Download complete video now!

داستان سکس خشن نهال با شوهرش توضیح میدادم تا خواستم دهنمو باز کنم دستشو

داستان سکس خشن نهال با شوهرش

محکم با دستش کوبید رو فرمون .میدونستم عصبیه ولی باید واسش توضیح میدادم تا خواستم دهنمو باز کنم دستشو به علامت سکوت آورد بالا و گفت ی کلمه نهال ی کلمه حرف بزنی خونت پای خودته ….صداش بم بود معلوم بود از عصبا نیت داره منفجر میشه ولی خودشو کنترل میکنه .رسیدیم در خونش ماشینو پارک کردو پیاده شدیم رفتیم تو ساختمون دکمه اسانسورو زد وقتی رسید پایین ی پسر جوون توش بود ک ی لحظه نگاش افتاد به من و باهم چشم تو چشم شدیم سرمو انداختم پایین و اون رد شدو رفت فهمیدم کوروش با شک بهم نگا کرد ولی به روی خودم نیووردم وقتی رسیدیم درو باز کردو رفت تو منم کفشامو دراوردمو رفتم داخل..نشست رو مبل و ی سیگار روشن کرد کیفو گذاشتم رو اپن و برقو روشن کردم رفتم سمت اتاق خواب که لباسامو عوض کنم ی شلوارک کوتاه لی و ی تاپ تنگ سفید بدون سوتین موهامو ک تا گودی کمرم بود شونه کردمو ریختم دورم داستان سکس خشن نهال با شوهرش

رفتم تو اشپزخونه و کتری برقیو روشن کردم استرس داشتم وقتی اینجوری ساکت بود یعنی یه تنبیه اساسی واسه ی من …صداشو شنیدم ک گفت نهال بیا اینجا صداش خسته بود و عصبی رفتم روبه روش وایسادم ک به کنار خودش رو مبل اشاره کردو گف بتمرگ نشستم کنارش و گفتم کوروش بخدا فقط خواست ازم جزوه بگیره اخه چرا …حرفمو قط کردو با عصبانیت و صدایی شبیه داد گفت جزوه ؟اون پسره ی عوضی با اون لبخند ژکوند فقط ازت جزوه گرفتتت؟
داستان سکسی ایرانی
آرهههه پس چرا تا من رسیدم در دانشگاه صدای خندش کل اونجا

رو برداشته بود گفتم کوروش بخدا قسم هیچ حرفی نزدیم فقط گفت

جزوتونو میخوام منم بهش دادم همین اونم نمیدونم چرا یه دفعه خندید کوروش راست میگم بخدا …توچشمام نگا میکرد انگار میخواست بفهمه راست میگم پک محکمی ب سیگارش زد و من همون لحظه سوزش وحشتناک بازومو حس کردم لبمو محکم بهم فشار دادم با شدت بیشتری سیگارشو روی بازوم فشار دادو انگار میخواد ی پیچو وارد بدنم کنه چرخوندش زیر لب آروم و نجوا گونه گفتم غلط کردم سیگارو با عصبانیت پرت کرد رو میز جلوی مبل جرات نگاه کردن به بازومو نداشتم اومد جلو موهامو پیچوند دور دستش و سرمو کشید بالا صورتم از درد جمع شد موهامو کشیدو مجبورم کرد وایسم تو همون حالت به سمت اتاق هولم داد کمرم محکم خورد به دستگیره در اشک تو چشمام جمع شد درو اتاقو باز کردو پرتم کرد روتخت رفت سراغ کمد خشک شده بودم فقط دوبار تنبیهم کرده بود وقتی سراغ این کمد میرفت ینی خیلی ازم عصبانیه برگشت و یه دیلدو دستبند 4 تا گیره کمربند داستان سکس خشن نهال با شوهرش

چرم و ی بطری نوشابه کوچیکو گذاشت رو تخت با وحشت نگاش کردم گفتم کوروش نه من فردا دانشگاه دارم خواهش میکنم اومد سمتم روتخت کنارم نشست دست بندو برداشت و دستامو از پشت بست میدونستم مقاومتم جری ترش میکنه واسه همین باهاش همکاری میکردم خوابوندم روتخت تاپمو جر داد و شلوارکم و شورتمو و دراورد خشک شده بودم دهنم گس شده بود بدنم سر بود یخ کرده بودم …گیره هارو برداشت و زد به نوک سینم نالم بلند شد اروم گفت وقتی واسه هر پسری عشوه میای نتیجش میشه همین و محکم به نوک سینم ضربه زد جیغ زدم گفت نگاش به اینا بود؟نگفتی صاحاب داری؟مگه من واسه تو ی جنده ی حلقه نگرفتم ک بدونن توی الاغ صاحاب داری؟

هااااااان؟سرمو باترس به نشونه ی مثبت تکون دادم دوتا گیره ی دیگرو

برداشت و وسط پاهام نشست گیررو زد به لبه های کسم اروم ناله میکردم سینم میسوخت کسم درد میکرد تیر میکشید بطری رو برداشت و سرشو محکم کرد تو ازطرفی بخاطر ایکنه ترشح نداشتم و جنس در بطری باعث شد به دیواره های داخلی کسم ساییده بشه وحس درد سوزش نمیدونم چجوری توصیفش کنم فقط میتونم بگم وحشتناک بود هق هق میکردم از درد کوروش با انگشتش به ته بطری ضربه میزدو باعث میشد بطری ی سانت ی سانت بیاد بالا ولی از یه جایی ب بعد داشت از کسم سر میخورد بیرون که کوروش با همه قدرتش تا ته کسم فشارش داد با همه وجودم جیغ کشیدم هق هقم شدید تر شد حتی نمیتونستم بهش التماس کنم ولم کنه بطریرو همونجا ول کردو دیلدوو برداشت میون گریه هام ب زور گرفتم کو روش توروخدا بسه …دارم میمیرم غلط کردم گوه خوردم کوروش بیخیال دیلدو شد انگار دلش واسم سوخت کمربندشو برداشت و تا جون داشت کتکم زد همه وجودم درد میکرد نوک سینه هام کبود بود کل بدنم بی حس بود انقدر جیغ زده بودم و گریه کرده بودم گلوم درد میکرد اما اصل کاری مونده بود ..شروع کرد به در آوردن لباساش وقتی کارش تموم شد اومد گیره هارو از لبه ی کسم و سینه هام باز داستان سکس خشن نهال با شوهرش

کرد بطریو کشید بیرون کسم گشاد شده بود میتونستم راحت ی جنین

چهارماهه سقط شدرو دفع کنم …از کف سرم موهامو گرفتو سرمو بلند کیرشو مالید به لبام دهنمو باز کردم کیرشو کرد تو دهنمو تندتند تلمبه زد 5 دقیقه همینجوری تلمبه میزد حالم بد شده بود احساس خفگی میکردم گردنم درد گرفته بود قفل دست بندو آورد و بازش کرد دراز کشید میدونستم بازم باید براش ساک بزنم کلاهک کیرشو مالیدم دور لبام با لبام فشارش دادم کردمش تو دهنمو مکیدمش خایه هاشو لیس زدم کیرشو با دستام میمالیدم و میخوردم بدنم کوفته شده بود دستاشو گذاشت رو پهلوام و کشیدم بالا کیرشو کرد تو کسم و تلمبه زد… صورتم دقیق رو به روی صورتش بود دستشو گذاشت رو پهلوم و مشتش جمش کرد بازم گریم گرفت خیلی درد میکرد گفت بازم با پسرا لااس میزنی هان ؟و سرعت تلمبه هاشو بیشتر کرد با گریه گفتم نه دیگه حرف نمیزنم آییییی با اون دستش محکم زد رو کونم گردنم خیلی درد میکرد خم شدمو سرمو گذاشتم تو گودی گردنش سرعتشو برد بالا تر میدونستم داره ارضا میشه در گوشش اروم حرف میزدم با همون صدای بغض دارم گفتم عشقم به خدا من عاشقتم چرا باید برم با یکی دیگه وقتی تورو دارم؟کوروش من بدون تو میمیرم تنهام نزار و شدید تر هق هق کردم آبشو حس کردم که خالی کرد تو کسم سریع خوابوندم رو تخت ولبامو بوسید و بغلم کرد جمع شدم تو بغلش به محبتش نیاز داشتم دوسش داشتم با همه خوبیا و بدیاش نفسم بود…شوهرم بود.

مرضیه فکر میکرد با ساک زدن هم مشکل

مهرداد رو حل کرده، هم بدنش رو نامحرم ندیده و تازه لذت هم برده است. در دوران زندگی با ممعلی فرصت چندانی برای ساک زدن مرضیه پیش نیومده بود. به جز اون یه هفته ای که تو خونه تنها بودند چند بار دیگه هم مرضیه دور از چشم بچه ها و فامیل ساک زده بود، اما رویهم رفته بیست بار هم نشده بود و برای همین اشتیاق عجیبی داشت.
مهرداد کیرش رو جلوی صورت مرضیه گرفت و مرضیه کیر رو در دستش گرفت و به دهان برد. به محض تماس کیر مهرداد با زبانش، مرضیه ترشح زیادی رو در کسش حس کرد. با علاقه شروع به ساک زدن کرد. مرضیه میدونست که به سادگی از اون حالت نمیتونه بیاد بیرون. بی اختیار در حین ساک زدن دستهاش رو به اندام عضلانی مهرداد میکشید و لذت میبرد.
هر دو تصمیم گرفتند به اتاق خواب دیگه ای بروند و در اونجا مهرداد لبهاش رو رو لبهای مرضیه گذاشت و مرضیه هم با اشتها لبهای مهرداد رو میمکید. به خودش حق میداد چرا که بیش از دوسال بود که سکس نداشت. آخرین سکس مرضیه شب قبل از رفتن ممعلی به تبریز بود. مدتی بود ممعلی بیکار بود و تصمیم گرفته بود برای کار ساختمانی به تبریز بره. سه ماه بعد خبر اومد که ممعلی از بالای ساختمون خورده زمین و وضعش خرابه و سه روز بعد ممعلی مرد و مرضیه رو با دو تا بچه تنها گذاشت.

ناگهان مرضیه مهرداد رو از خودش دور کرد و گفت:“نه تو یه نامحرمی، این کار درست نیست.” مهرداد هاج و واج مرضیه رو نگاه میکرد و به شانس تخمیش لعنت می فرستاد. مرضیه هم داغ داغ بود. نمی تونست جلوی خودش رو بگیره. این بود که به مهرداد گفت:“یا الله صیغه بخوان. زوجتک لنفسی بمهر المعلوم و المدت المعلوم.” حالا خیال مرضیه راحت بود و اجازه داد تا مهرداد لختش کنه. وقتی مهرداد پستانهای گرد، خوش فرم و برجسته مرضیه رو دید چشمانش گرد شد و شروع به مکیدن یکی و مالیدن دیگری شد. مرضیه زیاد تجربه خورده شدن پستانهاش رو نداشت. شرایط سکس اون با ممعلی جودی نبود تا به قول مرضیه این قرتی بازیها را در بیاورند. اگر چه ممعلی هر چند ماه یکبار هر وقت شرایط مساعد بود این کار رو میکرد. مرضیه از مکیدن و زبون زدن و گاهی اوقات گازهای آرومی که مهرداد از نوک صورتی رنگ پستانهاش می گرفت لذت وافری میبرد. کسش کاملا خیس شده بود. آماده آماده بود.

ينيك زوجتة ويصورها، مقطع كلش ساخن، اتحداكم ما تنفجروا من النشوة

سکس امریکایی

داستان سکس خشن نهال با شوهرش

 

From:
Date: November 27, 2020