی میخواد بگه فوقش اخراجم میکنه.” مرضیه بعد از فوت ممعلی به پیشنهاد خواهرش معصومه به تهران اومد. معصومه یه خونه کوچیک طرفهای شابدولعظیم(شاه عبدالعظیم) کرایه کرده بود. شوهر معصومه، عبدالله، تو نونوایی کار میکرد و درآمد اضافی نداشت. مرضیه باید کار میکرد ولی این حسن رو داشت که بچه ها پیش معصومه بودند. بعد از چند بار که توسط یه آژانس برای تمیز کردن خونه خانم دکتر فرستاده شد سرانجام دکتر ازش خواست که هفته ای سه بار برای تمیز کردن خونش بیاد.

هنگامیکه مهرداد شروع به لیس زدن کس مرضیه کرد

رو ابرها بود. مرضیه این رو خوب میدونست که با خوردن کسش سریع ارضا میشه. اما در طول زندگی مشترک تنها موارد انگشت شماری بود که ممعلی کس مرضیه رو خورده بود و در همه موارد مرضیه به سرعت ارضا شده بود. اما نه شرایط جوری بود که این تجربه زیاد تکرار بشه نه ممعلی علاقه ای به خوردن کس مرضیه داشت. اما حالا مهرداد با زبردستی مشغول خوردن کس مرضیه بود. مرضیه امواج خفیفی رو حس میکرد که از در حال جمع شدن در بدنش هستند. یواش یواش بدنش به لرزه افتاد. سر مهرداد رو هرچه بیشتر فرو میکرد به کسش و در یک لحظه حس کرد چیزی در حال ترکیدن هست در درون بدنش. ناگهان سر مهرداد رو به عقب هل داد پاهاش رو جمع کرد زیر شکمش و با چند تکانه شدید بهترین ارگاسم زندگیش رو تجربه کرد.

چند لحظه بعد مرضیه این بار شاید عاشقانه لبهای مهرداد رو بوسید و مکید و گفت:“این بهترین ارضا شدن زندگیم بود، نوبت منه.” مهرداد از اون پسرهایی بود که از سکس با زنان سن بالا (میلف) لذت زیادی میبرد. ترکیب جوانی، جذابیت، چهره و اندام زیبا و وضع مالی مناسب پدر باعث شده بود مهرداد در بیست و هفت سالگی با زنان بسیاری سکس کرده باشه، اما زنی مثل مرضیه به رغم زیبایی ذاتیش قطعا هیچگاه مورد نظر مهرداد قرار نمیگرفت. با این وجود وقتی مرضیه مجددا شروع به ساک زدن برای مهرداد کرد لذت زایدالوصفی در وجود هر دو وجود داشت. مرضیه با هر مک سعی میکرد آب منی رو از اعماق وجود مهرداد بیرون بکشه، اما تاثیر قرص وایاگرا و اسپری بنزوکایین باعث میشد مهرداد نگرانی نداشته باشه. برای لحظاتی مهرداد سر مرضیه را در بین دستانش گرفت و کیرش رو با سرعت و قدرت در دهان مرضیه تکان داد. مرضیه خودش هم نمی دونست که چرا از این حرکت خشن مهرداد نه تنها بدش نمیاد که لذت هم میبره.

میلاد هم که فقط می خواست یه بار دیگه ارضا بشه اصلا توجه نمی کرد. میلاد یه بار از پشت آبتینو گائید و حالا می خواست از جلو هم کارشو یکسره کنه. آبتین از شدت درد داشت دوباره غش می کرد ولی میلاد مدام تلمبه می زد. میلاد داشت خسته می شد. دیگه زانوهاش یاری نمی کرد و کمرشم جونی نداشت. اما ارضا شدن دوباره میلادو به ادامه کارش سوق می داد. التماس کردن های آبتین به همراه آه و اوهی که می کرد مدام تو گوش میلاد می خوند که ادامه بده و میلاد هم ادامه داد. نزدیک 10 دقیقه میلاد با تموم قدرت و سرعتش کون آبتینو سیخ زد و کم کم حس کرد داره ارضا میشه و یه دفعه به اوج رسید و کیرشو از کون آبتین بیرون کشید و چندقطره آبشو ریخت رو صورت آبتین و بعدشم کیرشو گذاشت دهنش.

میلاد گفت پس با دوربین خداحافظی کن و برو. آبتین تعجب کرد و گفت چی؟ میلاد هم دوربینو نشونش داد و گفت : بعد از این باید هروقت خواستم به خودم یا به کسی که میگم کون بدی مگرنه سی دی خودتو میدم به بابا مامانت. آبتین حسابی نارو خورده بود، بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد. آبتین باز هم گشاد گشاد راه افتاد و از خونه میلاد بیرون اومد با هزار زحمت از پله ها بالا رفت در حالی که انگار آهن سرخ تو کونش کرده بودند. درو باز کرد رفت تو خونه. خوش شانس بود و مادرش اون موقع خواب بود. رفت تو اتاقش. شورتشو عوض کرد آخه شورتش حسابی خونی شده بود. شلوار آدیداسشو پوشید و رو تختش دراز کشید. برگشت رو شکمشو پاهاشو باز کرد. اینطوری کمتر کونش می سوخت. هنوز احساس می کرد یه چیزی تو کونشه. پتوشو کشید رو بدنشو سعی کرد بخوابه. آبتین هنوز نمی دونست قراره بعد از این چی سرش بیاد.
Two cocks for your wet fuck holes

RAWEURO Young Euro Twinks Barebacked In A Threesome

داستان گی‌ آبتین حشری

سکس الکسیس

From:
Date: November 27, 2020